تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

نکات مهم در فرآیند خواستگاری

1: بایستی خواستگار با خود گل ببرد، ترجیحاً گل صورتی رنگ ( علامت حیات، لذت و زندگی) و از یک نوع و به تعداد فرد مثلاً 9 ، 11 یا 13 در منزل عروس خانم روی یک میز کوچک گلدان با آب آماده باید باشد.2: قبل از رفتن به خواستگاری و با ایجاد کافی برای خواستگاری شونده به او و خانواده اش اطلاع می دهیم.3: هنگام خواستگاری فقط پدر و مادر و پسر با هم بروند ( یا جایگزین پدر و مادر و قیم پسر اینکار را در غیاب والدین انجام می دهند.) 4: خواستگاری حتماً باید بعد از ظهر باشد ( 7-4 بعد از ظهر). 5: لباس سنگین و محترمانه باید بر تن کرد. لباس آستین کوتاه، مدل های جلف و ترکیب رنگ های کودکانه علامت نفص عقل پسر و خانواده اوست. 6: اتاق انتخاب شده از طرف خانواده دختر باید کوچک و محدود باشد مثلاً 3*3 ( و مسافت راه رفتن تا حد امکان کوتاه شود.) 7: پدر و مادر یا جانشینان آنها حتماً باید در منزل باشند و عدم شرکت آنها علامت نوعی مقاومت است. حضور بچه ها کلاً ممنوع است. 8: هرگز نباید از شیرینی تر استفاده کرد و یک بشقاب کوچک شیرینی خشک نقلی روی میز یا محل پذیرایی قرار داده می شود و یک ظرف میوه قابل خوردن، به نحوی که بدون آب ریزی، کثیف شدن سر و صورت باشد نظیر نارنگی، کیوی، گیلاس، آلبالو، زردآلو و ... و نه میوه هایی نظیر انار، هندوانه، خربزه، پرتقال، گریپ فروت، آناناس، یک نوشیدنی مناسب فصل و فرهنگ نظیر چای، قهوه، شیر قهوه، نسکافه، آب میوه مثل آب پرتقال یا شربت معمولی نیز باید برای پذیرایی آماده باشد. دستمال برای تمیز کردن سر و صورت و دست ها، سطل زباله، وسایل قابل دسترس، نزدیک و جای راحت برای شستن لازم است. 9: عروس خانم آینده باید حتماً برای دقایقی حضور پیدا کند و غیبت کامل او علامت بدی است. 10: حتی در جوامع غربی نیز در این مراسم الکل سرو نمی شود. اساساً نوشیدنی مسکر علامت تمدن و تعقل نمی باشد. در خانواده هایی که الکل می خورند (غیر مسلمان) در اتاق جداگانه الکل سرو می شود. 11: عروس و داماد در روز خواستگاری مضطرب و پرفشار هستند. ادامه مطلب ...

تشخیص تفاوت میان عشق و شهوت

عشق و شهوت به عنوان دو مقوله نسبتاً مشابه به شمار می روند. شهوت صرفاً یک امر طبیعی و ذاتی به شمار می رود که برای جذب جنس مخالف به یکدیگر در وجود انسان ها قرار داده شده است. می توان گفت که بدون وجود شهوت انتظار نمی رود که هیچ گونه عشق و یا محبتی میان زن و مرد شکوفا گردد. شکی نیست که این حس در تمام افراد وجود دارد و تنها راهی است که می تواند به جدایی میان جنس مونث و مذکر پل بزند. از سوی دیگر یکی از فاکتورهایی که وجود آدمی را شریف و اصیل می سازد، عشق است. عشق یکی از عالی ترین صفات انسانی که به واسطه آن افراد سعی می کنند "بهتر" باشند. انسان ها شاید تنها به دلیل شهوترانی و زیاده خواهی با یکدیگر درگیری ایجاد می کنند؛ اما برای تشکیل خانواده و زندگی مشترک تنها یک دلیل وجود دارد و آن هم چیزی نیست جز عشق. عاشق شهوترانی بودن برای مردان، شهوت یک تجربه کاملاً ذهنی است. سیلی از تستسترون در رگ های آنها جاری می شود و دیگر چیزی را نمی بینند. همانند عشق، شهوت نیز آنها را کور می کند. به همین دلیل است که معمولاً در روابط - به ویژه اگر در ابتدای راه قرار گرفته باشید - گفتن این مطلب که طرف عاشق شماست و یا اینکه احساساتش تنها از روی شهوت هستند، اندکی دشوار می نماید. آقایون خیلی سخت می توانند تشخیص دهند که آیا واقعاً عاشق طرف مقابل هستند و یا او را صرفاً به مانند خیالی آتشینی می بینند که هر موقع از جلوی آنها رد می شود، جوشش کوره درونشان شدید تر میشود. دلیل امر فوق الذکر این است که آقایون این توانایی را دارند که خیلی پیش از اینکه با یک خانم ارتباط عاطفی برقرار کنند، به سادگی می توانند با او وارد رابطه جنسی شوند. هورمون هایی که در بدن آنها ترشح می شود باعث می شود که تصور کنند عاشق شده اند. به هر حال مشکل اساسی اینجاست که هم عشق و هم شهوت هر دو می توانند آقایون را خلع سلاح کرده و آنها را به شدت آسیب پذیر نمایند. بدین ترتیب آنها به راحتی اراده و قدرت خود را از دست می دهند و تنها برای تجربه سکس، خود را مسخ جنس مخالف می کنند. همچنین باید اضافه کرد که شهوت سبب می شود تا آقایون تنها از روی احساساتی که در آلت تناسلی آنها ایجاد می شود، تصمیم گیری نمایند و عقل و منطق را به دست باد بسپارند. زمانیکه حس شهوت بر یک مرد غلبه کند، اصلاً اهمیت نمی دهد که آیا او و شریکش مشترکاتی دارند یا خیر؛ او اهمیتی نمی دهد که طرف مقابل اهل کجاست و به کجا می رود؛ تمام حواسش را بر روی پیدا کردن راهی برای رسیدن به دست نیافته های خانم متمرکز می کند. اگر شریک او نیز تنها از روی شهوت با او ارتباط برقرار کرده باشد، از این فرصت سوء استفاده خواهد کرد. اما اگر هر دوی آنها عاشق یکدیگر باشند، این رابطه جنسی می تواند منجر به محکم تر شدن رابطه آنها شود. آیا شهوت است یا چیز دیگری است؟ چگونه می توانید تفاوت میان عشق و شهوت را تشخیص دهید؟ در این قسمت نکاتی را برایتان ذکر کرده ایم که به واسطه آن بتوانید میان این دو مقوله تمیز قائل شوید. شهوت است اگر: فقط به ظاهر و اندام او توجه داشته باشید حتی قبل از اینکه اسم او را پرسیده باشید، در حال خیال بافی هستید که او بدون لباس چگونه است. یااینکه اگر با او رابطه جنسی برقرار کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد. اهمیت نمی دهید که او چه می گوید همیشه در حال بهانه آوردن هستید تا به نحوی قرارهای ملاقات خود را با کنسل کنید، مگر اینکه این قرار منجر به قراری رابطه جنسی شود. اگر از شما بخواهد تا کاری برایش انجام دهید، بهانه می آورید و می گویید بیش از اندازه سرتان شلوغ است. اما اگر در کنار شما باشد و با او سکس نداشته باشید این امر ناراحتتان می کند و در ذهن خود، خودتان را در حال برقراری رابطه جنسی با خانم های دیگری تجسم می کنید. فقط می خواهید برای سکس او را ببینید برایتان اهمیتی ندارد که به هیچ وجه با او تماس تلفنی نداشته باشید. از این گذشته اصلاً برایتان مهم نیست که جواب زنگ تلفن او را فوراً بدهید و حتی اگر برای چندین روز هم با او صحبت نکنید، مشکلی نخواهید داشت و ترجیح می دهید هر موقع که دو مرتبه از نظر جنسی تحریک شدید او را ملاقات کنید. برای شهوترانی با او تماس می گیرید پس از اینکه همراه دوستانتان تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشتید، یکمرتبه یاد او می کنید و با او تماس می گیرید تا در کنار هم نوشیدنی میل کنید. بعد از سکس او را ترک می کنید پس از این اینکه کارتان تمام شد، به دنبال ساده ترین راهی می گردید که بتوانید محل را تر ک کنید. هیچ نوازشی وجود ندارد، صبح زود برایش صبحانه تهیه نمی کنید، فقط خیلی راحت می گویید: "من باید بروم" این عشق است، عزیزم عشق است اگر : کششی بین شما وجود داشته باشد برای مدتهای طولانی با هم صحبت می کنید و هر ساعت مانند یک دقیقه برایتان میگذرد. گاهی اوقات آنقدر غرق در حرف زدن می شوید که متوجه گذشت زمان نمیشوید. احساس می کنید او زیباست حتی اگر او را بدون هیچ گونه آرایش، در حالیکه موهایش را پشت سرش بسته و مشغول تمیز کردن دست شویی است، ببینید باز هم تصور می کنید که در نظرتان زیباست. دوست دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید تنها چیزی که می خواهید این است که با او باشید، چه سکس داشته باشید چه نداشته باشید. حتی اگر به شما بگوید که برای برقراری رابطه جنسی نیاز به سپری شدن مدت زمان بیشتری است، باز هم اهمیتی نمی دهید و قبول می کنید. آینده خود را با او تجسم می کنید حس غریبی در شما ایجاد می شود و فکر می کنید که بدون وجود او قادر به ادامه زندگی نخواهید بود. به خانواده و دوستان خود اطلاع می دهید که قصد ازدواج با او را دارید و خودتان نیز به تشکیل خانواده با او فکر می کنید. او را به خانواده خود معرفی می کنید این موضوع که خانواده تان او رابپذیرد، برایتان اهمیت پیدا می کند و ترجیح می دهید که با تمام اطرافیانتان ارتباط مناسبی برقرار کند. او را در تمام برنامه های خود شریک می دانید چه با دوستان مذکر خود بیرون بروید و چه حیوان خانگی خود را برای قدم زدن به پارک ببرید، در همه حال دوست دارید که او در کنارتان باشد. حتی اگر او آنجا هم نباشد، باز یادش از ذهنتان بیرون نمی رود و به دنبال فرصتی می گردید تا یک تلفن کوتاه به او بزنید و بگویید: "دلم برایت تنگ شده". البته حتماً لازم نیست که دوستانتان متوجه شوند شما یک چنین کاری انجام داده اید. رمانتیک تر می شوید یک مرتبه می بینید که به گوش دادن به موسیقی های عاشقانه و آرام تمایل بیشتری پیدا کرده اید. برای او گل و یادداشت های عاشقانه می فرستید و ترتیب صرف غذاهای رمانتیک در نور شمع را می دهید. همیشه طرف او را می گیرید هر زمان که کسی در مورد او انتقاد می کند، شما سریعاً اقدام به دفاع از او می کنید. در مجامع عمومی همیشه خود را موافق با نظریات او نشان می دهید، حتی اگر در پشت درهای بسته با او مخالف باشید. او باعث می شود انسان بهتری باشید او شما را به چالش وا میدارد و تشویقتان می کند. با دیدن او شاد می شوید و حاضرید برای خوشحال کردنش هر کاری که از دستتان بر می آید را انجام دهید. دوست داشتن شهوت شهوت برای مدت کوتاهی شما را سرگرم می کند. اما عشق مربوط به مدت زمان بسیار طولانی می شود. هر چند گاهی امکان دارد که این دو مقوله در جای یکدیگر قرار بگیرند، اما باید با توجه کامل، تفاوت میان آنها را تشخیص دهید. باید ببینید که خودتان از زندگی چه می خواهید، همه چیز به شما بستگی دارد .

ملاک های لازم برای انتخاب همسر مورد نظر

زیبا باشد در غیر این صورت متوسط و معمولی بوده و چهره عادی و قابل قبول داشته باشد . چهره خیلی زیبا و خیلی زشت مطرود است . اگر عاشق او هستید قطع رابطه کنید و رابطه باید توأم با دوست داشتن باشد و نه عشق ،اگر فرد مرد است ، چهره و جذابیت عادی داشته باشد، کفایت می کند.مرد باید هوش بالاتری نسبت به زن داشته باشد، مثلاً ضریب هوشی مرد 120 و ضریب هوشی زن80 باشد مشکلی پیش نمی آید. بالعکس آن تولید اشکال می کند. این حالت در مورد جامعه زن سالاری مصداق دارد. اگر مرد 5ـ7 سال بزرگتر باشد ، در غیر صورت جز مواردی، ایجاد اختلاف شدید می کند. قد هر دو متناسب باشد و مرد قدی بلند تر داشته باشد و اختلاف خیلی زیاد، تولید بازخوردهای منفی ایجاد می کند. تناسب اندام و چاقی و لاغری باید متناسب باشد و مثلاً مرد بلند قد و چاق با زن کوتاه و لاغر یا زن لاغر و ترکه ای و بلند قد به مرد کوتاه و چاق نباید ازواج کند. پسر باید خانواده دختر را پسندیده باشد و خانواده دختر نیز پسر را . دختر باید خانواده پسر را پسندیده باشد و خانواده پسر نیز دختر را . خانواده های دختر و یا پسر باید همدیگر را پسندیده باشند. دختر و پسر باید ضمن تماس شش ماهه، به مشاوره ازدواج دعوت شده و در آنجا نیز مهر تأئید دریافت دارند. حتماً از یک دین و مذهب باشند. اختلاف فاحش فرهنگی وجود نداشته باشد. برای ازدواج لازم نباشد فردا از محل زندگی خود در مکان دورتر به محل فعلی مهاجرت کند در حالی که سال ها در آنجا زندگی کرده باشد. در صورتی که پسر یا دختر اولین فرزند یا آخرین فرزند خانواده باشند. نیازمند دقت بیشتر می باشد . زیرا این دو فرزند اشکالات خاص خود را دارند. تحصیلات مرد باید بیشتر از زن باشد یا حداقل مساوی باشند و حالت عکس آن تولید تعارضات خانوادگی می کند. درآمد اقتصادی مرد بطور حتم و زن احتمالاً در آینده نزدیک قابل افزایش باشد. شغل ثابت، محل و مکان ثابت ، حقوق و مزایا و مرخصی ثابت و معین در خصوصیات حرفه ای مرد وجود داشته باشد وضعیت اقتصادی خانواده دو طرف اختلاف فاحش نداشته باشد . ازدواج در زمان شروع کار، و یا پایان آن نباید صورت بگیرد. اطمینان از فقدان رفتارهای انحرافی جنسی در دو طرف کسب شده باشد . بیماری ناتوان کننده نظیر دیابت، معلولیت، ناشنوایی، نابینایی و انواع فلج و ناتوانی جنسی و سرد مزاجی در دو طرف وجود نداشته باشد. بیماری مقاربتی نظیر سوزاک، سفیلیس نیز وجود نداشته باشد. از وجود رفتار و تمایلات و رفتار جنسی از نوع هموسکچوالیتی( همجنس بازی) در مرد کسب اطلاع شود. اعتماد به نفس بالای واقعی یا معمولی در هر دو زوج باید وجود داشته باشد. میزان متعادلی از احساس شک و تردید، اعتماد و عدم اعتماد، امید و نا امیدی و گناه و شرم باید در هر دو طرف وجود داشته باشد. زن اختلال هیستریک، وسواس، اجبار و غیره نداشته باشد. در صورت وجود روابط نامشروع و بیمار گونه و انحرافات جنسی دیگر باید از فرد مورد نظر دوری گزید. احساس مذهبی، اخلاقی، سوپرایگو و وجدان اخلاقی در فرد فعال باشد و افراطی و تفریطی نباشد. در شش ماه آشنایی، به علایق جنسی، روانی، عاطفی، فکری، مطالعاتی، عشقی، آداب و عدات روزانه، غذا، تفریح و میهمانی وصله رحم و نظایر آن باید آشنا شد ، توافق کرد و سپس ازدواج نمود. اختلافات شخصیتی و رفتاری نباید وجود داشته باشد. در غیر این صورت یا باید درمان شود و یا اینکه متارکه عملی خواهد شد. علایم خفیف عقب ماندگی ذهنی در هیچ کدام از آنها موجود نباشد. اهل عالم ارجح هستند. کسانی که پول دوست بوده و بطور مرضی پول جمع می کنند از نظر روانکاوی شخصیت شایسته ازدواج نمی باشد. علایم خفیف یا شدید بیماریهای روان پریشی و روان نژندی در هر دو وجود نداشته باشند. بیماریهای پوستی غیر قابل بهبود مانند، پسوریازیس، جذام و پمفیگوس و نظایر آن وجود نداشته باشد. دستگاه تناسلی هر دو سالم باشد و سوراخ اضافه، انسداد و اختلال در کار بیضه یا واژن و رحم نظایر آن در کار نباشد. بیماری روانی خانوادگی و موروثی وجود نداشته باشد. تجانس گروهای خونی وجود داشته باشد. مشاوره ژنتیک صورت داده باشند و هماهنگی ژنتیکی تائید سشده باشد. به خداوند و فرستادگان آنها ایمان واقعی داشته باشند. در صورت وجود اختلال پارانوئیدی( شک و تردید مرضی) در ختر یا پسر بایستی سریعاً رابطه را قطع کرد، زیرا خداوند بزرگ است و فردی را مناسب حال او خواهد رساند.

قواعد دوست داشتن

زندگی زوجین مانند یک بازی است که مهره های آن دائم در حال جابه جایی هستند. در بهترین حالت آن دو نفر مانند چراغ مه شکن هستند و راه یکدیگر را روشن می کنند. همچنین نقاط ضعف هم را آشکار می کنند که موجب رشد دو طرف و پایداری علاقه می شود اما این تعادل را چگونه می توان حفظ کرد؟ خیلی ساده و با رعایت قواعد بازی می توان این کار را انجام داد. مهمترین قواعد دوست داشتن به قرار زیر است: هنگام صحبت با همسر خود توجه داشته باشید که زمان و مکان صحیحی را انتخاب کرده اید. نباید با طعنه یا خشونت صحبت کرد. احساسات خود را هنگام گفتگوهای منطقی زیاد به بازی نگیرید. از گله کردن بپرهیزید. به یک توافق برسید. تشویق و تحسین در زندگی های موفق نقش بسیار مهمی برعهده دارند. 1ـ خود را دوست بدارید کسی که اعتماد کافی به خود ندارد نمی تواند از احساسات طرف مقابل به درستی قدر شناسی کند. به این ترتیب موفق می شوید: دست از کار کردن مانند سیندرلا بردارید. این در صورتی است که خود را به درستی ارزیابی نکرده باشید. برنامه خود را تغییر دهید. شعارتان این باشد، بهترین چیزها برای خودم! برای خود چیز تازه ای بخرید، به سینما بروید. کسی که با خودخواهی به برآورده کردن خواسته ها و اهداف خود بیندیشد، نتیجه عکس آن را می گیرد. علاقه به خود در اثر ارتباط عاطفی و روحی با A«همسرA» به دست می آید، نه در حل کردن مشکلات به تنهایی. 2ـ مسئولیت خود را برعهده بگیرید هر کس طراح خوشبختی خود است. به این ترتیب موفق می شوید؛ اگر فکر می کنید خوشبختی در دوستی خود به خود به وجود می آید، در اشتباه هستید. علاقه هم مانند یک غذای لذیذ باید درست شود. فعال شوید! دوستی ایده آل محصولی از عقاید، اهداف و همکاری است. باید سؤال زیر را برای خود مطرح و آن را حل کنید، آیا اصلاً به زندگی زناشویی علاقه ای دارید؟ همسر شما باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟ در کجا می توانید او را بیابید؟ و هنگامی که او را یافتید باید بین واقعیت و تصورات خود تعادلی برقرار کنید. 3ـ به خود وقت بدهید زن و شوهر باید با صرف وقت و صبر زیاد، نخ های زندگی خود را به هم گره بزنند، به این ترتیب موفق می شوید: زندگی زناشویی خود را خانه ای ببینید که باید آن را بسازید و عشق یکی از مصالح اصلی آن است. برای این که ساختمان محکم ساخته شود، باید پایه های محکمی برای آن بریزید. شما باید برای کشیدن نقشه و پیاده کردن آن در ساختن این خانه آرامش و زمان زیادی صرف کنید. این موضوع در مورد ارتباط دو نفر هم صدق می کند. اگر شما برای رسیدن به علاقه ای عمیق، عجله به خرج دهید، در خاتمه چیزی به دست خواهید آورد که فقط شبیه یک ارتباط است. اما معلوم نیست که این ارتباط در مواقع بحرانی هم دوام پیدا کند، بنابراین در بیان نظرات خود و پذیرفتن نیازهای طرف مقابل رُک و صریح باشید. 4ـ بر ترس های خود غلبه کنید آیا گمان می کنید که رشد، تکامل و سرزندگی در درازمدت جایی در زندگی زناشویی شما نخواهد داشت؟ دوستی واقعی، رد و بدل کردن دائمی افکار است. به این ترتیب موفق می شوید لیستی از مسائل مهم تهیه کنید. ترس های خود را بشناسید. شما در کجا جلو خود و همسر خود را می گیرید و مانع پیشرفت رابطه می شوید؟ چه چیزی موجب رنجیدگی شما می شود؟ در چه مواردی می توانید با گذشت باشید؟ با همسر خود صحبت کنید که چگونه می توان با موانعی که در ارتباط شما وجود دارد، مبارزه کرد؟ 5ـ از کلمات صحیح استفاده کنید لحن صحبت در یک ارتباط زناشویی نقش مهمی دارد. پس از سپری شدن دوران اولیه زندگی، باید با همسر خود گفتگوهای زیادی داشته باشید تا بتوانید یکدیگر را بهتر درک کنید. هنگام صحبت با همسر خود توجه داشته باشید که زمان و مکان صحیحی را انتخاب کرده اید. نباید با طعنه یا خشونت صحبت کرد. احساسات خود را هنگام گفتگوهای منطقی زیاد به بازی نگیرید. از گله کردن بپرهیزید. به یک توافق برسید. تشویق و تحسین در زندگی های موفق نقش بسیار مهمی برعهده دارند. برای هر انتقاد باید 5 نکته مثبت را هم در نظر بگیرید. 6ـ رفتاری قاطع و در عین حال منصفانه داشته باشید آیا شما در بن بستی قرار دارید و نمی دانید چگونه باید از آن خارج شوید؟ همواره در زندگی زناشویی وضعیت هایی وجود دارند که با توافق دو طرفه، هیچکس احساس مغبون شدن نمی کند. به این ترتیب موفق می شوید. اولین قدم A«قبول داشتن همسرA» است. بعد باید نتیجه مورد نظر خود را تعیین کنید. همواره در تمام مسائل توافقی وجود دارد که هر دوطرف را راضی کند. 7ـ در تغییرات با یکدیگر همکاری کنید هیچ چیز ثابت نیست. در زندگی زناشویی تغییرات غیر قابل اجتناب هستند. تغییر شغل، تولد فرزند مسائلی هستند که زن و شوهر باید با هم بر آن غلبه کنند. زندگی زناشویی خود را خانه ای ببینید که باید آن را بسازید و عشق یکی از مصالح اصلی آن است. برای این که ساختمان محکم ساخته شود، باید پایه های محکمی برای آن بریزید. شما باید برای کشیدن نقشه و پیاده کردن آن در ساختن این خانه آرامش و زمان زیادی صرف کنید. به این ترتیب موفق می شوید: انعطاف پذیری علاوه بر این که یکی از پایه های مهم زندگی است، یکی از مهمترین خصوصیات افرادی است که برخورد بهتری در حل مشکلات دارند. پذیرفتن تغییرات با انعطاف پذیری یعنی وداع با چیزهایی که در گذشته وجود داشته است. تغییرات همواره موجب تغییر روند بازی می شوند. حال باید رفتاری جدید در پیش گرفت. تغییرات سه مرحله دارند: 1ـ هنوز همه چیز آشناست وهر کس می داند چه باید بکند. 2ـ چیزهای آشنا شروع به از بین رفتن می کند و حال باید فعال بود. 3ـ هر یک از افراد خانواده در چارچوب تغییر مورد نظر خود را تطبیق می دهد. 8ـ جمع بندی رابطه همانطور که اتومبیل خود را نزد تعمیرکار می برید، باید از رابطه خود هم مراقبت به عمل آورید. کنترل دائمی ارتباط موجب حل راحت تر مشکلات و اختلافات احتمالی می شود. به این ترتیب موفق می شوید، هر روز کاملاً آگاهانه برای همسر خود وقت بگذارید. از او بپرسید که روز خود را چگونه گذرانده است و به چه فکر می کند. ارتباط مانند یک باغچه است، باید از آن مراقبت کرد، در غیر این صورت پژمرده می شود. 9ـ ارتباط خود را تازه و شاداب نگه دارید رازِ داشتن ارتباط خوب و درازمدت این است که دائم به آن رسیدگی کنید. به این ترتیب موفق می شوید گاهی اوقات او را به طرز مطبوعی غافلگیر کنید. به پیک نیک بروید، تا جایی که امکان دارد با هم بخندید. اتفاقاتی را به خاطر بیاورید که هر دو در آنها نقش داشته اید. در برخی موارد موضوعات کوچک را همواره رعایت کنید. بعضی از این مسائل همیشه ثابت مانند لنگری هستند که کشتی احساسات را در دریای توفان نگه می دارند و شما را به آرامش می رسانند. 10ـ آرامش خود را حفظ کنید باید کاملاً آگاهانه قواعدی را رعایت کنید، زیرا زمانی می رسد که شما به زندگی روزمره خود باز می گردید. به این ترتیب موفق می شوید : این هنر بزرگی است که هویت همسر خود را بپذیرید و به آن احترام بگذارید و درعین حال خود را هم فراموش نکنید . به ایده آل های خود وفادار بمانید و ارتباط خود را با دوستانتان قطع نکنید.

شما تنها «داماد خانواده» هستید نه «پسر خانواده»

مسائل خانوادگی را از مسائل کاری و تجاری مجزا نمایید.آن دامادهایی که برای پدر زنشان کار می کنند، بعضی اوقات خودشان را در موقعیت و وضعیت پردردسر و بغرنجی میابند. زمانی که رئیس داماد، پدر زنش هم باشد، آن موقع جدا کردن مسائل خانوادگی از مسائل کاری مشکل ودشوار می شود. اگر شما با رئیستان



یعنی پدرتان در محل کارتان دعوا و بگو مگو داشته باشید، شب هنگام، زمانی که او را در خانه ملاقات می کنید و مجبورید او راپدر بنامید، چه عکس العملی نشان می دهید؟ در واقع مشکل اصلی از آنجا نشأت می گیرد که شما تنها « داماد خانواده» هستید نه «پسر خانواده». ازدواج با دختر رئیس می تواند اولین قدم برای رسیدن به آیندة درخشان و عالی باشد، اما شما مجبورید همیشه مراقب این باشید که چه کار می کنید و چگونه. اگر تصمیم بگیرید که به عنوان یک غریبه بیرون بایستید و قضایا رااز دور نظاره گر باشید، کم کم برای خانوادة همسرتان غریبه و بیگانه خواهید شد. اما اگر شما مایل باشید که سعی کنید تا لذت ها و مزیت ها و همچنین فشارها و مشکلات در آمیختن روابط خانوادگی با مسائل کاری را درک کنید، و پشتکار دارد و در عین حال رضایت و خشنودی هم به ارمغان می آورد. حتی اگر همسرتان غذایی پخته است که شما آن را دوست ندارید، سعی کنید وانمود کنید که از آن خوشتان می آید.

شصت نکته شیرین درباره ی ازدواج

شصت نکته شیرین درباره ی ازدواج


درباره ازدواج بسیار گفته و شنیده ایم. اما مطالبی که در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد.

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

2- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

4- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

5- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

7- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

10-داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

13- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

14- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

ادامه مطلب ...

دروغ های عمده زنان به مردان

فکر می کنید همسرتان به هیچ وجه اهل دروغ نیست؟ بهتر نیست که درباره این موضوع دقیق تر بیندیشید؟ دلایل دروغ گفتن متفاوت است از نگرانی او برای احساسات شما گرفته تا حفظ رابطه خودش باشما، ولی مطمئن باشید همسر مور علاقه شما هم یک انسان است و از دروغ به عنوان یک حربه برای رسیدن به اهدافش (شاید به طور ناخودآگاه) استفاده می کند. دلیلشان هر چه که باشد ده نوع عمده آن در زیر آمده است: 1 - هیچ وقت سعی نکرده ام چیزی را در مورد تو تغییر دهم . وای فکر می کنید چه چیزی ممکن است؟ یعنی واقعاً از شنیدن صدای خرناسه شما عصبی نشده؟ یعنی او از همه رفتار شما راضی است؟ به هر حال اگر هم به شما نگفته در سالهای آینده خواهد گفت، پس تا می توانید از این فرصت بهره ببرید او« سعی نکرده چیزی را در شما تغییر دهد؟ » پس شما مرد ایده آل او هستید! 2 - من از بودن در جمع دوستان تو لذت می برم . مهم نیست دوستان شما چقدر انسان های جالبی هستند، این نظر شماست و احتمالاً همسرتان از ته قلب اینطور فکر نمی کند. پس تا آنجا که می توانید این ملاقات ها را کاهش دهید تا همسرتان تصمیم نگیر و احساس قلبی اش را راجع به ملاقات های پر سر و صدای شما با دوستانتان بیان کند. 3 - من از انجام دادن هر کاری برای تو لذت می برم . این ها جملات اول رابطه ها هستند. واقعاً فکر می کنید همسرتان از شستن لباس های شما یا جمع کردن ظرفهای غذا در حالی که شما لم داده اید و تلویزیون تماشا می کنید لذت می برد؟ اگر نمی خواهید روزی با جمله «لطفاً خودت جورابهای بد بویت را بشو» مراجه شوید، خودتان زودتر دست به کار شوید. 4 - من خانواده تو را مثل خانواده خودم دوست دارم . ممکن است او در تظاهر کردن بسیار وارد و ماهر باشد ولی بدانید این احساس قبلی او نیست اگر شک دارید این بار که او خانواده تان را برای شام دعوت میکند به ماهیچه های صورتش نگاه کنید تا متوجه لبخند مصنوعی که او به زور به لب دارد شوید. 5 - من عاشق ورزش هستم . این هم یکی دیگر از جملات سنتی اولین قرار است. او احتمالاً تماشای فوتبال را به عنوان یکی از کارهای مورد علاقهاش به شما معرفی می کند تا نشان دهد که چقدر با شما هم عقیده است و با دخترهای دیگر یک فرق اساسی دارد. اگر او جز نوادر روزگار نباشد (و واقعاً عاشق فوتبال نباشد) بعد از مدتی از شما هم به خاطر تماشای فوتبال ایراد خواهد گرفت. 6 - اگر به من بگویی که چاق شده ام اصلاً ناراحت نخواهم شد . اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ اصولاً اگر شما سعی کنید با تعریف بیش از حد از او خوشحالش کنید. موفق نخواهید شد چرا که او می فهمد که شما دروغ می گوئید ولی لازم نیست این صداقت خود را با اظهار نظر درباره اندامش به او ثابت کنید. در غیر این صورت جنگ جهانی سوم در منزل شما به وقوع خواهد پیوست. 7 - تو راست می گویی، حق با توست . در مشاجرات دوران دوستی و نامزدی همیشه دخترها حق را به پسرها می دهند ولی آیا در زندگی هم عقیده آنها این چنین است؟ در حقیقت «حق با توست» معادل «خفه شو» است او می خواهد فقط مشاجره را به پایان برساند! 8 - توجه تو به دیگر زنان اصلاً برایم مهم نیست . اوایل شکل گیری یک رابطه، دخترها برای بی تفاوت جلوه دادن خود از چنین جملات فریبنده ای بهره می گیرند.شانس شما این جاست که وقتی مشغول تماشای دختران دیگرهستید می توانید از میزان عصبانیت او آگاه شوید. البته این کاملاً طبیعی است. خود را جای او بگذارید؛ اگر او هر پسر خوشگلی را ببنید شروع به طنازی کند چه احساسی به شمادست خواهد داد 9 - پول تو برایم هیچ اهمیتی ندارد . با این که مبلغ پول شما در حساب بانکی تان برای اکثر زنان اهمیت چندانی ندارد ولی استقلال مالی شما برای همه آنها مهم است. ممکن است به شما نگوید چون نمی خواهد شما را بترساند ولی مطمئن باشید که همینطور است. 10 - عزیزم ناراحت نباش، این چیزها برای همه اتفاق می افتد . در زندگی همه ما لحظات سخت پیش می آید، اکثر زنان درمواقع سخنی همسرانشان از این جمله کلیشه ای استفاده میکنند. به هر حال اصلاً مهم نیست، مهم این است که او از بین همه افراد دیگر شما را انتخاب کرده است.