
شعر عاشقانه ی ابدی
اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم
این شعر تا ابد با تو خواهد زیست
حتی وقی که من دیگر نباشم
یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد
شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند
عاشقانت تو را ترک می کنند
اما شعر عاشقانه
همیشه با تو خواهد بود
پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!
شعری از اعماق جان٫
که مرا به یاد تو آورد......
شعری که همیشه با تو بماند.

به دنبال واژه ای می گردم تا قلبم را سیراب کنم
و این آخرین شاید هم آغازی برای فرداییست که هنوز
در راه نیست و کاغذهای مچاله شده زباله دان گواه به
این راز دارند و این آینه خسته تر از همیشه زیر غباری
از دور تنها تصویر مرابدون هیچ واژه ای به سکوت فریاد
می زند امروز غبارت را به باد می دهند.
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
..........................................................
وفاداری را باید از نیلوفری آموخت که به دور هر شاخه ای می پیچد؛در آغوشش می میرد.
....................................................
آرزو دارم که قشنگترین گل سرخ دنیا را بچینم و بر برگهای آن قطره ای از خون خود را بچکانم وآنرا به محبوبم هدیه کنم .
تا زمانی که گل را می بوید نفسش خون مرا گرم کند
...............................................
می دونی چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهتت به ماه ، با این تفاوت که ماه سه حرف داری ولی تو حرف نداری!
...............................................
پرسید چون دوسم داری بهم نیاز داری یا چون بهم نیاز داری دوسم داری؟!
گفتم چون دوستت دارم بی نیاز ترین آدم روی زمینم!
..........................................
فرشته ها وجود دارن اما بعضی وقتها چون بال ندارن ما بهشون میگیم رفیق
.
.........................................
بوسه برعکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شیشه عمر من است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند
تار موی توست اما ریشه عمر من است
......................................
شبا بروکنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که ماهشون مال منه!
.................................
سالها آرزو میکردم سایه اش بر سرم باشد.کور بودم و نمیدیدم او سراسر نور بودو سایه نداشت !
........................................
مردن آن نیست که در سینه ی خاک دفن شوم
مردن آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم!
......................................
اگه من و تو دوتا برگ باشیم، هنگام خزان من زودتر از تو میشکنم تا زمانی که میافتی در آغوشم بگیرمت....
...............................
.
بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم...
..........................
وفای شمع را نازم که بعد از سوختن ...به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد...
نه چون انسان که بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد...
.........................................
اگه کسی دیوونت بود ، بازیش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ،
بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ،
فقط بهش لبخند بزن اینطوری همیشه یه پله ازش عقبتری اگه یه روزی خسته بشه و یه پله بیادعقب تازه میشه مثل تو!
..................................
|
|
|
_____________@__@@_____@ |
ارسال شده توسط عسل خانوم
دلم برات تنگ شده.....اما من...من میتونم این دوری رو تحمل کنم... به فاصله ها فکر نمیکنم ...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام کنم....رد احساست روی دلم جا مونده ... میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...........چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم با من نیستی؟؟آره!خودت میدونی....میدونی که همیشه با منی....میدونی که تو،توی لحظه لحظه های من جاری هستی....آخه...تو،توی قلب منی...آره!تو قلب من....برای همینه که همیشه با منی...برای همینه که حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی...برای همینه که میتونم دوریت رو تحمل کنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه...هر وقت حس میکنم دیگه طاقت ندارم....دیگه نمیتونم تحمل کنم...دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میکشم....دستامو که بو میکنم مست میشم...مست از عطر ت. صدای مهربونت رو میشنوم ...و آخر همهء اینها...به یه چیز میرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه...اونوقت تو رو نزدیکتر از همیشه حس میکنم....اونوقت دیگه تنها نیستم
حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم.. به این تنهایی دل بستم...حالا میدونم که این تنهایی خالی نیست...پر از یاد عشقه.. پر از اشکهای گرم عاشقونه ...

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*
*ــــــ*
سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردد:
زمان، کلمات و موقعیت ها.
سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست برود:
آرامش، امید و صداقت.
سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیست:
رؤیا ها، موفقیت و شانس.

سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها ست:
عشق، اعتماد به نفس و دوستان

سهراب سپهری