تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

برای دخترت چه اسمی میخوای بزاری

اگر در انتخاب اسم دختر خود دچار مشکل شده اید ، هیچ مشکلی نیست ، لازم نیست با همسرت دعوا کنی برای انتخاب نام دخترخود و برای محکم تر شدن بنیان خانواده بر روی ادامه متن کلیک کنید ، امیدوارم نام مورد نظر خود را پیدا کنی . آبگینه آبنوس نام یک شاهزاده ایرانی آتوسا آتش، نهمین ماه ایرانی آذر نام پسر مهرنوش پسر اسفندیار آذرافروز صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر آذرخش نام گلی است برنگ سرخ آذرگون پاکدین آذرنوش آرا آرزو آرزو آزاد، رها آزاده نام یک شاهزاده ایرانی آزیتا زینت آلات آزین مانند آسا تشویق آفرین نام گلی آلاله الهه آب آناهیتا صدا آوا آویز آویزه آهو آهو ستاره، نام گلی اختر سیاره ارانوس ارانوس نام درختی که گل و شکوفه سرخ رنگ می دهد ارغوان رنگ ارغوانی روشن، نام گلی ارکیده هدیه ارمغان تاج افسار افسانه افسانه طلسم و جادو افسون پاشیدن افشان الناز خوشبخت انوشه نام کشور ایران ایران دختر ایران ایران دخت خانم، متشخص، زن مجرد بانو کریستال بلور گل بنفشه بنفشه دختر و دوشیزه هدهد، نام مرغ حضرت سلیمان بوبک بوس، بوسیدن بوسه فصل بهار بهار بهار کوچک بهارک آورنده بهار بهاره بهترین ناز بهناز بهترین صورت بهرخ منحصر بفرد بیتا پدیده، چیز جدید پدیده اسم یک پرنده پرستو ابریشم پرند پری پری دارای صورتی همچون پری پری رو جمع پری پریا دارای صورتی همچون پری پریچهر زاده پری پریزاد مانند پری پریسا دارای صورتی همچون پری پریوش پرتو پرتو پروانه پروانه نام یک صور فلکی پروین سپیده دم پگاه نوعی پرنده پوپک موفق پوران یکی از شخصیت های شاهنامه پوران دخت موفق پوری نام گلی پونه جام شراب پیمانه ارتباط پیوند ستاره تارا آهنگ، نغمه ترانه مسیحی ترسا نام کشور دشمن ایران در شاهنامه توران نوعی پرنده توکا یکی از شخصیتهای شاهنامه تهمینه سفال تینا نام یک صور فلکی ثریا جوان، گل جوانه جوانه چلیپا یاد، یادگاری خاطره خندان خندان خجسته آفتاب خورشید ستاره ای درخشان که مانند گوهر می درخشد دری آرام دل دلارام ملیح، خوش قلب دلبر جذاب دلکش دریا دریا جهان دنیا آرامش رامش پرمعنی رسا روشنایی رکسانه روح، روان روان یک از شخصیت های شاهنامه، مادر رستم رودابه نور کوچک روشنک آزاد رها ریما حریر، زربافت زری طلایی زرین دختر طلایی زرین دخت زویا سیاره زهره(ونوس)ر زهره زیبا، قشنگ زیبا شبنم ژاله ژیلا سارا جام شراب ساغر سالومه نام گلی ساناز سایه سایه نور اول صبح سپیده ستاره ستاره زن زیبا، درخت سروناز سروناز یاسمن سمن سمیلا سمیرا سنا یکی از شخصیت های شاهنامه سودابه رز قرمز سوری شعله ور، درحال سوختن سوزان نام گلی سوسن قسم خوردن سوگند سپتا صورت، رخ سیما نقره ای سیمین شاد شادان شادی، خوشحالی شادی سلطنتی شاهین شبنم(ژاله)ر شبنم جرقه شراره شروین شعله، آتش شعله شکوفه شکوفه جلال، زرق و برق شکوه نوعی آهو شوکا بانوی شهر شهربانو زاده شهر شهرزاد عشق شهر شهرناز شاهزاده شهزاده زن سیاه چشم شهلا عشق شاه شهناز شیدا آفتاب، درخشان شیده ظریف، شیرین شیرین زن شیرین و حساس شیرین بانو افسون شده شیفته شیما فریبا شیوا صدف شراب صهبا پاک، خالص طاهره طلا طلا عسل عسل آهوی کوهی غزال آهوی کوهی غزاله طنازی غمزه غنچه گل غنچه یکی از شخصیتهای شاهنامه فرانک خوشی فرحناز شاد فرخنده عاقل فرزانه فرشته، پری فرشته عشوه گر فرناز یکی از شخصیت های شاهنامه فرنگیس درخشان فروزان درخشان فروزنده روشنی فروغ ملیح فریبا پرارزش فریده ستوده فرین فیروزه فیروزه عاشق فیلا گل قاصدک قاصدک مقدس، فرشته قدسی یکی از شخصیت های شاهنامه کتایون ماده ای که مس را به طلا تبدیل می کند کیمیا یکی از شخصیت های شاهنامه گردآفرید یکی از شخصیت های شاهنامه گردیا چشمان گلاره گلبانو گل فصل بهار گلبهار گلپری باغ گل گلشن گل انار، به زیبایی گل گلنار گلنسا رنگ قرمز گل رز گلی نوعی آهنگ گیتا جهان، دنیا گیتی گیسو نام گلی لادن گل لاله لاله لیدا شبانه لیلا نام گلی لیلی مانند مانا نام یک شاهزاده ماندانا نقاشی که خود را پیامبر معرفی کرد مانی وجوه ماه ماهدخت کسی که صورتش مانند ماه باشد ماهرخ مرجان مرجان مرجان مرجانه مرمر مرمر ملکه ملکه یکی از شخصیتهای شاهنامه منیژه مروارید مروارید گل مریم مریم خبر خوش مژده مژه ها مژگان مست مستانه میشا نام یک الهه مونا مثال ماه مهتا مثال ماه مهتاب مهر انگیز مهر انگیز نور آفتاب مهرناز مهرنوش خورشید، مهربان مهری ماه، مهتاب مهسا درخت گل یاس مهستی مهشید نور ماه، شکوه ماه مهناز مهنوش مثال ماه، زیبایی مهوش دختر ماه مهین نام یک الهه میترا مینا مینا مینو شوق آفرین نازآفرین گل زیبا نازگل خوش قلب نازنین زیبا نازی زیبا نازیلا نام یک درخت ناژین ونوس، ستاره زهره ناهید صدا ندا نام گلی نرگس نام گلی نسترن رز وحشی نسرین ترانه، آهنگ نغمه خوش قلب نگار نگاه نگاه سنگ روی انگشتر و جواهرات نگین نوا نوا شادی خلق نوش آفرین شیرین نوشین نهال نهال خوب، زیبا نیکو خوبی نیکی نام گلی(زنبق آبی)ر نیلوفر شنونده نیوشا آرزو وندا آشکار ویدا هدیه هدیه وجود هستی پرنده ای افسانه ای هما حیرت انگیز هنگامه گل یاس یاس گل یاس یاسمن تنها، یگانه یکتا تنها، یگانه یگانه نام بلندترین شب سال یلدا

قبل از ازدواج در مورد مادیات هم صحبت کنید

پژوهش ها نشان می دهد «پول» یکی از عوامل اصلی سوء تفاهم های زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالی صحبت کنید، ازدواج با دوامی خواهید داشت. پول تعیین کننده ثروت است. اما در ایجاد مساوات، امنیت، عشق، قدرت و آزادی زوج ها نقش دارد. احساس شما نسبت به پول به مراتب مهمتر از میزان دارایی تان است.سوزان بایردر نویسنده «پرسش های مشکل؛ 100 سؤال مهمی که از نامزدتان می توانید بپرسید» می گوید: ازدواج امیدها، آرزوها و ترس های مالی خاص خود را به همراه دارد. بسیار مهم است که تصویر روشنی از توقعات، انتظارات و خواسته های خود داشته باشید. با نامزدتان در مورد مسائل مالی صحبت کنید. نظر او را نسبت به نحوه اداره مسائل مالی بپرسید. هر چه اطلاعات کامل تری از او و انتظارات خود داشته باشید، بهتر می توانید تصمیم گیری کنید. نظر او را نسبت به بیمه درمانی، بیمه عمر، صرفه جویی در محدودیت های مالی موجود، محل اقامت، هزینه رهن، اجاره و وام، و هزینه ادامه تحصیل بپرسید.ادامه تحصیل مستلزم فداکاری همسران است. زیرا باید مخارج اضافی را برای تحصیل شما اختصاص داد. از طرفی در صورت ادامه تحصیل، شاید فرصت کافی برای کار کردن نداشته باشید. طرح چنین مسائلی بسیار مشکل است. ولی باعث می شود حالا و پس از ازدواج خیالتان راحت باشد و تصمیم گیری تان بر اساس واقعیات موجود باشد نه رؤیاها و آرمان ها. اگر فرهنگ خانواده تان اجازه نمی دهد خودتان این مسائل را مطرح کنید، از والدین بخواهید آنها را بپرسند. پرسش های زیر به شما کمک می کند تا تصویر روشن تری از وضعیت مالی آینده داشته باشید: 1 - درآمد ماهانه خواستگارتان چقدر است؟ 2 - آیا کار کردن هر دوی شما لازم است؟ 3 - اگر خانم کار نکند، آیا همسر، خانه داری را باارزش می داند؟ 4 - برای گذران زندگی چقدر درآمد کافی است؟ 5 - چگونه باید خرج کرد؟ چه هزینه هایی در اولویت است؟ 6 - آیا با نحوه خرج کردن یکدیگر توافق دارید؟ با چه مواردی موافق و با چه مواردی مخالفید؟ 7 - اگر هر دو کار می کنید، پولتان را با هم خرج می کنید یا جداگانه؟ 8 - چه مبلغی (هر دو) در بانک دارید؟ 9 - اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس انداز یا سرمایه گذاری می کند و چه مقدار را خرج می کند؟ 10 - چه کسی مسئولیت برنامه ریزی مالی را در درازمدت برعهده می گیرد؟ 11 - برای داشتن احساس امنیت، چه مقدار پول کافی است؟ 12 - چند درصد از درآمد را پس انداز می کنید؟ آیا نامزدتان با پس انداز در بانک موافق است؟ 13 - چه کسی حساب دخل و خرج را دارد؟ چه کسی قبوض آب، برق، تلفن و گاز را می پردازد؟ 14 - در صورت بیمه نبودن نامزدتان، آیا با بیمه اختیاری (خویش فرما) هر دو شما موافق است؟ 15 - آیا نامزدتان باید خرج والدینش را بدهد؟ در صورت پاسخ مثبت ماهانه چقدر از درآمدش را به این کار اختصاص می دهد؟ 16 - اگر خدای نخواسته ازدواج تان به طلاق منجر شود آیا می تواند مهریه را پرداخت کند؟ 17 - آیا او با خرید وسایل اضافی برای منزل یا کادو برای دوست موافق است؟ 18 - آیا نامزدتان می پذیرد که دارایی قبل از ازدواج مثلاً زمین، خانه و ماشین به اسم خودتان باشد؟ 19 - آیا خواستگارتان بدهی ندارد و ورشکست نشده است؟ در صورتی که بدهی دارد تا چه مدت پس از ازدواج چه مبلغی باید پرداخت کند؟ 20 - آیا می توانید حساب جداگانه ای برای هزینه های منزل داشته باشید؟ یا هر کسی بخشی از درآمد خود را برای آن اختصاص دهد؟ 21 - آیا موافقید که حساب پس انداز جداگانه ای داشته باشید؟ 22 - اگر پس از ازدواج با پول کار هر دو شما خانه یا ماشین خریداری شود، آیا موافقید که سند آن به نام هر دو باشد؟ 23 - اگر پس از ازدواج با بحران مالی یا ورشکستگی روبه رو شوید چه می کنید؟ 24- آیا موافقید مبلغی را برای موارد غیره منتظره نظیر هزینه عمل جراحی یا بیمارستان پس انداز کنید؟

خیابان جای مناسبی برای یافتن شریک زندگی نیست

دوستی های خیابانی بین دختر و پسر ایرانی را چگونه تجزیه و تحلیل می کنید؟ به طور کلی، در آغاز نوجوانی به علت بیداری غرایز و شدت حالات هیجانی، گرایش دختران و پسران به دوستی با جنس مخالف بیشتر می شود. داشتن دوست، اعتماد به خود را تأیید و تقویت می کند و نیازهای عاطفی و احساسی را تا حدی تأمین می نماید؛ و در صورتی که پیوند دوستی گسسته شود، شخص نسبت به ارزش های وجودی خود دچار شک و تردید می شود. بعضی از پسران ایرانی، داشتن دوست دختر را نوعی محبوبیت، قدرت اجتماعی و موفقیت برای خود محسوب می کنند و در شرایطی که توانایی تشکیل خانواده از طریق ازدواج را ندارند، عده ای از آنان، نیازهای جنسی و عاطفی خود را از طریق دوستی های افراطی برطرف می نمایند. متقابلاً برخی دختران ارتباط با پسران را نوعی جذابیت برای خود تلقی می کنند، و متأسفانه اکثر قریب به اتفاق این دختران تصور می کنند که این دوستی ها به ازدواج منتهی می شوند. اصولاً تحول عاطفی دختران متفاوت از پسران است. پسران نسبت به جنبه غریزی تخیلات خود غافل باقی نمی مانند، اما دختران در این دوستی ها معمولاً به دنبال عشق آرمانی و رمانتیک هستند. آنها این عشق را آسمانی و پاک می دانند و خیانت در آن را گناهی بخشش ناپذیر می شمارند. با این توصیف، دوستی های دختر و پسر ایرانی کمی شباهت به دوستی موش و گربه دارد. پسر جوان در جست و جوی لذت های جنسی خود با وعده های فریبنده و دروغین، دختر جوان را تسلیم خواسته های خود می کند. پس از مدتی روابط نامشروع، و در پی آن تسلیم نشدن پسر برای ازدواج، دختر جوان دچار آسیب روانی می شود و احساس افسردگی ، پوچی و بی ارزشی می کند. متأسفانه در فرهنگ ایرانیان، آسیب های اجتماعی، تربیتی و روانی چنین دوستی هایی بیشتر متوجه دختران است و مرد ایرانی بدون هیچ گونه محدودیتی، تجربه های متنوع این دوستی ها را پشت سر می گذارد. اما دختر ایرانی، اگر یک نمونه چنین دوستی با جنس مخالف را تجربه کند، تا پایان عمر، شأن و حرمت خویش را از دیدگاه خانواده و جامعه از دست می دهد و برچسب ناشایست بودن را با خود حمل می کند و آثار سوء این تجربهِ منفی پس از ازدواج هم به نوعی در زندگی اش نمایان می شود. دوستی های خیابانی، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است و بیشتر یک پیوند غریزی است. اگر هم به ازدواج منتهی شود پشتوانه عشق و محبت ندارد و چنین ازدواجی دوام پیدا نمی کند؛ زیرا پسر و دختر جوان بیشتر شریک لذت های جنسی یکدیگر بوده اند و زندگی واقعی پس از ازدواج امری فراتر از ارضای غرایز جنسی است. در تجربهِ این دوستی ها، فرصتی برای انتخاب و شناخت صحیح یکدیگر به وجود نمی آید، زیرا در اوج هیجانات ناشی از غرایز جنسی، افراد نمی توانند عاقلانه و آگاهانه یکدیگر را بشناسند و انتخاب کنند. اگر هم اجباراً ازدواجی صورت گیرد، پس از مدتی کوتاه به جدایی و طلاق منتهی می شود.لطفاً در مورد آینده این دوستی ها بیشتر توضیح دهید. متأسفانه این دوستی ها بدون شناخت واقعی جنس مخالف و براساس هیجانات و احساسات سطحی و زودگذر شکل می گیرد و حاصل آنها بروز رفتارهای نادرست و روابط نامشروع است که در این روابط ، بازنده اصلی و همیشگی غالباً دختران جوان هستند؛ دخترانی که با نهایت سادگی، زیبایی، لطافت و ظرافتی را که خدا به آنها امانت داده، در اختیار کسی می گذارند که در خیانت کردن به امانت مهارت دارد. دختران جوان باور نمی کنند که چنین پسرانی معمولاً تنوع طلب هستند. و پس از مدتی کوتاه، سراغ طعمه ای دیگر می روند و همه وعده های به ظاهر عاشقانه را فراموش می کنند. آینده این دختران به دو صورت قابل تصور و پیش بینی است: 1. دختر جوان و آسیب خورده پس از یک تجربه دوستی خیابانی، برای همیشه درس عبرت می گیرد؛

ادامه مطلب ...

چهارچوب نظری تحقیق تعدد زوجات

یکی از جنبه های مباحث ارتباطی که مدتهاست ذهن پژوهشگران این رشته را به خود مشغول کرده، بحث تأثیرات پیام های ارسالی از سوی رسانه های گوناگون بخصوص تلویزیون بر روی مخاطبان است. اینکه تأثیرات این رسانه ها بر نگرش مردم و رفتار افراد چگونه است ، این تأثیرات عمیق است یا سطحی ، کم است یا زیاد ، منجر به مطالعات زیادی در این زمینه در طی نیم قرن اخیر شده است. مبنای تمام این تحقیقات و مطالعات بر این فرض است که رسانه ها دارای تأثیر هستند. ما نیز با تأکید بر این فرض ، نظریاتی را که مربوط به " چگونگی الگوسازی رفتاری و هنجاری" از سوی برنامه سازان تلویزیونی در درازمدت است ، مبنای کار تحقیقی خود قرار داده ایم و به بیان آنها می پردازیم : 1. رسانه ها و تأثیر آن بر جامعه پذیری رسانه های همگانی نقش مهمی را در جامعه پذیری اولیه کودکان و جامعه پذیری بلندمدت بزرگسالان دارند. این موضوع امری پذیرفته شده است، اما به دو دلیل ممکن است قابل اثبات نباشد: الف- به خاطر طولانی بودن فرایند جامعه پذیری. ب- به خاطر سایر تأثیرات اجتماعی و شیوه های متفاوت جامعه پذیری در درون خانواده ها که با تأثیر رسانه ها تداخل پیدا می کند. اما بسیاری هنوز بر این باورند که رسانه ها بالقوه دارای تأثیر بر فرآیند جامعه پذیری می باشند. منطقی که رسانه ها را عامل جامعه پذیری تعریف می کند بر دیدگاهی استوار است که جامعه پذیری را به عنوان آموزش هنجارها و ارزش های تثبیت شده در نظر می گیرد، که به طور نمادین برای اشکال مختلف رفتار اجتماعی" پاداش" یا " تنبیه" تجویز می نماید. دیدگاه دیگری وجود دارد که جامعه پذیری را یک فرآیند یادگیری در نظر می گیرد که بدان وسیله ما می آموزیم که در موقعیت های متفاوت چگونه رفتار کنیم و یاد می گیریم که دیگران چه انتظاراتی از نقش اجتماعی که ما بر عهده گرفته ایم دارند. از این روی رسانه ها پیشاپیش و به طور مستمر تصاویری از زندگی و مدل های رفتاری را قبل از تجربه کردن واقعی آنها به نمایش می گذارند. تحقیقاتی که در مورد چگونگی استفاده کودکان از رسانه ها صورت گرفته ، وجود این تمایل را در کودکان تأیید می نماید که آنها درس هایی از زندگی را از رسانه ها فرا می گیرند و درصدد تجربه کردن آنها برمی آیند. 2. رسانه ها و تأثیرات درازمدت بحث تاثیرات درازمدت، متغیر زمان را در تحقیقات وارد می نماید. همانگونه که در بالا ذکر شد جامعه پذیری یک فرآیند طولانی مدت است، بنابراین اگر بخواهیم از طریق رسانه ها بر آن تأثیر بگذاریم باید به برنامه های طولانی مدت بپردازیم. منظور از «تأثیر درازمدت» اثری است که اولاً زمان درازی برای ایجاد آن لازم است و ثانیاً دوام آن نیز طولانی است. حال مسئله این است که آیا اثرات درازمدت بدون تغییرات کوتاه مدت امکان پذیر است؟ طبق نظریات ارتباطی در یک صورت جواب مثبت است و آن هنگامی است که مفهوم" تراکم پذیری اثرات" به میان می آید. " تراکم پذیری" به این معنی است که تعداد معینی از تغییرات در سطح خرد برای تحصیل تغییرات در سطح کلان موردنیاز است. افرادی که یک رشته پیام درباره جنبه های مختلف زندگی خویش دریافت کنند ممکن است گام به گام به تغییرات رفتاری یا نگرش پایدار برسند. این پدیده را گاهی" راهبرد گام های کوچک" خوانده اند. برای برنامه ریز ارتباطی که هدفش ایجاد اثرات درازمدت است در بسیاری موارد سنجیده ترین راهبرد این است که تلاش نکند تا یکباره به تأثیرات درازمدت دست یابد؛ بلکه بکوشد تا از طریق رشته ای از تأثیرات محدودتر تراکم پذیر به هدف خود نائل شود. البته در این میان نگرش و تغییرات آن نیز مورد توجه قرار می گیرد. مفهوم نگرش اولین بار در سال 1918 در مطالعه ای توسط "توماس"و" زنانیکی" به شیوه ای علمی مورد استفاده قرار گرفت. آنها نگرش را چنین تعریف کردند: "با نگرش ما می توانیم فرایند خود آگاهی فردی را که فعالیت ممکن یا واقعی افراد را در جهان واقعی تعیین می کند، بشناسیم." تعریف دیگر نگرش چنین است: نگرش نوعی حالت آمادگی ذهنی است که از طریق تجربه سازماندهی شده و تأثیر پویا و جهت داری را بر روی پاسخ های افراد به تمامی اشیاء و موقعیت هایی که به آن مربوط می شود می گذارد. پژوهشگرانی مثل "روزنبرگ" و "هاولند" نگرش را به 3 بخش تقسیم کردند: الف- جزء احساسی (ارزیابی چیزی یا داشتن احساس نسبت به آن) ب- جزء شناختی (واکنش های ادراکی یا اظهارات شفاهی) ج- جزء رفتاری (اقدامات و اعمال آشکار) البته محققان نگرش را به جزء اصلی احساسی محدود کرده اند، و پس از آن به بحث تغییرات آن از طریق پیام های اقناعی پرداختند. در مورد تغییر نگرش، هاولند معتقد بود که نگرش ها اکتسابی هستند، و هنگام یادگیری از طریق فرایندهای مشابه تغییر می کنند . تحقیقات هاولند در"بخش تجربی وزارت جنگ آمریکا" بر روی سربازان آمریکایی نشان داد که در مورد برخی از موضوعات فکری پس از 9 هفته (بلندمدت) تغییر فکری بیشتری در افراد رخ می دهد تا پس از گذشتن پنج روز (کوتاه مدت) ؛ این پدیده "اثرخفته" نامیده شد. البته تحقیق دیگری از همین گروه نشان می دهد که پیام ارتباط جمعی خاص بعید است بتواند نگرش های محکم پایدار را تغییر دهد. در طول تحقیقات تغییر نگرش، این سوال مطرح شد که آیا نگرش ها هیچ رابطه واقعی با رفتار دارند یا خیر؛ و آیا تغییر نگرش ایجاد شده با پیام های اقناعی با تغییر معنی دار در رفتار همراه است یا خیر. لئون فستینگر روان شناس در این مورد معتقد است که تغییر رفتار به طور خود به خود از تغییر نگرش تبعیت نمی کند، زیرا عوامل محیطی که نگرش اولیه را ایجاد کرده اند ، معمولاً بعد از تغییر نگرش نیز عمل می کنند. بنابراین بعد از اینکه نگرش در معرض پیامی اقناعی قرار گرفت کشش دارد به جایگاه اصلی خود برگردد. وی یادآور می شود که هنگامی که عقاید یا نگرش ها از طریق اثر لحظه ای یک ارتباط اقناعی تغییر می کنند این تغییر ذاتاً ناپدیدار است و ناپدید یا منزوی می ماند، مگراینکه تغییر رفتاری یا محیطی بتواند موجب حمایت یا حفظ آن شود.(ص267) مارتین فیشبین نیز معتقد است که: قصد یک شخص برای انجام رفتاری معین تابع : 1- نگرش شخص نسبت به انجام آن رفتار و 2- شناخت فرد از هنجارهای حاکم بر آن رفتار و انگیزه فرد برای پیروی از آن هنجارها است. 3. محیط اجتماعی مخاطب(گیرنده پیام رسانه ها): طبق نظریات" جی مالتسکه ، مک کوایل و ویندال"( صاحبنظران ارتباطی) خودانگاری گیرنده(تصویر ذهنی گیرنده از وسیله) دارای اهمیت اساسی است، زیرا محیط اجتماعی گیرنده پیام می تواند ارجاع به فرهنگ و جامعه ای باشد که بر او- یعنی گیرنده- مسلط است. در واقع از دیدگاه پژوهشگران نامبرده، اصل" کنش متقابل" در این میان در محیط اجتماعی با توجه به فرهنگ حاکم بر دیدگاه ها و ارزش های اجتماعی گیرندگان دریافت پیام، نقش اصلی ایفا می کند. ویندال و مک کوایل معتقدند که برای تحلیل رسانه ها باید عوامل محیطی و شرایط خاص آن رسانه را هم در نظر گرفت تا بتوان به تشریح و تحلیل بی طرفانه رسید.

جنبه عاطفی ازدواج برای زنان مهمتر است

جنبه عاطفی ازدواج برای زنان بیش از مردان تاثیر گذار است . به عقیده مشاوران خانواده از نظر زنان همسر به معنی امنیت , حمایت , قدرت و فرد صمیمی برای در میان گذاشتن احساسات و افکار است .به گزارش واحد مرکزی خبر از دید زن , شوهر کسی است که با او می توان هر آنچه را با دیگران حتی والدین و خواهر و برادر نمی توان تقسیم کرد در میان گذاشت و به معنی واقعی کلمه شریک شد. در عین حال شوهر کسی است که پدر فرزندان اوست پس نقش او در هماهنگ ساختن این نقش ها بسیار است.بیشتر این نقش ها برای زن از نقطه نظر احساسی حائز اهمیت است.اگر شوهر از این امر طبیعی آگاه نباشد و سعی نکند به همسرش اطمینان خاطر دهد که زندگی مشترک آنان در اولویت است مشکلا تی برای زن ایجاد خواهد شد. زن در افکار و روحیات خود دچار استرس و تنش شده و به تدریج به انواع بیماری های جسمی و روحی هر چند خفیف دچار می شود.وقتی او وابسته به شوهر باشد اما احساس راحتی و آرامش خاطر نکند از نظر امنیت به ویژه امنیت مالی نیز احساس ناامنی خواهد کرد.هر چقدر هم زن به والدین , خواهر و برادر و دوستان و آشنایان نزدیک باشد وقتی احساس کند شوهرش از نظر روحی نزدیک به او نیست احساساتی از قبیل خشم , تاسف و نارضایتی بر او مسلط شده و به روحیه او لطمه می زند. حتی اگر بسیاری از افراد به او احترام بگذارند از آنجا که وقتی همسرش دور و بر اوست احساس اعتماد به نفس بیشتری می کند درغیر این صورت این احساس دچار ضعف می شود و احساس می کند نیاز به تایید و تحسین را از جانب افراد دیگری دریافت کند که همین امر موجب بسیاری از دلسردی ها و دلزدگی ها از زندگی مشترک خواهد شد .

همسر ایده ال من

یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است . به جرئت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید به خاطر این است که دختر و پسر ، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی متوجه می شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده اند. پس جا دارد برای این انتخاب وقت بگذاریم و مطالعه کنیم. معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است: الف – آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتماً لازم اند. ب – آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی لازم اند و بیشتر به سلیقه افراد و موقعیت آنها بستگی دارند. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست. یکی از معیارهایی که باید حتماً در ازدواج در نظر گرفته شود،عامل مذهب و نگرش فرد مقابل نسبت به مذهب است. اگر شما فردی هستید که به اصول و فرامین مذهبی معتقدید، ولی شخص مورد نظرتان ، نسبت به مذهب بی اعتماد یا بی تفاوت باشد، شما با هم زندگی خوبی نخواهید داشت.انسان متدین، همسری متدین می خواهد، اگر یکی متدین و دیگری بی دین و بی قید باشد، خوشبخت نخواهند شد. بنابراین از این لحاظ باید فردی را انتخاب کنید که همانند شما فکر کند. یکی دیگر ازمسائل تناسب خانوادگی است. ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده، فامیل و یک نسل؛ خانواده دختر و پسر باید با یکدیگر سنخیت و تناسب داشته باشند. در انتخاب همسر معقول نیست شما بگویید «من می خواهم با این فرد زندگی کنم و کاری با خانواده اش ندارم» چرا که این فرد جزیی از همان خانواده و فامیل و شاخه ای از همان درخت است. این شاخه، از ریشه همان درخت تغذیه کرده؛ مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل از راه وراثت و تربیت و محیط به این فرد منتقل شده است، این فرد در دامن همان خانواده بزرگ شده است. باید موقع ازدواج ارزش های درون خانواده فرد را بررسی کنید و با ارزش های درون خانواده خودتان مقایسه نمایید. اگر این ارزش ها با یکدیگر تناسب داشته باشند، شما زندگی آرامی خواهید داشت. در مقایسه ارزش ها دقت داشته باشید. برای مثال اگر در خانواده شما تحصیل یک ارزش است، در خانواده فرد مقابل نیز تحصیل یک ارزش باشد، اگر در خانواده شما حجاب یک ارزش است، در خانواده طرف مقابل حجاب ضد ارزش نباشد. آنچه در تناسب اجتماعی باید در نظر داشت،ارتباطات و رفت و آمدهای خانوادگیاست. این که خانواده با چه افرادی رفت و آمد می کنند و دارای چه جایگاهی هستند، آیا شهرت اجتماعی دارند یا خیر، مهم است. همه اینها در جایی جمع می شود که به آن تناسب اجتماعی می گوییم. در حقیقت مردم دوست دارند با افرادی رفت و آمد کنند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند. دو خانواده باید از این حیث با یکدیگر تناسب داشته باشند. مسئله دومتناسب رفتار اجتماعی دختر و پسر است. مثلاً اگر یک دختر لوس و جلف با مرد متین و موقری ازدواج کند، تحمل رفتار اجتماعی زن برای مرد مشکل است. بنابراین از مسائل مهم انتخاب همسردر نظر گرفتن تناسب اجتماعی دو خانواده است و چقدر خوب است که پسر و دختر در یک ردیف اجتماعی با هم ازدواج کنند.یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند،

ادامه مطلب ...

حسادت

حسادت احساسی است که بیش از همه خود شخص را آزار می دهد . پروفسور رولف هوبلمی گوید که حسادت وقتی بهوجود می آید که شخص احساس کند آنچه دارد ، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد . هیچ چیزی وجود ندارد که باعث حسادت نشود ، مادی یا غیر مادی ! من می توانم به سرنوشتیک نفر یا به کسی که برنده یک جایزه شده حسودی کنم ، ولی به طور کل وقتی انسان حسودی می کند که آنچه که دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد . مثلاً من که حوصله جمع آوری تمبر را ندارم به کسی که این کار را می کند حسودی نخواهم کرد . حسادت در هر جامعه معنی خاصی دارد . در هر جامعه ای ، داشتن چیز بخصوصی که در آن جامعه ارزش جلوه می کند ، باعث حسادت می شود . در جامعه امروز حتی آگهی های تلویزیون سعی می کنند با توجه به این ضعف بشری مردم را به سوی استفاده از یک کالایبخصوص یا انجام عملی تشویق کنند . جامعه سرمایه دار از حسادت مردم جهت منفعت بیشتر استفاده می کند ، زیرا حسادت یک انگیزه است و باعث جاه طلبی و افزایش انرژی می شود . حسادت در واقع به خاطر خانه بزرگتر ، اتومبیل سریع تر و زیبایی بیشتر نیست ، بلکه انسان به خاطر این که شخص به علت داشتن چیزی مورد احترام واقع می شود ، حسادت می ورزد . حسود هیچ وقت فکر نمی کند آن فردی که بیشتر دارد حتماً خیلی سخت تر کار کرده ، او گمان می کند که هر موقعیت بهتری ، چه از نظر روانی یا مالی قیمتی دارد که شخص حسود هرگز حاضر به پرداخت آن نیست . اکثر افراد حسود فکر می کنند که حق آنان ضایع شده و آنها کمتر از دیگری به حقشان رسیده اند . حسودانی که می پذیرند دیگری حقش بوده که بیشتر بهره ببرد ، رنج بیشتری می کشند . این حسودان سعی می کنند با یک رفتار خشونت آمیز به فرد مورد حسادتشان حمله کنند . یعنی آنها با تمام قوا عملی انجام می دهند که طرف مقابل از امکانات بهتری که دارد لذت نبرده و به این وسیله هر آنچه باعث یادآوری عدم موفقیت او می شود نابود می کنند . این افراد،محبوب دیگران نیستند و معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی دهند و همیشه تظاهر می کنند که دیگری را تحسین می کنند ، ولی در واقع بسیار رنج می کشند . حسادت یک احساس مطلق نیست ، بلکه مخلوطی است از خشونتو شکست.خشونتی که حسود احساس می کند مانع از رنج بیشتر او از شکست می شود . اگر شخص حسود جلوی خشونتش را بگیرد بیشتر از شکست رنج می کشد . چنین شخصی متوجه می شود که اگر او تمام قدرتش را هم بهکار ببرد به حق دیگری نخواهد رسید . به همین دلیل فرد دچار افسردگی شدید و فلج کننده ای می شود . زیرا از خودش سؤال نمی کند که به چه وسیله ای فرد مورد نظر به خوشبختی رسیده است . در کتابمقدسمسیحیت ، حسادت تحت عنوان" گناه مرگ آور" آمده ولی در واقع واکنش طبیعی انسان جهت جلوگیری و ممانعت از افسردگی است . حسادت هیچ دلیل بیولوژی ندارد بلکه به مرور زمان و در اثر تجربیاتی که شخص حسود در زندگی بهدست می آورد ، شکل می گیرد . معمولاً شخصیت حسود در اثر شناخت فردی غلط گسترش می یابد . این افراد در محیطی بزرگ شده اند که انجام خواسته های دیگران مهم تر از خواسته و علاقه فردی خودشان بوده و آنها هیچ وقت موقعیتی نداشتند که بهدنبال علائق و استعدادهای فردی خودشان بروند و بفهمند از چه کار و فعالیتی بیشتر لذت می برند . این انسان ها احساس می کنند فقط وقتی خواسته های دیگران را کامل انجام دهند مورد قبول مردم می باشند . این افراد معمولاً بیشتر اوقات دروغ می گویند و مرتباً به دنبال این هستند کاری کنند که بدان وسیلهرضایت دیگران را کسب کنند . چگونگی خلاصی از حسادت خوشبختی و رضایت همیشگیدر هر جامعه ای در مقایسه با وضعیت موجود افراد آن جامعه صورت می گیرد .زیرا بشر با همین مقایسه اجتماعی زندگی می کند و اسیر انتظارات اجتماعی خود می باشد . هر انسانی باید سعی کند استعداد و امکانات فردی خودش را بیابد؛ زیرا شخص حسود کسی است که خیلی کم در مورد خودش می داند و در حقیقت هیچ اطلاعی از توانائی های خودش ندارد و به همین دلیل زندگی اش را بر اساس یک شخصیت غلط برنامه ریزی کرده و خود را با گروهی مقایسه می کند که به طبقه اجتماعی دیگری تعلق دارند و با ارزش های اخلاقی و اجتماعی متفاوتی زندگی می کنند که شخص حسود هرگز نمی تواند خودش را به آنها برساند . به همین دلیل و به احتمال زیاد ، شخص تبدیل به یک حسود عصبانی یا افسرده می شود . نکته مهم این است که شخص ، حسادت را پذیرفته ، به خودش دروغ نگوید و سعی کند نقطه ای بین ایده آل و واقعیت بیابد و در زندگی خود توازن بوجود آورد . در حقیقت باید پذیرفت که هیچ انسانی قدرت این را ندارد که عدالت واقعی را در جامعه بهوجود آورد و کلاً حسادت در اثر تجربه بی عدالتی در جامعه ایجاد می شود. معمولاً برای حسودان این سئوال پیش می آید که بر چه اساسی گروهی بیشتر از دیگران دارند و بر اساس چه قانون اجتماعی این تقسیم انجام شده ، اگر جامعه ای حسادت را بهعنوان یک واکنش طبیعی انسانی در مقابل بی عدالتی های اجتماعی ببیند می تواند جوابی هم برای سؤال بالا بیابد . اما متأسفانه حسادت در جامعه واکنشی ناپسند و ناخوشایند محسوب می شود و کمتر کسی راحت در مورد آن حرف می زند . حسادت همیشه وجود دارد حتی اگر سرمایه های موجود در جامعه را بهطور مساوی بین مردم تقسیم کنند . زیرا اگر شخصی همان سرمایه مشابه را به کمک هوش و درایت خویش بیشتر کند و خوشبخت تر و راحت تر باشد مورد حسادت دیگران قرار می گیرد . پرفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختی و آزادی را در دنیا به طور مساوی تقسیم کنند دیگر حسادتی وجود نخواهد داشت ، زیرا هر جا که تفاوتی وجود دارد در حقیقت ریشه حسادت کاشته شده است . هوبل می گوید از آنجا که بشر همیشه سعی دارد خودش را بهتر از دیگران نشان دهد و تمام سعی و کوشش او در پی ثابت کردن این است که او غیر از دیگری است و خود را در همین تفاوت می شناسد ، به هیچ وجه مایل نیست که دیگری بیشتر از او داشته باشد; زیرا این باعث خجالت و شرمندگی او می شود . به همین دلیل حسادت یک همراه دائمی انسان بوده و بدین وسیله انسان می تواند بین فردیت و جمعیت بالانس بهوجود آورد . چگونه می توان خود را از حسودان محافظت کرد ؟ حسادت در مرحله نابود کننده آن بسیار خطرناک است و آن را نباید ساده گرفت ، در هر جامعه و در هر گروه اجتماعی بهتر است انسان سعی کند افراد حسود را آرام کند و با آنها به طریقی کنار بیاید . یا حداقل سعی کند با آنها مواجه نشود . ولی متأسفانه این روش در بسیاری از موارد مانند فامیل و همکار امکان پذیر نیست . بنابراین شخص مورد حسادت باید سعی کند از آنچه که دارد مقداری به دیگری ببخشد و تا حدودی باعث آرامش نسبی و کاهش خشونت او گردد و یا با گفتن مشکلات خود ، آتش درون قلب حسود را کمتر کند و یا برعکس،خود آدم حسود برای آرامش درونی بگوید : فلانی ویلا دارد و ماشین بنز ولی چه فایده ! بچه های او معتاد هستند . همین افکار و واکنش ها در روابط افراد ایجاد توازن می کند . در واقع بهترین موقعیت را کسانی دارند که با زحمت و مشقت زیاد به مال و ثروت می رسند ، این گروه هیچ مشکلی با افراد حسود ندارند . و در نهایت باید گفت کسانی که با کمبودهای خود کنار بیایند ، می توانند به آرامش و آسایش برسند