سخنگوی دولت ووزیر دادگستری از تقدیم لایحهای به مجلس سخن گفت که براساس آن ، مردانی که مهریههای سنگین تقبل میکنند ، موظف خواهند شد، مالیات مهریه را به دولت بپردازند. بر اساس این گزارش،غلامحسین الهام، درحاشیههمایش "خانواده کلان، راهبرد نظام اسلام" در جمع خبرنگاران گفت: قصد ما برای دادن این لایحه پایبندکردن افراد به تعهداتی است که در اول ازدواج میدهند. به گفتهوی، مردی که ادعا میکند، میتواند مهریه سنگین بپردازد ، توان پرداخت مالیات آن را هم دارد. سخنگوی دولت با بیان این که این لایحه هم اکنون به مجلس تقدیم شده است و در صورت تصویب مجلس، آیین نامهها و شرایط آن مشخص خواهد شد ، گفت: این مساله هم اکنون به "دار است، اما به بار نیست" و شرایط آن بستگی به شرایط و عرف جامعه دارد. وزیر دادگستری با بیان اینکه بسیاری در زمان بررسی میزان مهریه ارقام و قیمتهای نامعقولی پیش بینی میکنند، گفت: این قانون نیز راهحل کاملی نیست، اما تا اندازهای میتواند جلوی بروز مشکلات ناشی از مهریه سنگین را بگیرد. وی گفت که دولت همچنین در حال بررسی مساله بازداشت بدهکاران پیش از اثبات بدهکاری آنان و جلوگیری از تبدیل خانواده به یک شرکت اقتصادی است. "الهام" در ادامه در مورد مسائل مطرح در مورد ثبت ازدواج نیز گفت: ثبت نکردن ازدواججرم است و ازدواجهای موقت که دارای مدت محدود نیز هستند باید ثبت شود، اما برخی با نفس ثبت ازدواجهای موقت مخالف هستند. وی گفت : قانون تاکید دارد اگر پس از ازدواج موقت ، فرزندی حاصل شود، آن ازدواج باید ثبت شود. وزیر دادگستری در پاسخ به سوال خبرنگاران در مورد تغییر شرایط ازدواج مجدد نیز گفت: ازدواج مجدد از طریق قانون جدید وضع یا لغو نشده است و ریشه شرعی دارد. به گفته وی ، مردان مجازند تا چهار همسر به صورت همزمان اختیار کنند، اما به شرط آن که بتوانند عدالت را بین آنان رعایت کنند. الهام افزود: اجرای عدالت که دو شکل عدالت معنوی و توانمندی مالی دارد وظیفه شرعی است. در مورد نخست دادگاه توان احراز آن را نخواهد داشت ، اما در مورد دوم دادگاه میتوانند آن را درک یا احراز کند که در قانون جدید ، مردان برای ازدواج مجدد باید حکم دادگاه مبنی بر توانمندی داشته باشند تا بتوانند ازدواج خود را در دفاتر ثبت کنند. وی تصریح کرد: حذف اجازه ازدواج از سوی همسر اول که غالبا با فشار بر همسر اول و در نتیجه اکراه صورت میگرفت ، به این دلیل بوده است که از نظر قانونی زمانی که اجازه ازدواج از سوی زن اول به مرد داده میشد ، دادگاه باید حکم میکرد و ازدواج مجدد ثبت میشد. وزیر دادگستری گفت که ازدواج مجدد نیز بهمانند طلاق تنها پس از دریافت حکم از سوی دادگاه از سوی دفاتر ثبت میشود. وی گفت: البته برخی با این مساله مخالفند و میگویند مجازنیستید آنچه را که از نظر شرعی حق بلاشرط آقایان بودهاست را پس از احراز از سوی دادگاه اجرایی کنید. الهام گفت: دولت تاکید دارد در ازدواج مجدد باید احراز توانمندی صورت گیرد و اجازه ازدواج مجدد را دادگاه به مردان بدهد.
معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان گفت: در نظر سنجی که از جوانان صورت گرفته اغلب جوانان بر ازدواج در24 سالگی تاکید دارند. دکتر محمد اسحاقی به بهترین سن برای ازدواج اشاره کرد و افزود: بهترین سن برای ازدواج بر اساس آموزه های دینی اوایل جوانی (24و25سالگی ) است. به گزارش مهر معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان تصریح کرد: در حالی اغلب جوانان 24و 25 سالگی را برای ازدواج انتخاب می کنند که درصد بالایی از این قشر به دلیل وجود برخی مشکلات که در راس آن اشتغال و مسائل مادی است امکان ازدواج در این سن را پیدا نمی کنند. اسحاقی اظهار داشت: به دلیل وجود آسیبهای اجتماعی که می تواند تهدیدی جدی برای نسل جوان باشد همواره بر ازدواج جوانان در اوایل جوانی تاکید شده است ، اما در جامعه ما فقط تعداد محدودی در این دوره سنی تشکیل خانواده می دهند و تعدادی نیز گرفتار معضلات و آسیب های اجتماعی می شوند. وی به برنامه های سازمان ملی جوانان جهت ازدواج پایدار اشاره کرد و گفت: در راستای برنامه هایی که بنا است دولت در جهت ازدواج پایدار انجام دهد ، سازمان ملی جوانان نیز این امر را در اولویت برنامه های خود قرار داده است. معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان خاطر نشان کرد: با وجود اینکه بر پائین آمدن سن ازدواج و فراهم نمودن تسهیلات لازم برای این امر تاکید می کنیم اما در کنار آن نیز باید توجه ویژه ای به استحکام ازدواج ها داشته باشیم.
حتماً باید ازدواج کنیم؟... چرا؟ بله! واقعاً باید این کار بکنید! خیلی زود! به قول آلمانیها: «ازدواج زود، عشق پایدار»! اما قبل از اینکه به «چرا باید ازدواج کنیم» بپردازیم، اول باید به «چرا باید ازدواج کنیم» بپردازیم! بعضی «باید»ها، صرفاً یک حکمِ بیچون و چرای تخطیناپذیر آمرانهاند؛ اما هستند «باید»های دیگری هم که یک ضرورت را به یاد میآورند. تو باید غذا بخوری! تو باید نفس بکشی! تو باید وقتی به یک میهمانی سرشناس دعوت شدهای، کفشهای یکسالواکسنزدهات را بالاخره واکس بزنی! این سه «باید»، هیچ کدام، آمرانه نیستند؛ دقیقاً به یک ضرورت اشاره میکنند؛ و تو کاملاً اختیار داری علیرغم «باید»ی که نویسنده نوشته یا گوینده گفته، غذا نخوری و نفس نکشی و کماکان به صرافتِ واکس زدنِ آن کفش پوستهپوستهشدهی یکسالواکسنخوردهات نیفتی! اما... واقعاً بعدش چه میشود؟ کی ضرر میکند؟ گوینده یا نویسندهای که «باید» را گفته و نوشته، یا تو؟! تو باید ازدواج کنی. این «باید»، یک باید آمرانه نیست! چرا باید ازدواج کنیم؟ 1- تا دوستِ خدا بشوی! خدا تو را دوست خواهد داشت اگر برای خاطر او ازدواج کنی یا برای خاطر او، ازدواج یکی را با یکی دیگر جور کنی. تو میتوانی و کاملاً مختاری که ازدواج نکنی و غریزهات را رها کنی هر کار میخواهد بکند؛ اما تو برای خاطر خدا ازدواج میکنی، چون او از تو خواسته و گفته تنها راه درست برای زن و مردهای عالم، همین یک راه است. 2- تا دوستداشتنیترین چیزی را بسازی که تا حالا کسی ساخته! خدا که خداست و این همه چیز خلق کرده و ساخته از میان همهی ساختههاش، ازدواج را بیشتر از بقیه دوست دارد و پیش خودش عزیز میدارد. این، یعنی که به فکر ساختن چیز دیگری نباش! اگر چیز خوب دیگری وجود داشت، خدا حتماً آن را برایت خواسته بود و به زن و مردهای عالم میگفت که من آن چیز را عزت دادهام! 3- تا همینطور مجرد نباشی و ببینی که خدا متأهلها را بیشتر دوست دارد! این، یک واقعیت است که خدا متأهلها را بیشتر دوست دارد و بیشتر تحویلشان میگیرد؛ حالا میخواهد توی کَتَت برود یا نرود! و باز چه بخواهی قبول کنی چه نه، این قانون عالم است که آدمهای عزب بیشتر در معرض بدی و شرّند تا آنها که زن و شوهر هماند. کار به آنجا کشیده که حتی خدا آدم متأهلی را که خوابیده، بیشتر دوست دارد تا مجردِ شبزندهداری که همین حالا روزه هم هست! اینها همه به علتِ پرتگاههای عمیقی است که مجردها خودشان نمیدانند و دارند هر روز و هر ساعت و هر آن، بر لبهاش راه میروند. خدا متأهلها را بیشتر دوست دارد؛ چون تاب دیدنِ مجردها را که در پرتگاهها میافتند، ندارد... 4- تا مطمئن شوی دینت تا نصف شارژ شده! کسی که ازدواج میکند، نصفِ دینش را کامل میکند. گفتهاند نصفِ عبادتی را هم که باید میکرده، با ازدواجش کرده. حالا مانده نصفهی دیگر دینش و نیمهی دوم عبادت و اطاعتی که باید بکند. او برای این نصفه و نیمهی اول، ازدواج پیشه کرده بود؛ حالا برای نصفه و نیمهی دیگر باید تقوا پیشه کند! 5- تا داد و فریاد و «وای! وایِ!» شیطان را درآوری! 6- تا برادر شیطان نباشی! البته مهم است که مجردها شیطان را دوست نداشته باشند؛ اما از آن مهمتر این است که شیطان مجردها را خیلی دوست دارد! تا حدی که با آنها در یک جا بخوابد و دست در گردنِ نفسشان بیاندازد و بخواند: ما دوتّا داداشیم...! عزبی که رختِ دامادی/عروسی تن میکند، شیطان را از اینکه برادرش باشد، ناامید میکند. (و به همین علت، چند خط بالاتر نوشتیم که کارتدعوتِ عروسی/ دامادیشان، داد شیطان را درمیآورد!) 7- تا اخلاقت درست شود! کسی که در فشار باشد، خلقش که تنگ است هیچ؛ اعصاب و روانش هم شدیداً به هم ریخته است. البته کم و زیاد دارد. بعضیها چنان اعصابشان قاطی است، که مدام بهانه میگیرند و قال میکنند و بیحوصله و تحملاند؛ بعضیها هم چنان اعصابشان قاطی است که گوشهگیرند و بیقید و اعتنا و از سنگ صدا درمیآید، از اینها نه! ازدواج فشار را از آدم برمیدارد و برای گروه اول، مقوّم و برای گروه دوم، ملیّن است! 8- تا مهربانی ببینی و آرامش بیابی! 9- تا جسمت...! بله! بالاخره جسمت! خواستهای منطقی جسمت را باید جواب بدهی! به همین واضحی! منطقی هم باید جواب بدهی؛ نه اینکه جوری جواب بدهی که دست و پا و اندامت را بغلطانی توی فساد و کثیفی، و نه تنها نیازش را جواب نگویی که پریشانش هم بکنی! امام رضا به دختران جوان فرمود که زود شوهر کنند و دنبال هیچ قرص و دوایی هم نیفتند برای به تأخیر انداختن خواستهای غریزیشان. 10- تا روزیات زیاد شود! این، تضمینی است که هم خدا و هم پیغمبرش داده! این را آنها که خیلی از خرج و برج زندگی مشترک میترسند، دوباره بخوانند! 11- تا گوشهگیر و منزوی نشوی! خدا نمیخواهد تو از جامعهات و آدمهای دیگر دور باشی. بنابراین خیال نکن زاهدها و مرتاضهایی که در دیرهای قدیمی و روی رختخوابهای پر میخ، روز را شب و شب را روز میکنند و قید زن و فرزند را کلاً زدهاند، مقرّبان درگاه خدایند! باید میان مردم بود؛ همین مردمی که زشتاند و زیبایند و زناند و مردند. پس فرقی نمیکند! چه منزوی شدهای چون ازدواج نکردهای؛ و چه منزوی شدهای چون نمیخواهی ازدواج کنی و از دیر تنهاییات بیرون بزنی، سخت در اشتباهی! آقای راهب! برو خواستگاری! راهبه خانم! در را به روی خواستگارهات باز کن!
کسب اطلاعات و شناسایی پسران جهت ازدواج اینترنتی ( ازدواج اینترنتی خانمها) 2 نکته مهم آغازین: 1 - این فرایند صرفا جهت ازدواج اینترنتی پیشنهاد می گردد و دوستیابی از این طریق ( به علت مراعات نشدن بندهایی از این فرایند) عوارض ناخواسته ای را به همراه دارد . (در واقع هر گردی گردو نیست). 2 – اگر مقاله با دید بدبینانه ای تنظیم شده است، صرفا به خاطر اینست که دوستان را متوجه اهمیت موضوع و خطرات احتمالی آن نمائیم. قدمهای ذیل به ترتیب برای خانمهایی که قصد ازداوج از طریق اینترنت را دارند توصیه می گردد. 1 – با خودتان صادق باشید و انگیزه شما صرفا کسب اطلاعات عمیق در مورد همسر آینده اتان باشد ؛ نه سرگرمی 2 – زیاد اطلاعات بگیرید – کم اطلاعات بدهید. با آی دی پسرانه بین نویسندگان وبلاگها و اتاق های گفتگو و ... رفته و فرد مورد نظر را گزینش نمائید.( در این مرحله جنیست خود را روشن نکرده ، تا مشخص نمائید که ؛ قادر به ایجاد و ادامه ارتباط ، با فرد مورد نظر خود از طریق افکارتان هستید نه جنیسیت خود ) . به عنوان یک دوست اینترنتی ( بدون توجه به جنسیت ) اطلاعاتی را در مورد وی کسب کنید. سن ؟ جنس ؟ تحصیللات ؟ محل سکونت ؟ رشته تحصیلی؟ شغل ؟ هدفش از چت کردن با با شما ؟ هدفش از ایجاد سایت و وبلاگ شخصی؟ فرهنگ و نژاد ؛ مذهب ؟ سرگرمی ها، نظرات سیاسی، متاهل یا مجرد بودن؟ تعداد افراد خانواده ؟ شغل پدر ؟ شغل مادر؟ وضعیت مالی؟ تحصیلات افراد خانواده و برادران و خواهران؟ توضیح در مورد تخصص و شغلش با سئوال از جزئیات آن ؟ موسیقی دلخواهش؟ میزان و ساعاتی که که به اینترنت وصل هست؟ و خلاصه هر آنچه که به نظرتان برای آشنایی اولیه مفید است؟ سعی کنید در این مرحله اطلاعات کمی از خودتان بدهید یا بسیار خلاصه باشد. برای قدمهای بعدی لازم است که او از شما کمتر بداند. البته برای تحکیم ارتباط لازمست که مقداری اطلاعات عام از خودتان بدهید مثل تعداد خانوار ، سن ، رشته تحصیلی، مدرک ، تفریحات مورد علاقه ؛ ولی اطلاعات خاص از جمله نام محل تحصیل ، نام واقعی خودتان ، نام محل کار، آدرس منزل ؛ همچنین عقاید مذهبی ، سیاسی را در این مرحله عنوان ننمائید.( البته سئوال و جواب ها نباید خشک و پشت سر هم باشد تا شک طرف مقابل را بر انگیزد. بلکه با ظرافت باید مطرح شود. 3 – با روشن ساختن جنسیت خود ، سایر سرنخهای شناسایی وی را با ظرافت طلب کنید. مثل آدرس سایت های محبوبش؟، آدرس وبلاگ یا سایت شخصی اش ؟ آی دی و آدرس ایمیلش و در صورت امکان ایمیل و آی دی دوستان مورد تائیدش؟ و از او بخواهید طی ایمیل هایی، در مورد خودش مطالب جالب و اختصاصی را بنویسد. در این مرحله می توانید نظر او را در مورد ازدواج بطور عام و ازدواج اینترنتی به طور خاص جویا شوید. سئوال باید کلی باشد و به قصد و نظر خودتان در این مورد اشاره نفرمائید. ( بدیهی است ،در هر مرحله از مراحل مذکور ؛ اگر فرد با پارامترهای دلخواه شما تطابق نداشت یا قصد ازدواج ندارد ، فرایند ازدواج اینترنتی در مورد او به اتمام می رسد.) 4 – به مطالعه ایمیلهای ارسالی ، سایت ، وبلاگ و اشاراتی که داشته است به طور عمیق می پردازید و با دید منتقدانه بررسی می کنید. ، پس از این می توانید با افکار او چالش منطقی و علمی کنید تا او بیشتر صحبت کند – که این مطلب به شناسایی او کمک خواهد کرد. 5 – با آی دی های ناشناس و پسرانه با او ارتباط بگیرید و به او ایمیل بزنید و با سئوالاتی شبیه سئوالات بند 1 ، اولا درستی اطلاعات خود را چک کنید ، ثانیا در یابید آیا او با یک پسر هم به همان سرعت ارتباط می گیرد و جواب سئوالاتش را می دهد؟ ( نقش و تاثیر جنیست خود را در ایجاد و ادامه این ارتباط بررسی کنید) 6 - با آی دهای ناشناس و دخترانه با او ارتباط بگیرید و به او ایمیل بزنید و با دادن اطلاعات دیگر ، و گرفتن اطلاعات از او ، مطالبش را چک کنید. در اینجا دختر دیگری باشید و نظراتی مخالف نظرات واقعی خود بدهید.
ادامه مطلب ...5 - 4 تا پله را باید از حیاط به طرف زیرزمین بروی تا به خانهشان برسی؛ یک زیرزمین مسکونی پنجاه و چندمتری توی یک خانه قدیمی؛ یک هال کوچک، یک آشپزخانه جمعوجور و یک اتاق 9متری. نه مبلمانی توی خانه میبینی و نه کمد و بوفه و دکور؛ حتی تلویزیون هم توی خانهشان پیدا نمیشود. فقط یک کامپیوتر توی هال هست - که البته آن هم جزء خریدهای عقدشان بوده - و حدود 500جلد کتاب که توی اتاقشان انبار شده. هر چند وقت یک بار هم صدای موتورخانه کنار خانهشان میآید. این، همه ی زندگی علیمحمدزاده و زهرا علیرضایی است. آنها 2سالی میشود که با هم ازدواج کردهاند و با همین شرایط دارند زندگی میکنند. شاید تصورش سخت باشد اما آنها میگویند که الان نسبت به 2سال پیش وضعیتشان خیلی بهتر شده و البته خودشان را هم خوشبختترین آدمهای روی زمین میدانند. دلیلشان هم جالب است؛ «انتظارمان از زندگی، بودن کنار هم بود که به آن رسیدهایم؛ بیشتر از این هم نمیخواستیم». «توی دانشگاه شهید بهشتی همکلاسی و همرشته بودیم. دو تاییمان مدیریت صنعتی میخواندیم. همان جا همسرم را دیدم و بعد از بررسی شرایط، تصمیم به ازدواج گرفتم. 23سالم بود. کار نمیکردم آن موقع. سربازی هم نرفته بودم. درسم هم تمام نشده بود.»؛ اینها را علی میگوید. او از آن روزها و انگیزهاش برای ازدواج، یک خاطره ی جالب هم تعریف میکند؛ «سال سوم دانشگاه بودم که یک روز یکی از بچهها داشت توی نمازخانه با حاجآقای دانشگاهمان در مورد ازدواج صحبت میکرد. آن دوست ما داشت در مورد سختیهای ازدواج صحبت میکرد. حاج آقا گفت من پارسال توی همین دانشگاه به یکی از بچههایی که مثل شما از سختی ازدواج و مشکلات مالیاش میگفت، گفتم اگر300هزار تومان بهات چک بدهم، ازدواج میکنی؟ گفت آره. حاجآقا هم گفت من الان پا میشوم میزنمت. تو حرف خدا را قبول نداری؟ خود خدا گفته تو ازدواج کن، من میرسانم. آن وقت معلوم نیست چک من بیمحل باشد یا نه. طرف هم خجالت کشید و رفت ازدواج کرد. سال بعدش هم ماشین خرید و پول خانه را جور کرد. حاجآقا میگفت همین چند روز قبل هم خیلی خوشحال با خانمش آمده بود پیش من. خب، من اتفاق آن روز و صحبتهای حاجآقا توی ذهنم بود. وقتی هم که برای ازدواج اقدام کردم، یاد این حرفها بودم». و اما مراسم خواستگاری «توی مراسم خواستگاری از من پرسیدند چه کار میکنی؟ گفتم دانشجو هستم و وضعم را گفتم. خب، به هر حال توانستند اعتماد کنند؛ هم به دخترشان، هم به انتخاب دخترشان و هم به من».
ادامه مطلب ...نیاز جنسی، بخش جدایی ناپذیر ماهیت زیستی، روانی و اجتماعی آدمی را تشکیل می دهد و روشن است که کیفیت ارضای این نیاز نقش بسیار مهمی در سلامت و بهداشت روانی فرد و جامعه دارد. بر اساس آموزه های دینی، اگر این نیاز به صورت شرعی و معقول (ازدواج) و در زمان مناسب ارضا شود باعث آرامش خاطر، رشد شخصیت و نیز استمرار حیات بشر می شود و اگر امکان ارضای صحیح آن فراهم نیاید به صورت انحرافات جنسی و بی بند و باری های اخلاقی نمودار خواهد شد. عوامل موثر در افزایش سن ازدواج مسئله مشکلات و موانع ازدواج از یک سو و آرزوها، ایده آل ها و تصویری که دختران و پسران از آینده و زندگی مشترک خود دارند از سوی دیگر موجب گردیده که جوانان به آسانی تن به ازدواج ندهند. جوان در جستجو و تلاش برای رسیدن به شکلی از زندگی است که رهیافت واقعی جامعه است اما از سوی دیگر، فرصت ها و امکانات مساوی برای دست یابی به این شرایط وجود ندارد. بسیاری از جوانان با این استدلال که تامین هزینه های عقد و عروسی، تهیه منزل و اسباب و لوازم زندگی بسیار سخت است و نمی توان از عهده مخارج آینده زندگی بر آمد و آبرومند زندگی کرد بر خلاف میل باطنی از ازدواج به موقع خودداری می کنند. به نظر می رسد افزایش سن ازدواج و انحرافات اخلاقی رابطه ای دو سویه بر قرار باشد. برخی پژوهش ها نشان می دهند روابط آزاد بین دختر و پسر امکان ارضای جنسی نیاز به ازدواج را در جوانان کمرنگ کرده است. بنابراین روابط آزاد دختر و پسر امکان بهره گیری جنسی از طریق غیر ازدواج که در عین حال مسئولیت چندانی بر عهده فرد نمی گذارد خود یکی از عوامل افزایش سن ازدواج است. در سال اخیر آمار منحنی های رو به رشد و مشابهی را در زمینه انحرافات و بی بند و باری های اخلاقی در میان جوانان نشان می دهند. به طور قطع نمی توان یک عامل را علت انحرافات اخلاقی و بی بند و باری جنسی جوانان دانست در بیشتر موارد ترکیبی اخلاقی جوانان تا حد زیادی ناشی از فراهم نبودن شرایط ازدواج برای جوانان یا به تعبیر دقیق تر، افزایش سن ازدواج است. سخن پایانی یکی از مشکلات جوانان تجرد و فراهم نبودن زمینه برای ازدواج است که به نوبه خود باعث انواع انحرافات و بی بند و باری های اخلاقی در جامعه و به ویژه در بین جوانان شده است. تاثیر افزایش سن ازدواج در انحرافات اخلاقی جوانان به قدری وسیع و گسترده است که تحقیقی مستقل و جداگانه می طلبد. گرچه نمی توان همه انحرافات اخلاقی و بی بند و باری های جنسی جوانان را ناشی از افزایش سن ازدواج دانست اما به یقین بخش عمده ای از انحرافات اخلاقی جوانان ریشه در این مسئله دارد. قدر مسلم این است که اقدامات پیشگیرانه در زمینه انحرافات اخلاقی و برنامه ریزی برای ازدواج در زمان مناسب در قدم اول به خود جوانان مربوط می شود که با پیروی از دستورات اسلامی مبنی براقدام به موقع برای ازدواج و مقاومت در برابر وسوسه از خطرات احتمالی پیشگیری کنند. در مرحله بعد خانواده ها و سازمان های اجتماعی به ویژه دولت در مورد ازدواج جوانان نقش و مسئولیت خطیری را بر عهده دارند.
مطالعات ملی نشان می دهد در حالی که «نداشتن ثبات شغلی»، پس از «بیکاری» از مشکلات و موانع اصلی ازدواج پسران از منظر کل جوانان است، «آزاد نبودن در انتخاب همسر دلخواه» پس از «پیدا نکردن فردی که به عنوان همسر دارای خصوصیات دلخواه باشد» مهمترین مانع ازدواج دختران جوان به شمار می رود. کل جوانان «نبود حس مسئولیت پذیری در فرد» را چهارمین مانع ازدواج برای دختران و «نداشتن توان مالی کافی» برای پسران می دانند و پس از آن پسران «پیدا نکردن فردی که به عنوان همسر دارای خصوصیات دلخواه باشد» را دارای اهمیت دانسته اند. پس از این عامل در حالی که «عدم امکان تهیه مسکن مناسب» به عنوان یکی از مشکلات پسران برای ازدواج است «بی برنامه بودن در زندگی» برای دختران از مشکلات اصلی ازدواج مطرح می شود. به گزارش ایسنا، «وجود ملاک های سختگیرانه خانواده در ازدواج» برای دختران، بیش از پسران تبدیل به مشکل شده است؛ چرا که این عامل در رتبه هفتم سلسله مراتب موانع ازدواج دختران قرار داشته و برای پسران در اولویت شانزدهم قرار دارد. در حالی که از منظر پسران جوان کشور، برای پسران «شروط دست و پا گیر خانواده دختر» در رتبه نهم موانع ازدواج قرار دارد «سختگیر بودن در انتخاب همسر» برای دختر در این مرتبه قرار می گیرد. گفتنی است «نقص جسمانی» ، «عدم بلوغ شخصیتی کافی در فرد» و «ناتوانی والدین در راهنمایی برای ازدواج» در میان دختران در این سلسله مراتب دارای رتبه بالاتری است. در حالی که «نداشتن کارت پایان خدمت وظیفه یا معافیت» برای پسران به عنوان مانع ازدواج مطرح است، دختران دارای مشکلی به نام « ناتوانی مالی والدین در تدارک ازدواج برای فرزندان» هستند؛ این در شرایطی است که با وجود مانعی به نام «اولویت دادن به ادامه تحصیل» برای ازدواج دختران، پسران به ادامه تحصیل به عنوان مانعی برای ازدواج نگاه نمی کنند. به گزارش ایسنا این تحقیق بیانگر آن است که «شروط دست و پاگیر خانواده دختر» برای پسران در مرتبه نهم مشکلات ازدواجشان قرار دارد، اما در مقابل «فراهم نبودن جهیزیه» برای دختران مطرح می شود. در حالی که از سوی جوانان «فراهم نبودن وسایل زندگی» نوزدهمین مشکل پسران برای ازدواج نام برده شده است، دختران «محدود بودن دایره انتخاب همسر » را مشکل خود می دانند. این تحقیق نشان می دهد که دختران بیش از پسران به «بلوغ شخصیتی کافی در فرد» برای ازدواج اهمیت می دهند؛ چراکه نبود این ویژگی در میان موانع ازدواج دختران دارای جایگاه دهم و برای پسران دارای رتبه دوازدهم است.