خانم هادر سن هیجده تا بیست و یک سالگی مانند آفریقا یا استرالیا هستند: نیمه کشف شده , وحشی , با زیبایی های افسون کننده ی طبیعی. در سن 21 تا سی سالگی مثل آمریکایا ژاپن هستند: کاملا کشف شده , بسیار توسعه یافته , آماده برای معامله با پول نقد یا اتومبیل! در سن 30 تا سی و پنج سالگی مثل هند یا اسپانیا هستند: بسیار داغ , آسوده خاطر و آرام , آگاه به زیبایی های خود. در سن 35 تا چهل سالگی مثل فرانسه یا آرژانتین هستند:
بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند اما هنوز جاده های بسیاری برای تماشا دارند! در سن 40 تا پنجاه سالگی مثل یوگسلاوی یا عراق هستند: جنگ را باخته اند هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند وبه بازسازی کامل نیاز دارند. در سن 50 تا شصت سالگی مثل روسیه یا کانادا هستند: بسیار پهناور , آرام و مرز ها بدون مرزبان اما سرمای زیاد , خلایق را از آنان میرماند. در سن 60 تا هفتاد سالگی مثل انگلستان یا مغولستان اند: با یک گذشته ی درخشان و بدون آینده! بعد از هفتاد سالگی شبیه آلبانی یا افغانستان اند: همگان میدانند که در کجایند اما هیچکس به سراغشان نمیرود!
در عصر کنونی که مساوات میان حقوق زن و مرد جایگاه خاصی پیدا کرده است، برخورد مؤدبانه با خانم ها، به شیوه ای که موجب ناراحتی آنها نشود، اندکی دشوار است. به طور حتم به خوبی مستحضر هستید که ذهن خانم ها به تکامل ذهن آقایون می باشد و شایستگی مورد احترام قرار گرفتن را دارا می باشند. متاسفانه عبارت "حقوق خانم ها و آقایون با یکدیگر مساوی است" این تصور را در ذهن برخی از مردها ایجاد می کند که باید با نامزد خود مانند یک مرد رفتار کنند. درست است که او توانایی های یک آقا را در بر دارد اما به هر حال یک خانم است. در یک چنین بلوایی، استفاده کمی از جوانمردی های قدیم می تواند این احساس را در خانم ایجاد کند که برای شما جایگاه ویژه ای دارد. لازم نیست به جزئیات قضیه توجه بیش از اندازه ای داشته باشید و یا مثلاً به نحوه دست دادن و معرفی او به سایرین، بیش از پیش توجه کند؛ چند حرکت کوچک نجیبانه و آقامنشانه به راحتی می تواند شما را از سایر مردهایی که فقط آروغ می زنند و هیچ کار دیگری بلد نیستند، جدا کند. در این قسمت 7 حرکت مختلف ذکر شده که به وسیله آن می توانید خودتان را مانند "یک آقای با شخصیت" جلوه دهید، اما سعی کنید در ابراز آنها زیاده روی نکنید. با اعتماد به نفس کامل آنها را انجام دهید تا وانمود کنید جزء اخلاق همیشگیتان هستند. این شگردها بسیار جالب بوده و کاری می کند که به همسرتان احساس شاهزاده خانم بودن دست بدهد. هیچ کار بهتری از اینها پیدا نمی شود. بدی هوا را تحمل کنید اگر هوا سرد باشد و کاملاً مشخص باشد که او سردش شده، ژاکتتان را در آورید و به او بدهید. اگر باران می بارد، چتر را برایش نگه دارید. اگر زمین یخ زده و یا آب باران همه جا را فرا گرفته، نقش یک پیش خدمت را بازی کنید، کنار خیابان بروید و برای او ماشین بگیرید. شاید این امور به نظرتان کمی قدیمی و کلیشه ای بیاید، اما مطمئن باشید که تفاوت زیادی ایجاد می کند و برای او از ارزش بسیار بالایی برخوردار می باشد. این امر نشان می دهد که شما برای ایجاد آرامش برای او حاضرید به هر کاری دست بزنید و احساساتش برای شما از اهمیت بالایی برخوردار هستند. تمام این موارد نشان دهنده شخصیت شما هستند و شما را شجاع و نیرومند نشان می دهند. در خارج از پیاده رو راه بروید زمانیکه با او در حال راه رفتن هستید، سعی کنید خودتان از قسمتی که نزدیک به خیابان است، حرکت کنید. کمتر کسی را پیدا می کنید که به این نکته دقت کند و آنرا رعایت نماید به همین دلیل زمانیکه آنرا انجام می دهید، خیلی بیشتر مورد توجه همسرتان قرار خواهد گرفت. این کار خیلی زیباست چراکه آبی که درون گودال هاست، توسط ماشین ها به او پاشیده نمی شود، و از خطرات احتمالی ترافیک نیز در امان میماند. از همه این حرف ها گذشته، این عمل نشان دهنده مردانگی شماست. در عین حال احساس امنیت به او دست می دهد و همانطور که می دانید این احساس یکی از بهترین احساسات برای خانم هاست. دنبال او بروید دنبال او رفتن، با رساندن او به خانه فرق می کند. هنگامی که به او پیشنهاد می کنید که به دنبالش بروید، اصلاً تصور نمی کند که قصد دارید به خانه اش بروید و در نهایت وارد خانه شوید. او تصور می کند که شما خیلی پاک و معصوم هستید به همین دلیل هیچ گاه پیشنهادتان را رد نمی کند. بدون اینکه بخواهد جبهه گیری کند، این احساس به او دست می دهد که برای شما اهمیت دارد. این مردانگی خالص است. یک امتیاز دیگر این کار آن است که دیگر مجبور نیستید در انظار عمومی و جایی که همه چشم ها بر روی شما متمرکز شده با هم ملاقات داشته و سلام و احوالپرسی نمایید و همه این کارها در یک محیط کاملاً خصوصی انجام می شود. مطمئن شوید که او سالم به خانه رسیده شما همیشه باید به او پیشنهاد کنید که پیاده یا ماشین و یا تاکسی او را تا منزل برسانید. اگر او را به حال خودش وا بگذارید به نظر می رسد که برایش اهمیت قائل نیستید، و یا احتمالا فرد خود محوری هستید. به طریقه رفت و آمد او دقت کنید و در این زمینه توجه لازم را مبذول فرمایید. اگر او تمایلی نداشت که شما او را تا درب منزلش همراهی کنید، برایش تاکسی بگیرید، سوارش کنید، و هزینه آنرا نیز پرداخت نمایید. از ماشین پیاده شوید اگر شما با اتومبیل شخصی او را به خانه اش رساندید، زمان خداحافظی از ماشین پیاده شوید. درب خودرو را برای او باز کنید و آنجا با هم خداحافظی کنید. اما تا زمانیکه از شما دعوت نکرده، داخل خانه نشوید. این کار بیش از اندازه گستاخانه است. ممکن است که او تصور کند شما به دنبال چیز دیگری هستید. در عین حال، پیاده شدن از ماشین هنگام خداحافظی به او اطمینان می دهد که شما قصد دارید تا شب را در منزل خودتان بگذرانید. همچنین این امر سبب می شود که او احساس کند فرد مهمی است. البته خداحافظی شما ممکن است به بغل، بوسه، و یا دست دادن هم ختم شود البته بیشتر بستگی به این امر دارد که شما بعد از ظهرتان را چگونه گذرانده اید. درب را باز کنید یک قانون تقریباً همه گیر همیشه به ما امر می کند که در را برای کسانیکه نزدیک به ما هستند، به ویژه سالمندان باز نگه داریم. این کار در مقابل نامزدتان به طور اخص نشان دهنده کلاس اجتماعی شماست. مانند تمام کارهای جوانمردانه دیگر، نباید بیش از اندازه این امر را به صورت نمایشی انجام دهید و همه را متوجه آن کنید. به عبارت دیگر نباید خیلی پیش از اینکه او به در برسد در را باز نگه دارید و یا اگر شخص دیگری در را باز نگه داشته بود، به زور در را از او نگیرید. این حرکت را کاملا عادی و غیر جدی نشان دهید. هر چه این کارها را طبیعی تر انجام دهید، در نظر خانم ها جذاب تر به نظر میرسید. او را به دیگران معرفی کنید حتی اگر در وسط خیابان به یکی از آشنایانتان برخورد کردید، نامزدتان را به او معرفی کنید. اگر مشغول صحبت با آشنایی که در خیابان ملاقات کرده اید بشوید و همسرتان مجبور شود که در گوشه ای تنها بایستد، احساس خوبی پیدا نمی کند. حتی ممکن است تصور کند شما از او خوشتان نمی آید و آنقدرها برایتان مهم نیست که به طرف مقابل معرفی نشده. یک لحظه وقت بگذارید و نام او را به طرف مقابل بگویید. به این طریق او فکر می کند که خودش نیز در گفتگوی شما شرکت دارد، حتی اگر هیچ چیز به زبان نیاورد. اما اگر به هر دلیل تمایلی به معرفی او به طرف مقابل نداشتید، مثلا دل خوشی از نفر سوم نداشتید و دوست داشتید که هر چه زودتر از شر او خلاص شوید، به محض اینکه او جمع دو نفره شما ترک گفت، موضوع را برایش تشریح کنید و عذر خواهی هم فراموش نشود. این کار فرای آقامنشی است و یک کار فوق العاده مؤدبانه به شمار میرود. او را با جوانمردی جذب کنید اگر جزء افرادی هستید که تجربه زیادی در قرارهای ملاقات ندارید و همیشه خام و ناشیانه رفتار می کنید، این موارد می توانند به شما کمک کنند؛ فقط باید مطمئن شوید که آنها را با خونسردی کامل انجام داده و خودتان را عادی نشان دهید. با رعایت این موارد در قرار ملاقات بعدی مطمئناً به نتایج خیلی بهتری دست پیدا می کنی
آیا ما در دورانی زندگی نمی کنیم که باید به مادرهای مجردی که به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند و خانم هایی که مقامات شغلی بالایی را از آن خود کرده اند، تبریک بگوییم؟ از آنجایی که جنس مونث پیشرفت های چشمگیری داشته عده ای از افراد ممکن است تصور کنند که آنها در دنیای قرارهای ملاقات نیز مانند سایر جنبه های زندگی پرتکاپو هستند و ترجیح می دهند خودشان همه چیز را هدایت کنند. شاید عده ای کمی از این نوع خانم ها وجود داشته باشد که شما اصلا نمیتوانید سر به سر آنها بگذارید و دستشان بیندازید اما باید قبول کنیم که تعداد آنها محدود است. علیرغم وجود پشتکاری که خانم ها در وجوه دیگر زندگی از خود نشان می دهند در مورد قرار های ملاقات کمی خجالتی می باشند و ترجیح می دهند این مطلب را طرف مقابل بازگو کند. پس زمانی که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات می رسد این نوبت مردهاست که دست به کار شوند. کیش و مات چرا خانم ها اگر قرار باشد، 10 سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن "پیشرفت" نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟ زمانی که صحبت از قرار ملاقات به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت دشوار است. من در این یک موضوع طرف آقایون را می گیرم. این کار هم درست مثل سایر شغل هایی می ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها نباید برای گذاشتن قرار ملاقات پیش قدم شوند و چرا نباید خانم ها به آقایون را پیشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاری آنها روند. چنین کارهایی همیشه جزء وظایف مردها بوده است. در این قسمت دلایلی وجود دارد که چرا خانم ها هیچ گاه در این امر پیشقدمی نمیکنند و همیشه مردها باید جور این کار را به گردن بگیرند. درست مثل یک امتحان با روشی که یک مرد به یک زن نزدیک می شود، قضاوت های بیشماری می توان در مورد او برداشت کرد؛ آیا او اعتماد به نفس دارد یا دارای شخصیت متزلزلی است؟ شاید بیش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقایون برای انجام این کار ترفند های بیشماری دارند (که من تمام آنها را به عینه دیده ام و دیگر غافلگیر نخواهم شد) که برخی از آنها به خوبی جواب می دهند و متاسفانه سایرین باعث ایجاد بدبختی برای فرد می شوند. این روش ها چه کار کنند یا نه باید همیشه توجه داشته باشید که نشان دهنده شخصیت درونیتان هستند. خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند مردها برای رسیدن به آنها چگونه تلاش می کنند، به همین دلیل است که هیچ گاه خودشان پیش قدم نمیشوند و این کار را به عهده آقایون می گذارند. اگر مردی در رستوران به خانمی برسد و حوصله او را با تعریف از خود سر ببرد و به 1001 دلیل مختلف خانم را راضی کند که کس بهتری از او پیدا نخواهد کرد؛ این امر گویای دو مطلب می باشد (که هر دو به شدت ناخوشایند می باشند): عدم اعتماد به نفس یا/و اعتماد به نفس بیش از اندازه. مردی که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستی تقدیمش کند (نه اینکه فقط شماره را به او بدهد بلکه تقدیم کند) باید اعتماد به نفس بیش از حدی داشته باشد. اگر مردی بتواند از این امتحان سربلند بیرون آید این شانس را پیدا می کند که خانم یکی دو مرتبه دیگر نیز با او قرار بگذارد و این بار به طور حتم خانم پیش قدم خواهد شد. مردهای قابل تحسین مردی که از خود احساسات نشان دهد چیزی جز موفقیت انتظار او را نخواهد کشید. مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چیزی شبیه به این است: شما زمانیکه از کسی تقاضای بیرون رفتن می کنید چیزهایی مضاف بر آنچه که باید را به او تقدیم کرده اید و اگر یک چنین کارهایی را انجام ندهید درست مثل یک جلودار صف جنگ هستید که هیچ گونه مهماتی را با خود حمل نمی کند. اگر بدون هیچ سلاح و مهماتی بخواهید به خط مقدم بروید بدون شک شکست می خویرید. آقایون می بایست تمایل خود را به انجام چنین کارهایی بیشتر کرده و تمایلات احساسی خود را بیش از پیش برای خانم ها باز گو کنند. این قسمت جایی است که امتیاز به دست خانم هاست. آنها به خوبی می دانند که اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه خاصی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد بود. اما زمانیکه یک مرد با اعتماد به نفس برای گذاشتن اولین قرار ملاقات گام بر می دارد در نظر خانم ها خیلی بهتر از شخص اول جلوه می کند. هر کس بتواند بیشترین تاثیر را بر روی خانم بگذارد، قابل تحسین بوده و به نتایج بهتری در این رابطه دست پیدا خواهد کرد. این امر در مسائل عشقی و عاطفی جایگاه ویژه ای دارد و شما نیز باید همیشه اهمیت آنها را در ذهن خود نگاه دارید. خانم ها چه از روی عمد و یا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پیشنهاد را از فرد مقابل دریافت کنند و ترجیح می دهند برای برقراری قرار ملاقات پیشقدمی نکنند. گاهی اوقات ارزش های قدیمی و از مد افتاده (که در فیلم هایی نظیر کازابلانکا و بر باد رفته به درستی به تصویر کشیده شده اند) از مردها انتظار می رود که به خانم ها نزدیک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند. این موارد به صورت یک قانون در ذهن ما (به ویژه خانم ها) حک شده است و زن ها همیشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع یک رابطه بر دارند. در حالیکه امروزه خانم ها دیگر انتظار ندارند که آقایون به شیشیه اتاق آنها سنگ پرتاب کنند و یا از درخت بالا بیایند تا بتوانند به آنها برسند اما از فضای رمانتیک بدشان نمی آید. حداقل طوری برخورد کنید که احساس کنند شما در حال تعقیب کردنشان هستید. به طور قطع رسانه های امروزی و همچنین فرهنگ حاکم بر جامعه طوری پیش می رود که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلی هستند و به هیچ مردی نیاز ندارند. شاید به همین دلیل باشد که خانمها دوست دارند آن فضای کلاسیک و مردانه را در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسی تعقیبشان کند، از آنها قدردانی کند، و با گلبرگ های گل سرخ دوش بگیرند..... خوب شاید این آخری یک کمی زیاده روی باشد! خوب، فکر می کنم آقایون تا این لحظه متوجه شده باشند که چرا باید روش های برقراری روابط خود را باز سازی کنند. ممکن است دختری که برای ازدواج در نظر دارید شما را به بهترین ها برساند به همین دلیل باید بدانید که برای رسیدن به موفقیت رفتاری کاملا طبیعی از خود نشان دهید، با او دوستانه برخورد کنید و خودتان را بیش از اندازه دست نیافتنی نشان ندهید. همین که او تلاش شما را برای رسیدن به خودش مشاهده می کند متوجه می شود که شما به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته اید که این کار را انجام داده اید بنابراین دیگر نیازی ندارید که اطمینان بیش از اندازه از خودتان نشان دهید. اگر او نیز در رسیدن به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر
1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی) 2 - مردی که به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی ) ?- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی ) ?- زنی سعادتمند است که مطیع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل یونانی ) 5- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی ) 6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی ) 7- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی ) 8 - داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی ) 9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی) 10 -داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی ) 11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی ) 12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی ) 14- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی ) 15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی) 16- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی ) 17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) 18- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی ) 19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی ) 20- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط ) 21- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز ) 22- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند ) 23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون ) 24- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی) 25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک ) 26- با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون) 27- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت) 28- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " کر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس ) 29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین ) 30- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز ) 31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین ) 32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک ) 33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد) 34- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی ) 3?- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن ) 36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سیریوس) 37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک ) 38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر) 39- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر) 40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس) 41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور ) 42- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط) 43- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی ) 44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر) 45- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی) 46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر) 47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون ) 48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد) 49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو) 50- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی ) 51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی) 52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی ) 53 – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر ) 54 – دوام ازدواج یک قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی ) 55 – ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت ) 56 – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی ) 57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین ) 58 – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر ) 59 – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر ) زن در ضربالمثلهای جهان زنان سوژه ضربالمثلهای متعددی هستند و این مطلب تنها مربوط به افغانستان نیست. نگاهی داریم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشورهای مختلف جهان: انگلیسی: زن فقط یک چیز را پنهان نگاه میدارد آنهم چیزی است که نمیداند. هلندی: وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و دیوار می ریزد. استونی: از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقیر زن بگیر. فرانسوی: آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است. انتخاب زن و تربوز مشکل است. بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشیده بود. آلمانی: کاری را که شیطان از عهده بر نیاید زن انجام میدهد. وقتی زنی میمیرد یک فقته از دنیا کم میشود. کسی که زن ثروتمند بگیرد آزادی خود را فروخته است. آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده. گریه زن، دزدانه خندیدن است. یونانی: شرهای سهگانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن. برای مردم مهم نیست که زن بگیرد یا نگیرد، زیرا در هر دو صورت پشیمان خواهد شد. گرجیها: اسلحه زن اشک اوست. ایتالیایی: اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نیست. زناشویی را ستایش کن اما زن نگیر
سوال : مدتی است که با دختری آشنا شده ام و نمی دانم این علاقه را چگونه به او ابراز کنم ؟ البته باید بگویم که من حدودا تا چند ماه دیگر امکان ازدواج ندارم و می خواهم فعلا نظر او را در این مورد بدانم. پاسخ : سلام درست متوجه منظورت نشدم، یعنی آشنا شدی و با هم ارتباط دارید یا صرفا تو او را می شناسی و او احساسی نسبت به تو نداره؟ چون اگه آشنایی دو طرفه باشه و عرف خانوادگیت هم این اجازه را میده که خودت به تنهایی پیشنهاد بدی، که کار سختی نیست. می تونی بهش محترمانه بگی اگه اجازه هست میخوای با خانوادت خدمتشون برسی؟ و او هم متوجه منظورت خواهد شد. و اگر ملاحظاتی در میان باشه با شما در میان خواهد گذاشت. و اگه این آشنایی فعلا یک طرفه است و از سوی توست، و هنوز ارتباط کلامی خاصی با هم نداشتید، بهتره از طرق غیر مستقیم تلفنی از او بدست بیاری و از مادرت بخوای باهاشون تماس بگیره و قرار بذاره! البته برای رسیدن به شناخت کافی چند ماهی نیاز به زمان هست و تا آن موقع شما هم امکان ازدواج پیدا خواهی کرد. فقط دوست عزیز قبل از اینکه احساست این اجازه را بده که سریع تر از منطق و عقل قدم برداره، کاملا هشیار باش و در معیارات توجه کن که باید بیشترین وجه تشابه در زمینه های مذهبی، اقتصادی، تحصیلی، اجتماعی، فرهنگی، طرز فکر و نگاه به زندگی، آداب و رسوم و منش و شخصیت دو طرف وجود داشته باشه و هر چه این اشتراکات بیشتر و تفاوت ها کمتر باشه، خوشبختی و موفقیت نیز تضمین شده تره. با بینش جلو برو و هرگز برای تصمیم گیری عجله به خرج نده. موفق باشی
سوال : با سلام دختری 27 ساله هستم که هر خواستگاری برایم می اید یا پدرم قبول نمیکند با انها خودشان میروند و پشت سرشان هم نگاه نمیکنند خیلی ختم گذاشتم پیش فالگیر رفتم فایده نداشته الان همه دخترای فامیل که از من کوچکتر بودن ازدواج کردن چند بار تصمیم به خودکشی گرفتم دیگه از این همه سرکوفت خسته شدم کمکم کنید پاسخ : سلام دوست خوبم انسان می تونه به صورت با شکوه و عالی در این دنیا زندگی کند و با دیگران در ارتباط باشد و عشق بورزد و پلی که انسان رو به حد کمال می رسونه ازدواج است ،اگر این امر خطیر درست و حساب شده صورت گیرد . با ازدواج ممکن است جنبه های خوب یا بد آن نصیب ما شود که از جنبه های مثبت آن می توان رسیدن به صمیمیت ، حمایت ،دلبستگی و محبت از جنس مخالف باشد و نیاز غریزی خود رو از این طریق بر طرف کنند در حالی که اگر ازدواج دو نفر با هم به دلایلی نا هماهنگ باشد جنبه های منفی آن بروز می کند که شامل در گیریهای روحی روانی و اختلافات به خاطر هیچ و پوچ که در بعضی از افراد به طلاق منتهی می شود و در بقیه فقط در کنار هم هستند و از زندگی با هم بودن لذت نمی برند پس مهم این نیست که زود ازدواج کرد مهم این است که با انتخاب درست ازدواج کرد که اگر به دور و اطراف خودت دقت کنی می بینی چه بسا از افرادی که از تو زودتر ازدواج کردن یا مشکل دارند یا از هم جدا شدند چون انتخابی صحیح و متناسب با معیارهای خود ندارند. گفتی که خواستگار داری که پدرت قبول نمی کند یا اونها دیگه اقدام نمی کنند. دوست عزیز بهتره که اول معیارهای خودت رو برای ازدواج مشخص کنی معیارهای تو باید متناسب با شرایط و فرهنگ خانواده ات باشد و درباره معیارهایت با خانواده ات مخصوصا پدرت صحبت کنید و در این موقع خواستگار که می آید شما با شرایط خودتون می سنجید اگر متناسب بود و پدرت هم موافق بود اجازه دهید که برای مراسم اولیه و آشنایی به منزل شما آیند ،این کار به شما کمک می کنه که حداقل افرادی که با شما و خانواده شما برابری می کنند اجازه خواستگاری پیدا می کنند و مخالفت پدرت هم کمتر می شود و شانس این که این خواستگاری ها به نتیجه برسه افزایش پیدا می کنه. می خواستم یه چیزی رو هم برات بگم برای هر فردی تو زندگی خداوند قضا و قدری گذاشته شده است و اما زمان رسیدن ان مطلق نیست و دست خوش اتفاقاتی روزمره قرار می گیرد و زمان آن به تاخیر می افتد و حتما در آن حکمتی بوده و باید با امید به خداوند و توکل به در گاه حق برای رسیدن تلاش نمود تا آن چه که برای ما در نظر گرفته شده است اتفاق افتد و در این مسیر ما مورد آزمایش حق تعال نیز قرار می گیریم. پس با امید به خدانظر و دید خود را در مورد ازدواج روشن کن با خانواده ات در این مورد مشورت کن و اون موقع برای ازدواج و رویارویی با خواستگارها اقدام کن تا کمتر از نظر روحی بهت آسیب وارد شود تو باید به توانایی ها و داشته های خودت اهمیت بدی و به حرفها و عکس العمل دیگران توجه نکنی. خوشحال می شم اگر مورد یا سوال دیگه ای داشتی در خدمت باشم. شاداب و سر بلند در پناه ایزد منان باشی.
درست همانطور که نشانه هایی برای آماده بودن شخص برای ازدواج وجود دارند، نشانه هایی هم هستند که میگویند: زمان ازدواج نرسیده است. بسیاری از افراد میتوانند با نگاهی به گذشته بگویند که چرا در آن زمان آماده ازدواج نبوده اند و اینکه این آماده نبودن چگونه به جدایی آنها منجر شده است. بررسی انگیزه های ازدواج، قبل از آغاز زندگی مشترک کمک میکند تا اشتباه نکنید. در اینجا به چند انگیزه نادرست برای ازدواج اشاره شده است و پرهیز از ازدواجی که به دنبال چنین عواملی صورت بگیرد، شاید کار عاقلانه ای باشد. در هر مورد به راه حلهایی نیز اشاره کرده ایم که شاید راه گشا باشند. اگر به هر حال راضی به ازدواج در این شرایط هستید، لااقل میدانید که به چه ریسکی دست زده اید و با چشم بازتری وارد زندگی مشترک خواهید شد. a ) برای فرار از یک خانواده فقیر، آشفته یا شوربخت. به جای ازدواج به تحصیل در جایی دور از خانه و یا کار کردن در شهر دیگر بپردازید. بر روی ساختن یک شخصیت مستقل و با روانی سالم متمرکز شوید تا بتوانید یک زندگی سالم و سعادتمند داشته باشید. هرچه خانواده شما ناهنجارتر باشد، شما به کوشش بیشتری نیاز دارید تا اشتباه والدین خود را تکرار نکنید. b ) هنگامی که بسیار جوان و ناپخته هستید. از دوران نوجوانی خود لذت ببرید و تا زمانی که به بلوغ فکری لازم نرسیده اید و سنتان بالاتر نرفته است، به ازدواج نیندیشید. c ) هنگامی که در معاشرت با جنس مخالف بی تجربه هستید. معاشرتهای ساده و دوستانه با جنس مخالف به شما کمک میکند تا تیپهای مختلفی از افراد را بشناسید و به نیازها و خواسته های خود از شریک زندگی بیشتر پی ببرید و افراد سازگار با خود را از افراد ناسالم و ناسازگار تشخیص دهید. d ) هنگامی که تازه فارغ التحصیل شده اید، هرگز خودکفا نبوده ایدو به عنوان یک آدم مجرد روی پای خود نایستاده اید، هیچ شغل یا درآمد مشخصی ندارید، از تنها ماندن میترسید و دوستانتان دارند به سراغ زندگی خود میروند. به جای اینکار، تحصیلات و تخصص خود را کامل کنید. حرفه ای را انتخاب کنید که قابلیتهای متعددی داشته و بتواند شما و خانواده تان را برای همه عمر حمایت کند. به عنوان یک فرد مجرد (حتی در خانه والدین) بیاموزید که مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید، صورت حسابها را پرداخت کنید، پس انداز کنید و زندگی متعادلی داشته باشید. بیاموزید که بدون احساس بی کسی، تنها بمانید و در عالم تجرد شاد باشید. e ) اگر قصد دارید حسادت کسی را برانگیزید. خود را درگیر چنین ازدواجی نکنید! به جای آن به مطالعه کتابهای روانشناسی و یا مشورت با روانکاو بپردازید و تا از نظر احساسی به بلوغ برسید. تا زمانی که به بلوغ فکری نرسیده اید با هیچ کس ازدواج نکنید. شما باید رفتارهای بزرگسالان را فرا بگیرید و بتوانید با مهارت از صدمه دیدن خود جلوگیری کنید.از طریق مشاوره یا شرکت در کلاسهای مربوطه، بیاموزید که به جای رفتارهای شدید و خصمانه، مشکلات را به طور دوستانه و با گفتگو حل کنید. f ) ازدواج برای به دست آوردن عزت نفس. با مشاوره و مطالعه روانشناسی، با افکار مثبت، عزت نفس خود را افزایش دهید. تا زمانی که از خودتان مطمئن نشده و با خود روراست و راحت نیستید، ازدواج نکنید. در آن زمان هم کسی را انتخاب کنید که با شما سازگار باشد و شما از روی کمبود عاطفی به دنبالش نرفته باشید. g ) چون همه ازدواج کرده اند...با مطالعه و مشاوره به بلوغ بیشتری دست یابید و تا زمانی که شخص مناسب و مورد علاقه خود را پیدا نکرده اید ازدواج نکنید. h ) ازدواج با کسی که با او آشنا هستید و با وجودی که رابطه شما خسته کننده و فاقد جذابیت است، به دلیل بالا رفتن سن و یا اینکه تصور میکنید شخص مناسبتری پیدا نمیکنید، به زندگی مشترک فکر میکنید. با یک فرد آگاه و دنیا دیده و یا یک روان کاو مشورت کنید و ماجرای خودتان را برایش تعریف کنید تا بدانید واقعا تا چه حد با این شخص سازگار هستید. تا زمانی که کاملا از توافق بینابین و امکان ایجاد یک ازدواج موفق مطمئن نشده اید، ازدواج نکنید. اگر شخصی که در زندگی شما وجود دارد چندان با شما سازگاری ندارد، وقت هیچ کدامتان را تلف نکنید و به دنبال شخصی مناسب باشید. i ) اگر زمان کافی با یکدیگر نگذرانده اید و نمیدانید که با هم توافق دارید یا خیر. اگر شخص مورد نظر، زمان کافی برای پرداختن به این رابطه ندارد و آنرا در اولویتهای خود قرار نمیدهد، موضوع را با او درمیان بگذارید و ببینید که میتوانید به یک توافق دو جانبه برسید یا خیر. اگر به تازگی با شخصی آشنا شده اید، مدتی به خودتان زمان بدهید تا یکدیگر را بشناسید. اگر این شخص از شما دور است و شما بیشتر از نامه، تلفن و ای• میل استفاده میکنید، تا زمانی که یکدیگر را از نزدیک نشناخته اید و این رابطه محکم نشده است، تن به ازدواج ندهید. j ) هنگامی که مدت زیادی از جدایی یا بیوه شدن یکی یا هردو شما نگذشته است. به جای عجله در ازدواج، بیشتر با یکدیگر معاشرت کنید و درک کنید که به خاطر شرایط خاص احساسی خودتان یا طرف مقابل، این آشنایی ممکن است در هر لحظه به پایان برسد. زیرا هنگامی که رنج جدایی از شریک قبلی التیام یافت، هر یک از شما ممکن است متوجه ناهماهنگیها و ناسازگاریهایی شوید که دیگر تمایلی به ادامه رابطه نداشته باشید. k ) اگر یک نفر یا هردو شما از مشکلات حاد روانی یا شخصیتی رنج میبرید. با یک روانشناس به درمان خود بپردازید و اگر طرف مقابل شما مشکل دارد، با او نزد مشاور خانواده یا روان کاو بروید و بر قضاوت این افراد مبنی بر امکان پذیر بودن رابطه، اعتماد کنید. اگر شخص مورد نظر شما اعتیاد دارد، انگیزه ای برای درمان شدن ندارد یا سوءاستفاده گر است، به کمک روانکاو یا مشاور به سرعت به رابطه خاتمه دهید. l ) اگر یک یا هردو شما به رفتارهای خشن تمایل دارید یا دارای سابقه خشونت جسمی، جنسی یا کودک آزاری هستید. اگر این سابقه و تمایل در خود شما وجود دارد، به سرعت به دنبال درمان خود باشید و در باره این تمایلات خود برای او بگویید تا درمان شما را در اولویت قرار دهد. m ) اگر این شما هستید که قربانی خشونت شده اید هم باید برای کمک به خود با یک روانپزشک مشورت کنید و تا زمانی که بتوانید از سلطه شریک خشونت طلب خود آزاد شوید، تحت درمان و احتمالا مراقبت مراجع قانونی باقی بمانید.