اگر شما با انجام عملی و یا سخنی سبب رنجش طرف مقابلتان می شوید فقط کافی است که عذر خواهی کنید، اقرار به اشتباه برای اکثر مردم مشکل است در صورتیکه افرادی که دارای شخصیت قوی تری هستند عموما اشتباهات خود را می پذیرند و عذرخواهی می کنند
سعی کنید در روابط خود با همسرتان صادق باشید و از وانمود کردن به آن چیزی که نیستید پرهیز کنید.
برای
ایجاد و دوام یک رابطه خوب و سالم طرفین باید از سلامت جسم و روان
برخوردار باشند، بنابراین باید تغذیه سالم و فعالیت بدنی مناسب (تمرینات
ورزشی روزانه) داشته باشید.
در تعریف و تمجید از طرف مقابل خود
سخاوتمند باشید، تعریف در یک رابطه بادوام همانند چسب عمل می کند و سبب
استحکام بیشتر آن می شود، سعی کنید که تمجید شما صادقانه باشد.
انتظارات
شما از طرف مقابلتان باید واقع بینانه باشد، توجه داشته باشید که هیچ فردی
کامل نیست در سالهای ابتدایی آشنایی و ازدواج تصویر رویاگونه ای از
همسرتان نسازید و وی را آنگونه که هست بپذیرید، سعی کنید انتظاراتتان از
او با واقعیت منطبق باشد.
در هر رابطه ای اختلاف نظر وجود دارد تصور
نکنید که همسرتان از آنچه در درون شما می گذرد کاملا آگاه است، بنابراین
ضروری است زمانیکه راجع به مطلبی بحث می کنید مطمین شوید که طرف مقابل
منظور شما را بدرستی فهمیده باشد.
مواردی که در بالا ذکر شد از اصلی
ترین مسایل روانشناسی است که زوجین برای داشتن روابط سالم و با دوام با
یکدیگر باید در نظر داشته باشند.
از جالبترین وقایع ایام عید سال 1340 که در روزنامه اطلاعات به تاریخ هفتم فروردین به چاپ رسید، پروندهای جالب بود که خواهید خواند:
در میان پروندههایی که در تعطیلات عید تشکیل شد و برای رسیدگی به دادسرا فرستاده شد پروندهای که صبح روز اول فروردین بین یک زن و شوهر به اسامی شمسی و لطفا... تشکیل شد، از همه جالبتر به نظر میرسد. صبح روز اول فروردین، لطفا... به همسرش تکلیف کرد که همراه او به دیدن مادرش برود، ولی شمسی حاضر نشده همراه شوهر به دیدن مادر شوهر برود و به همین علت بین آنها گفتگویی روی داد و سرانجام کار به مشاجره و دعوا کشید. به این ترتیب این زن و شوهر به جای آنکه روز اول فروردین به دید و بازدید بپردازند روانه کلانتری شدند.شمسی در کلانتری مدعی بود که به هیچوجه حاضر نیست روز اول عید قبل از اینکه شوهرش برای دیدن مادر او برود، به دیدن مادر شوهرش برود، بالاخره پس از تکلیفسازش در کلانتری این زن و شوهر موقتا کلانتری را ترک کردند و قرار شد که برای رفع اختلاف ابتدا لطفا... به دیدن مادر زنش برود و سپس شمسی به منزل مادر شوهر بیاید
بحث ازدواج های فامیلی (ازدواج پسرعمو-دخترعمو و امثال آن) و تاثیر آن بر اختلالات ژنتیکی یکی از متداولترین بحث ها و تیتر روزنامه های مختلف است.
خیلی ها این ازدواج های نسبی را ممنوع کرده اند اما خیلی های دیگر عقیده دارند بهترین راهکار انجام آزمایشات ژنتیکی قبل از ازدواج است.
بیش از بیلیون ها انسان در سراسر جهان در مناطقی زندگی می کنند که 20 تا 50 درصد از ازدواج های آن نسبی هستند. اینها ازدواج هایی هستند که برای هر فرد از خود فامیل همسری برگزیده می شود.
مثلاً در انگلستان ازدواج های فامیلی با عموزاده های درجه اول در برخی اقوام مثل پاکستانی ها بسیار رایج است. این سنت همچنین بین جوامع آسیای جنوبی و برخی کشورهای خاورمیانه نیز شایع است.
گفته می شود که پیوند نژادهای مختلف احتمال بیماری های ژنتیکی را افزایش می دهد. اما برخی متخصصین عقیده دارند که در این موضوع تاحدودی مبالغه شده است.
مسئله پیچیده
پروفسور آلن بیتلز، مدیر مرکز ژنتیک انسانی در پرث استرالیا، اطلاعات مرگ و میر نوزادانی که از چنین ازدواج هایی به وجود آمده اند را از سرتاسر جهان جمع آوری کرده و به این نتیجه رسیده است که افزایش احتمال مرگ در این نوزادان 2/1 درصد بوده است.
درمورد نواقص مادرزادی نیز این خطر در زوج های عادی 2% و در زوج هایی که با هم نسبت نزدیک دارند 4% بوده است.
او در این زمینه می گوید، "مردم بدون اینکه تحقیقات لازم را در این زمینه انجام دهند، این ازدواج ها را ممنوع می کنند، درحالیکه اصلاً اینطور نیست."
مشکلات ژنتیکی که در جوامعی که بیشتری ازدواج های فامیلی را دارند اختلالات ژنهای نهفته است که مشکلات بسیار زیادی از قبیل نابینایی، ناشنوایی و بیماری های پوستی و مشکلات عصبی ایجاد می کند.
همه ما تغییر ژن داریم و گاهی اوقات، مثلاً درمورد فیبروز مثانه، بین همه افراد متداول است. اما وقتی یک جمعیت خاص تلفیق ژن کمتری داشته باشند، این مشکل بیشتر خواهد شد.
اگر دو نفر که ژن نهفته دارند با هم ازدواج کرده و بچه دار شوند، احتمال ابتلا به آن اختلال در بچه آنها یک به چهار خواهد بود و احتمال اینکه خودشان ناقل آن شوند نیز یک به دو است.
پرفسور بیتلز توضیح می دهد که در بین برخی جوامع حتی ازدواج های غیرفامیلی هم بسیار درمعرض این اختلالات ژنتیکی نادر هستند چون از یک خاندان و قبیله می باشند. به همین دلیل او آزمایشات ژنتیکی قبل از ازدواج را برای این افراد بیشتر توصیه می کند.
او می گوید، "منع ازدواج این افراد اشتباه است، مردم صدها نسل است که فامیلی ازدواج می کنند و ما الان آمده ایم و آن را ممنوع می کنیم. هیچکس توجهی به این مسئله نخواهد کرد. اگر قبل از ازدواج آزمایش ژنتیکی برای زوجین انجام شود و بعد درمورد ازدواج آنها تصمیم گیری شود خیلی بهتر است."
کیفیت اطلاعات
یکی از مشکلات این بحث این است که واقعاً اطلاعات خوب و کاملی درمورد تاثیرات ازدواج های فامیلی در دسترس نیست. گروه بورن در تحقیق برادفورد که 10،000 بچه را از زمان تولد تا دو دهه بعد از آن تحت بررسی قرار دادند قصد جبران این مسئله را داشتند. تقریباً 50% از بچه هایی که در برادفورد به دنیا می آیند از والدین پاکستانی هستند.
دکتر پری کوری که متخصص کودکان در بیمارستان برادفورد است میگوید که تقریباً 150 مورد از این اختلالات ژنتیکی خاص را در شهر شناسایی کرده اند که بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور می کردند.
و اطلاعات جمع آوری شده از واحد نظارت پزشکی کودکان نشان میدهد که از سال 1997، 902 کودک بریتانیایی با مشکل انحطاط عصبی به دنیا آمده اند که 8% از آنها در برادفورد بوده اند که فقط 1% از کل جمعیت بریتانیا را تشکیل می دهد.
دکتر کوری نیز آزمایشات دقیق ژنتیکی را قبل از ازدواج لازم می داند. او در این زمینه می گوید، "جوامع مختلف وضعیت و مشکلات ژنتیکی خاص خود را دارند. در برادفورد این مشکلات بسیار بیشتر از انتظار است اما بااینحال هنوز هم از مشکلات نادر هستند. برای تقریباً نیمی از این مشکلات آزمایشات ژنتیکی انجام می شود و هربار که یک ژن جدید در برادفورد کشف می شود، دو تا سه خانواده هستند که میتوانند آزمایش دهند".
این گروه تحقیقاتی اطلاعاتی را نیز درمورد تاریخچه خانوادگی خانواده هایی که در آن تحقیق شرکت کرده بودند جمع آوری می کند اما به شرایط و مشکلات محیطی که می تواند بر سلامت افراد تاثیرگذار باشد نیز توجه دارد.
دکتر کوری می گوید، "از 1100 زن پاکستانی باردار، 70% ازدواج فامیلی داشته اند. من وقتی 20 سال پیش به برادفورد آمدم، اکثر والدین پاکستانی چیزی درمورد ژنتیک نمی فهمیدند اما الان متخصصین پاکستانی جوانی را می بینیم که اطلاعات بسیار خوبی درمورد مسائل ژنتیکی دارند."
دکتر کوری می گوید ممکن است که این تعداد کم باشد اما اختلالات ژنتیکی حداقل درهمان خانواده ها از بین می رود.
او روی خانواده ای کار می کند و که شش بچه یک مشکل ژنتیکی یکسان دارند و احتمالاً بیشتر از نوجوانی عمر نخواهند کرد.
اما عقیده دارد خانواده های مشکل داری که با خدمات ژنتیکی برادفورد همکاری می کنند به پزشکان برای بالا بردن دانش خود درمورد این مشکلات ژنتیکی و کشف آزمایشات ژنتیکی جدید و درمان های احتمالی کمک میکنند
وقتی سارا
دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می
کنند. فهمید برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر
به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را
بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان
را نجات دهد.
سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت، قلک
کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط
5 دلار.
بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به
داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی
داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش
را به هم می زد و سرفه می کرد، ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله
سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.
هر ازدواجی لحظات خوب و بد و شیرین و تلخی دارد؛ ولی آنچه باعث خوشبختی و یا شکست یک ازدواج در طولانی مدت میشود، چیست؟
در دو دهه اخیر، محققان در حال تحقیق و بررسی عواملی هستند که باعث میشود یک ازدواج به خوبی و تفاهم متقابل بینجامد و در مقابل، ازدواج دیگر شکست بخورد.
گروهی از محققان، تحقیق خود را روی زوجهایی انجام دادند که آنها را در لابراتوارهای زوجین از نزدیک ، مطالعه و بررسی کردند، به طوری که تمام عمل و عکس العمل های آنان مطالعه شد. (این شیوه تحقیق، بررسی یا شیوه دلیل خوانی نامیده میشود.)
یکی از محققان، گروهی از زوجین عادی را از جامعه انتخاب کرد و با این شیوه، راه مطمئنی برای مطالعه درباره علل شکست یا موفقیت ازدواج ها یافت. این آزمایش ها معمولاً به صورت اندازه گیری ضربان قلب همسر و یا چگونگی نشان دادن احساسات با تغییرات چهره و این که با چه زبانی با یکدیگر و اطرافیان صحبت میکنند، صورت گرفته است. در حال حاضر محققان با تقریبی بیش از 90 درصد میتوانند تخمین بزنند که کدام زندگی موفق ، و کدام ناموفق است. در متن زیر شما میتوانید تعدادی از پیشنهادهایی که براساس تحقیقات بسیار معتبر به دست آمدهبرای راهیابی به یک زندگی زناشویی موفق و محکم بخوانید:
خیلی زود در جستجوی کمک بر آیید
یک زوج عادی معمولاً در حالت عادی، 6 سال پس از ازدواج به فکر کمک خواستن از دیگران میافتند (این در حالتی است که بیشتر طلاقها در 7 سال اول ازدواج اتفاق میافتد) بدین ترتیب در مدت 6 سال اول ازدواج، بیشتر زوجین با ناراحتی ها و مشکلات مکرر، به زندگی زناشویی خود ادامه میدهند.
خودتان را اصلاح کنید
بنا به توصیه محققان ، ما باید بتوانیم احساسات خود را بیان کنیم و بگوییم چه چیزی در درجه اول برای ما اهمیت دارد. زوجهای موفق و خوشبخت احساسات خود را در مواقع حساس به راحتی بیان میکنند.
مواظب لحن خود در مشاجرات باشید
بیشتر درگیری ها زمانی آغاز میشوند که یکی از زوجین با لحن منتقدانه از دیگری ایراد میگیرد. ذهنیات خود را بیان کنید، ولی به صورتی که شنیدنش، هم برای شما و هم برای طرف مقابلتان راحت باشد.
تأثیر پذیر باشید
یک ازدواج زمانی موفق است که شوهر بتواند از همسرش تأثیر بپذیرد. تأثیرپذیری شوهر از همسرش (برخلاف زن از شوهرش) بسیار مهم است. تحقیقات نشان داده است که زنان در حالت عادی آماده تأثیر پذیری از شوهرانشان هستند. پس ازدواجی موفق است که هر دو طرف به یک میزان از دیگری تأثیر بگیرند.
استانداردهای خودتان را بالا ببرید
زوجهایی که تازه ازدواج کرده اند و یا زوجهای خوشبخت معمولا توقع بالایی از یکدیگر دارند. خوشبخت ترین زوجها معمولاً توقع رفتارهای زننده از یکدیگر را ندارند، هر چه میزان تحمل رفتارهای زشت طرفین در اول ازدواج کمتر باشد، در طولانی مدت، زوجین در مسیر ازدواج خوشبخت ترند.
یاد بگیرید چگونه یک مشاجره را آرام کنید و یا آن را خاتمه دهید
زوجهای موفق میدانند یک مشاجره را چگونه خاتمه دهند و میدانند چگونه میتوان یک مسئله پیچیده را ترمیم کرد پیش از آن که مشاجره به طور کامل از کنترل خارج شود.
شیوه ترمیم یک مشاجره به این شرح است:
موضوع بحث را با یک موضوع کاملاً بی ربط عوض کنید. از طنز استفاده کنید. طرف مقابل را با یک جمله که نشان دهنده اهمیت دادن به اوست، متوجه کنید؛ مثلا من میدانم این مسئله برای تو سخت است و به این ترتیب او را متوجه این نکته کنید که هر دوی شما در این مورد وضع مشابه دارید. مثلاً بگویید این مشکل هر دوی ماست. از مشاجره عقب بکشید. در زندگی زناشویی گاهی شما باید کوتاه بیایید تا برنده شوید. اهمیت دادن و قدردانی از احساسات همسر بسیار مؤثر است؛ مثلاً من میخواهم از تو تشکر کنم. اگر یک مشاجره خیلی به بن بست رسید، 20 دقیقه به خود فرصت دهید و پس از این که هر دو خونسردی خود را به دست آوردید، دوباره گفتگو کنید.
بر نیمه روشن تمرکز کنید
در یک ازدواج موفق، زوجین معمولاً 5 بار بیشتر از دیگران از جملات مثبت استفاده میکنند، (مثلاً ما زیاد میخندیم) به جای به کار بردن جمله منفی (به ما اصلاً خوش نمی گذرد).
نکته آخر
1- همیشه نسبت به هم مؤدب باشید، این کار بسیار آسان است و در کیفیت روابط تان تفاوت چشم گیری ایجاد می کند.
2- زمانی که برای نخستین بار همسرتان را دیدید و عاشقش شدید را به یاد بیاورید و نامه عاشقانهای برایش بنویسید و طی آن جزئیات آن خاطره را برایش بازسازی نمایید.
3- داخل اتومبیل همسرتان یادداشتی بگذارید که روی آن نوشته شده : «عشق توست که چرخ های دنیا را می چرخاند».
4- وقتی در هوای سرد با هم قدم می زنید کت تان را درآورده و بر روی شانه هایش بیندازید.
5- به او بگویید با تمام افرادی که تاکنون دیده اید تفاوت چشم گیری دارد. این موضوع در روابط تان تحوّل شگفت انگیزی به وجود خواهد آورد.
(یک زن خوب، الهام بخش مرد است. یک زن فوق العاده، نظر مرد را جلب می کند، یک زن زیبا، مرد را شیفته خود می کند. یک زن دل سوز، قلب مرد را می رباید...)
6- به پاس قدردانی از زحماتش، دستش را ببوسید.
7- فکر کنید که دیگر محبوب تان را نخواهید دید و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالایی برایش بنویسید و به او بگویید او و عشقش برای شما چه معنا و جایگاهی دارد.
8- در کمد لباس هایش عطر بپاشید.
9- اگر دلتان می خواهد احساساتی برخورد کند، شما نیز با او احساساتی تر باشید.
10- زمان، دل های شکسته را درمان می کند!
11- به نقطه ضعف های همسرتان پی ببرید و زمانی که بین شما مشکلی پیش می آید، انگشت روی آنها نگذارید.
12- دفترچه ای از حوادث جالبی که برایتان رخ داده است درست کنید و زمانی که او نیاز به کمی تجدید روحیه و تفریح دارد آن را در اختیارش بگذارید.
13- همین امشب به هنگام صرف شام در دهان همسرتان لقمه بگذارید.
14- با او مانند یک انسان رفتار کنید نه یک شیء.
15- با او به عنوان مهم ترین شخصیت دنیا برخورد کنید.
(در صورتی که با افرادی که دوستشان دارید هم دردی کنید، آنها بیشتر مجذوب شما می شوند).
16- برای حفظ سلامتی اش از هیچ کاری دریغ نکنید.
17- وقتی روز بدی را پشت سر گذاشته اید سرتان را روی شانه های او بگذارید و یک دل سیر گریه کنید.
18- با همدیگر از فرزندانتان مراقبت کنید.
19- هرگاه می خواهد از خانه خارج شود تا جلوی در خانه دنبالش رفته و او را بدرقه کنید.
ساده کردن زندگی لزوماً به این معنی نیست که از چیزهایی که می خواهید در زندگی، بگذرید. درواقع، دقیقاً متضاد این است.
ساده کردن زندگی به شما زمان بیشتری برای انجام کارهایی که وقت و انرژی برایشان می خواهید، می دهد (مثل ورزش، کتاب خواندن یا شرکت در یک کلاس آموزشی). این ایده ها را امتحان کنید تا زمان، هزینه، پشتیبانی و فضای بیشتری در زندگی پرمشغله تان ایجاد کنید.
1. یک عادت جدید در خودتان ایجاد کنید و آنرا به سایر اعضای خانواده هم آموزش دهید: هیچوقت بدون اینکه چیزی با خود ببرید اتاق را ترک نکنید. مثلاً اگر در طول شب می خواهید از اتاق نشیمن به آشپزخانه یا اتاق خواب بروید، وسیله ای که باید به محل خود برگردانده شود را در راه با خود ببرید.
2. اگر خانواده پرجمعیتی دارید که تعداد زیادی باید از یک حمام و دستشویی استفاده کنند، برای هرکس یک سبد مخصوص درنظر بگیرید که وسایل مخصوص حمام خود را در آن نگه دارند و حتماً پس از استفاده آنرا به اتاق خود برگردانند. درست مثل زندگی در خوابگاه های دانشجویی. اینکار باعث می شود فضای حمام شلوغ و بی نظم نشود و هرکس به راحتی از وسایل خود استفاده کند و جروبحثی هم پیش نیاید.
3. سبد یا جعبه ای در کمد یا گوشه ی از اتاق قرار دهید. در طول کار روزانه، مطمئناً چیزهایی پیدا می کنید که به هر دلیلی دیگر تمایلی به استفاده از آن ندارید و فقط خاک می خورند. آن وسیله را درون آن سبد یا جعبه بیندازید. وقتی جعبه پر شد، می توانید آنرا به افراد نیازمند ببخشید.
4. گفته می شود که انیشتین هیچوقت برای به یاد آوردن چیزهایی که چک کردن آنها راحت است به خود فشار نمی آورد (حتی شماره تلفن خودش). عقیده او این بوده که اینکار باعث می شود فضای کافی برای اموری که می خواسته از قدرت مغزش برای آنها استفاده کند خالی شود. شما هم از این راهکار استفاده کنید و همه امور خود را در دفترچه ای یادداشت کنید که نیازی به به خاطر سپردن آنها نداشته باشید و بعد درصورت نیاز به آن رجوع کنید.
5. صندوق پستتان را چک کنید. نگذارید صورتحساب ها و قبض ها آنجا تلنبار شود و بعد به سراغشان بروید. روزنامه و مجلات ارسالی را هم در جای مخصوص خود (نه روی میز آشپزخانه) قرار دهید.
6. برای هرکدام از اعضای خانواده سبد مخصوص تهیه کنید که وسایل روزمره شان را در آن بریزند (مثل تکالیف و وسایل مدرسه، نامه های اداری، لباسهای کثیف و ...) به جای اینکه دور تا دور خانه پخش کنند.
7. با گذراندن فقط 15 دقیقه هر شب برای آماده کردن همه چیز برای روز بعد، از آشفتگی و سردرگمی صبحها نجات پیدا کنید. می توانید از کارهایی که باید فردا انجام دهید یادداشت بردارید تا روز بعد بدانید که دقیقاً چه باید بکنید. لباسی که برای بیرون رفتن می خواهید تن کنید را آماده کنید. وسایل و لباسهای مدرسه بچه ها را آماده کنید. و مواد و وسایل لازم برای پختن ناهار فردا را نیز آماده کنید. میز صبحانه را بچینید و ....
8. قبوض را سر وقت و در یک روز مشخص پرداخت کنید. بااین روش همیشه می دانید که از نظر مالی در چه وضعیتی هستید و دیگر پرداخت قبض ها عقب نمی افتد.
9. یک روز شنبه همه کارهای ناتمام خود را لیست کنید، چیزی که باید برای یکی از دوستانتان بفرستید، هدیه ای که دیر شده است، تلفنی که باید بزنید و ... همه هفته نوشتن آن را ادامه دهید. شنبه آینده لیستی درست و حسابی از همه کارهایی که باید انجام دهید دراختیار دارید. و همان روز یکی یکی همان کارها را با دقت و به نوبت انجام دهید.
10. این رسم را در خانه راه بیندازید که هرکس مسئول شام و ناهار خودش و شستن ظرفهای خودش باشد. بچه ها غذاهایی مثل سیریال، ساندویچ و از این قبیل را خیلی دوست دارند. اینکار یک تنفس خوب برای آشپزی کردن است و به شما کمک می کند به فرزندانتان آموزش دهید در امور خود استقلال داشته باشند