تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

نقاط قوت و ضعف

در این مرحله از رشد (بخش نخست از دوره جوانى ) بیش تر افراد در مرحله اى هستند که فقط همان لحظه و همان زمان حال را مى بینند و بیش تر آنچه را که با آن تماس دارند و ملموس است احساس مى کنند. در نتیجه ، براى آنان خیلى عادى و طبیعى است که تفکر دوگانه اى داشته باشند و خود را گاهى خوب و گاهى بد ببینند. از آن جایى که این گونه تفکر، تاثیر منفى بر توانایى ها و عملکرد نوجوان در پذیرفتن خود به عنوان یک انسان در بر دارد، مهم است که بدانند که همه همسالانى که با آنان رفت و آمد و برخورد دارند، داراى نقاط قوت و ضعف اند و این امر، در همه وجود دارد و مختص آنها تنها نیست . بنابراین لازم است که نوجوانان در این سنین بدانند که همه افراد داراى نقاط قوت و ضعف اند و همچنین آگاهى پیدا کنند و که اصولا ما نباید یک فرد را به طور کلى و مطلق ، خوب (بدون عیب ) و یا بد(بدون جهات خوبى ) ارزیابى کنیم . این دیدگاه ، دیدگاه درست و صحیحى نیست ؛ زیرا اگر شما یک مداد و یک کاغذ بردارید و در مورد خودتان (یا هر کس در مورد خودش ) فکر کنید که چه نقاط مثبت و چه نقاط منفى اى دارید، مى توانید نقاط مثبت و قوت و نقاط منفى و ضعف خود را فهرست کنید. حال ممکن است بعضى ، نقاط منفى و ضعف خود را فهرست کنید. حال ممکن است بعضى ، نقاط قوتشان بیش تر باشد و نقاط ضعفشان کم تر. به هر حال ، هر کس هم نقاط قوت دارد و هم نقاط ضعف . مهم این است که ما در سنى واقع شده ایم که مى توانیم به تدریج ، نقاط قوت خود را اولا بشناسیم ، ثانیا مى توانیم با اراده اى قوى نقاط قوت را افزایش دهیم و از نقاط ضعف خویش ، کم کنیم . در هر صورت ، باید به این امر آگاهى پیدا کنیم که نقاط ضعف هر نوجوان و جوانى باعث نمى شود که او آدم بدى باشد و همچنین نقاط قوت هیچ کس هم سبب نمى شود که او مطلقا آدم خوبى باشد. ادامه مطلب ...

اندیشه ، بینش و جوانى

بروز و ظهور فرآورده هاى جدید هنرى و توسعه رسانه هاى تبلیغاتى و پیچیدگى مسائل ارتباطى و تنوع خواسته ها و نیازهاى جوانان و حجم گسترده برنامه هاى خبرى و تجارت جهانى محصولات فرهنگى ، اکنون رفتار، خواسته ها و نیازهاى جوانان عصر ما را به شکلى مشخص ، نسبت به گذشته ، متفاوت ساخته است . در گذشته مواد تخدیر کننده فقط در هنگام بیمارى و براى درمان به کار مى رفت ، در حالى که امروزه بسیارى از جوانان از آن براى سرپوش گذاردن بر آلام و دردهاى درونى و براى بى حس کردن خود استفاده مى کنند. در گذشته کوچک ترها از بزرگ ترها حساب مى بردند و بزرگى و کوچکى مطرح بود؛ اما الان جوانان ما هیچ تفاوتى بین خود و بزرگ سالان نمى بینند. آن وقت ها جوانان در کنار خانواده ها احساس ‍ آرامش و امنیت مى کردند، در حالى که امروزه به خاطر مشکلات زیادى که براى خانواده به وجود آمده است و نیز نبود زبان و درک مشترک ، چنین احساسى را ندارند. در گذشته دسترستى جوانان به مواد تخدیرى و محصولات مبتذل فرهنگى با کندى و دشوارى صورت مى گرفت و متضمن گذشت از موانع مختلف و پیمودن مراحل بسیارى بود و فساد در جاهاى ناپیدایى انجام مى گرفت ؛ اما امروزه به راحتى عوامل فساد در همه جا حتى در کوچه و خانه و بازار، دست به دست مى چرخد و در عرض چند لحظه جوانان عزیز ما را گرفتار و از درس و کار و خانواده بیزار مى کند. متاسفانه این ، روند تهاجم فرهنگى در جامعه امروز ما و بلکه در همه جهان معاصر است . تنها کارى که جوانان ما براى مقابله با این تهاجم مى توانند بکنند، مجهز کردن خودشان به سلاح ایمان و تفکر است . حتى ایمان هم زمانى براى آنان سودمند است که همگام و همراه با تعقل و تفکر منطقى باشد. بنابراین ، جوانان ما زمانى مى توانند به مبارزه با مشکلات و دشوارى ها و تهاجم فرهنگى بروند که خودشان را مجهز به سلاح ایمان و تعقل و تفکر منطقى کرده باشند. امام على (علیه السلام ) مى فرماید: لا یستعان على الدهر الا بالعقل .(3) بر زمان ، پیروز نمى توان شد، مگر با تعقل و تفکر.

هیجانات جوان

منشا بیش تر عصبانیت ها، نارضایتى ها و هیجانات جوانان ، طرز تفکر و نحوه بینش و نگرش آنها در برخورد با مسائل و رویدادهاست . وقتى به هیجانات و عصبانیت ها و برانگیختگى هاى خود در مواجهه با رویدادها و حوادث در طول روز بیندیشیم و عاقلانه درباره آن ها به تفکر بنشینیم ، مى بینیم که با برخورد صحیح و درست با آنها، مى توانیم از تجارب و حوادث به نحو خوبى بهره بردارى کنیم . رویدادها و اتفاقات ناخوشایند (مثل طرد شدن از طرف دیگران ، شکست خوردن ، موفق نشدن در کارها و روبه رو شدن با دشوارى ها) که معمولا موجب تاسف و ناراحتى ما مى شوند، اگر عاقلانه درباره آن ها بیندیشیم و آن ها را درست علت یابى کنیم ، نه تنها سبب عصبانیت ما نمى شوند، بلکه موجب رشد و بالندگى در برخورد با مسائل و یافتن مهارت در حل مسئله نیز خواهند شد. در نتیجه ، با روحیه اى شاد و حالتى نشاطانگیز، با شوق تمام ، به فعالیت روزانه خود مى پردازیم و به صورتى روز افزون در کارها روندى موفقیت آمیز و پویا و حالتى شوق آمیز خواهیم داشت : اءصل العقل الفکر و ثمرته السلامه .(4) ریشه و اساس عقل ، اندیشیدن است و نتیجه اش آرامش روانى است . تعقل و تفکر در مسائل جارى زندگى ، به جوان کمک مى کند تا خود را از شر هیجانات و احساسات آنى و عصبانیت هاى لحظه اى و زودگذر برهاند و از وحشت و خشم آزار دهنده و پریشانى هاى نگران کننده و دائمى و مستمر خلاص کند؛ زیرا با تفکر، نقاط مبهم و پنهان امور و حوادث ، روشن و قابل تحلیل مى گردد: بالفکر تنجلى غیاهب الامور(5) در نتیجه تفکر، پنهانى هاى کارها آشکارا مى شود. از آن جا که دیدگاه و طرز بینش و تلقى هر انسانى نسبت به مسائل و رویدادها، موجب بروز احساسات و هیجانات و بعضى اوقات هم عصبانیت هاى شدید در اوست ، هر چه بینش و نگرش افراد متعادل تر، منطقى تر، روشن تر و حتى منصفانه (6) شود، هیجانات و عصبانیت هاى نامتعادل کاهش یافته ، رفتار طبیعى تر، معادل تر و منطقى تر خواهد شد.

ساز و کار درون

اگر جوان در عمق وجود و وجدان و فطرت خویش خوب بنگرد، در خواهد یافت که معمولا پذیرش استدلال منطقى و آگاهى یافتن از علت کارها و انصاف دادن در برخوردها و واقع بینى و واقع اندیشى در موضوعات ، او را در تشخیص و ارزیابى صحیح از امور و حوادث بسیار کمک مى کند. مهم ، فهم صحیح مسائل و دریافت درست موضوعات است و تعقل و تفکر درباره علت حوادث و رویدادها مانع بروز هیجانات افراطى ، عصبانیت هاى نابه جا و یا رفتارهاى نامناسب جنسى مى شود؛ چرا که تفکر صحیح در امور خود به خود، انسان را به طرف کارهاى خوب و شایسته و انجام دادن آنها به پیش مى برد: التفکر یدعوا الى البر و العمل به (7) تفکر، انسان را به سوى نیکى و نیک رفتارى فرا مى خواند. دیدگاه ها و قضاوت هاى یک جانبه و یک بعدى جوان درباره رفتار دیگران (رفتارى که مورد نقد و ارزیابى قرار نگرفته ) و همچنین داشتن انتظارات ثابت و کلیشه اى از افراد (به علت کم تجربگى ) و حتم دانستن بایدها و نبایدهاى سلیقه اى درباره رفتار دیگر انسان ها و داشتن توقعات زورمندانه (بدون مشورت و نظر خواهى از آنان ) و نداشتن روحیه انعطاف پذیرى ، ریشه و اساس بروز هیجانات و عصبانیت هاى نابهنجار و رفتار نامعقولانه جوان را تشکیل مى دهند. برخى احساسات و هیجانات ، با اهداف و مقاصد ما هماهنگى دارند و موجب نشاط و افزایش انگیزه ما در کارها مى شوند، به طورى که کمک مى کنند تا به اهداف و مقاصد ارزشمند خود دست یابیم . این گونه احساسات و عواطف را ((هیجانات مثبت )) نام مى نهند. گاهى احساسات و هیجاناتى ظهور مى یابند که مانع دستیابى ما به اهداف و مقاصد ارزشمند مى شوند؛ یعنى بروز آن ها همراه با حالت افسردگى ، عصبانیت ، نارضایتى ، تاسف و فشار و خشونت است که عملا انسان را از رسیدن به اهداف و مقاصد متعالى باز مى دارند. این گونه هیجانات را ((هیجانات منفى )) نام نهاده اند.

منشا احساسات و هیجانات

حال ببینیم که : منشا این هیجانات و عصبانیت ها در کجاست ؟ حقیقت این است که ؛ بینش و نگرش عاقلانه منجر به احساسات و هیجانات مناسب مى شود و در مقابل ، بینش و نگرش غیر عاقلانه و نادرست و غیر واقعى موجب احساسات و هیجانات نامناسب مى شوند. به طور کلى بینش و نگرش جوان در برخورد با مسائل و رویدادها موجب بروز هیجانات و احساسات مناسب و یا نامناسب مى شود. نگرش ها و بینش هاى انسان ، معمولا پایه و اساس ارزیابى ها و قضاوت هاى او را در ارتباط با خود و دیگران تشکیل مى دهند. نگرش ها در برخورد با مسائل و اتفاقات ، دائما واکنش هاى هیجانى و احساسات جدیدى را خلق مى کنند. اگر ارزیابى ما همواره منفى بوده و از سوء ظن سرچشمه گرفته باشد، هیجانات و احساسات ما منفى و عصبى خواهد بود که به طبع ، موجب افسردگى ، اضطراب ، نگرانى و بى رغبتى است و کسالت در انجام دادن کارها و تکالیف را به دنبال خواهد داشت که در نتیجه منجر به رفتار غیر عاقلانه و نامناسب مى شود. اگر ارزیابى و قضاوت ما مثبت بوده و از حسن ظن سرچشمه گرفته باشد و با تحقیق و اطلاع و اندیشه منصفانه صورت پذیرد، هیجانات و احساسات مثبت و خوبى را در پى خواهد داشت . در نتیجه ، با صبر و حوصله و عشق و علاقه و دل گرمى ، به کار و فعالیت مى پردازیم و وظایف خود را با شور و نشاط تمام انجام مى دهیم که این ، طبعا منجر به رفتارى عاقلانه و متعادل خواهد شد. بنابراین تفکر عاقلانه ، سبب تعدیل هیجانات و حفظ و بقاى ارزش انسان مى شود و او را براى یک زندگى سعادتمند و با نشاط مهیا مى سازد.

بینش عاقلانه

مشخصه هاى فرد برخوردار از بینش عاقلانه در برخورد با مسائل و رویدادها: 1. تفکر او بر واقعیات و حقایق


عینى استوار است ، نه بر اساس گفته هاى مجهول و توهمات نامعلوم ؛ 2. مقاصد و اهداف خود را شفاف و


صریح و بدون ابهام بیان مى کند؛ 3. با حلم و بردبارى و صبر و حوصله تصمیم گیرى مى کند؛ 4. نسبت به افراد



و مسائل ، سوء ظن ندارد و از اطلاعات واقعى کمک مى گیرد؛ 5. در مقابل عکس العمل ها سکون و آرامش


دارد و در کار و تصمیم گیرى عجول نیست ؛ 6. با واقع بینى ، تعارضات و آشفتگى هاى درونى را به حد اقل


مى رساند؛ 7. با تفکر و تعقل و تامل در کارها، قدرت و مهارت در حل مسئله دارد.

بینش غیر عاقلانه

مشخصه هاى فرد داراى بینش غیر عاقلانه در برخورد با مسائل و رویدادها: 1. از نوعى نگاه زور مدارانه و غیر


قابل انعطاف ، تبعیت مى کند؛ 2.هیچ گونه نظر و سلیقه اى را نمى پذیرد و با دید منفى و سوء ظن به همه



نگاه مى کند؛ 3. بدون محاسبه و تفکر، و عجولانه اقدام مى کند؛ 4. تصمیم گیرى هاى او از یافته هاى


نامعقول و تعصب آمیز سرچشمه مى گیرد؛ 5. مدام از خود و دیگران ، ارزیابى و انتقاد نادرست دارد؛ 6. پیش


داورى هاى سطحى و ناآگاهانه دارد؛ 7. اهداف و مقاصد خود را مبهم و پیچیده بیان مى کند.