تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

رهایی از احساسات ناسالم

افکار سالم. افکار سالم به چه افکاری گفته می شود؟ افکار سالم، افکاری مثبت، خوب، و خوشبینانه هستند که عملکردهای مناسبی در بدن ایجاد می کنند. آیا تابه حال دچار حمله وحشت شده اید؟ حمله وحشت نمونه ای از واکنش بدن ما به افکار ناسالم است. این افکار با ترس، تشویش و استرس تحریک می شوند.

حملات وحشت ناگهانی اتفاق می افتند و یک دوره ناپیوسته از اضطراب شدید، انگیختگی فیزیولوژیکی، ترس، مشکلات شکم (اسپاسم یا تشنج روده) و ناراحتی شدید است. شروع این حوادث معمولاً ناگهانی است و ممکن است توسط چیز خاصی تحریک نشود. وحشت مثل نیاز شدید و احمقانه ای به فرار کردن است. کسانیکه چندان به این تجربه عادت ندارند، وقتی همچنین اتفاقی برایشان می افتد ممکن است تصور کنند که دچار حمله قلبی یا بحران روانی شده اند.

احساساتی بودن در گذشته خیلی من را اذیت کرده است. بچه که بودم با کوچکترین چیزی گریه ام می گرفت و خیلی زود ناراحت و عصبانی می شدم. این عصبانیت ها معمولاً تا حد نفرت پیش می رفت. همیشه در ترس و هراس بودم و حتی تا زمان بزرگسالی هم شب ها در عذاب بودم. به همین خاطر مجبور بودم حتی در شب های گرم تابستان هم پتو را تا آخر سر بکشم تا پاها و سرم از دست شیاطین خیالی در امان باشند. در سن جوانی که بعد از مدتی میتوانستم بدون اینکه پتو را سرم بکشم بخوابم، مجبور بودم چراغ اتاق را روشن بگذارم و ملحفه ای روی پاهایم بکشم. بعنوان یک مادر هم ترس شدیدی داشتم که نکند با سقط جنین یا مرگ فرزندانم را از دست بدهم.

یک شب تابستان که برای فرزند دومم باردار بودم با گروهی از افراد فامیل بیرون رفته بودیم. همینطور که روی اسکله قدم می زدیم برادرزاده ام دست بچه 3 ساله من را گرفت. تصمیم گرفتم وارد یک مغازه شوم و به همه اعلام کردم که بعداً به گروه ملحق می شوم. بعد که وارد مغازه شدم دیدم که همه گروه 20 نفریمان هم با من وارد شده اند. دنبال تنقلات بودم و از پسرم خواستم که بیاید و نگاه کند. من که پشت هم پسرم را صدا می کردم گروه متوجه شدند که او با من نیست. از یک مغازه به مغازه دیگر می دویدم و بعد که دیدم در همان نقطه شروع هم نیست شروع به جیغ زدن کردم. دچار حمله وحشت شده بودم. مطمئن بودم که او را دزدیده اند. همینطور روی اسکله می دویدم و جیغ می کشیدم. پسرم آن شب پیدا شد اما خاطره آن وحشت عمیق هیچوقت من را ترک نکرد.

شاید شما هم افکار و احساسات ناسالمی داشته اید که منجر به ترس و وحشت و حمله شده باشد. ترس راه زندگی من بوده است. اما این چرخه چطور در زندگی من از بین رفت؟ تصمیم گرفتم که دیگر نمی توانم به این ترتیب زندگی کنم و از خدا کمک خواستم. از افراد مومن و باایمان کمک گرفتم. از بقیه خواستم که برایم دعا کنند و شروع کردم که افکار درون مغزم را افکاری که به من آرامش می داد جایگزین کنم. شما هم همین کار را بکنید. از خدا بخواهید که به شما کمک کند. دارو و گیاهان دارویی و مشاوره ممکن است به شما کمک کنند اما خواست خداست که فقط می تواند افکار درون ذهن شما را تغییر دهید و رهایتان کند.کسانی که من را می دیدند از این تغییر واقعاً شگفت زده می شدند. هنوز هم دارم روی احساساتم کار می کنم و همه افکار منفی خود را تحت کنترل دارم. خداوند پاداش کسانی را که به او توکل میکنند را می دهد. از او کمک بگیرید، از کتاب خدا کمک بگیرید و مطمئناً تفاوتی که در شما ایجاد می شود را کاملاً حس خواهید کرد

فرمول خوشبختی در ازدواج !

 گزارش «ریا نووستی»، دانشمندان و روانشناسان بسیاری از کشورها در تلاشند که فرمول تشکیل خانواده موفق و سعادت خانوادگی را تنظیم کنند.

تاکنون سه فرمول لهستانی، آلمانی و آمریکایی ارایه شده است:
لهستان: «بوگوسلاو پولوفسکی» تأکید می‌کند که برای ازدواج خوشبخت و بدون طلاق، تنها لازم است که مرد 1.09 برابر قدبلندتر از زن باشد. در تحقیقات انجام شده توسط این دکتر، ششصد زن در سنین نوزده تا پنجاه سال و همسران آنها شرکت داشتند. دانشمند لهستانی با اندازه‌گیری قد آنها به این نتیجه رسید که فرد به طور ناخودآگاه همسری با چنین مختصاتی برای خود برمی‌گزیند و چنین پیوندهایی خوشبختی می‌آورند.

آلمان: فرمول آلمانی برای تشکیل خانواده موفق به شکل «یک به پنج» است؛ یعنی به ازای هر یک گوشزد به همسر، پنج بار باید از او تعریف کرد. دکتر «هانس ورنر بیرهوف» بر این باور است که تعریف از همسر، سبب تحکیم روابط شده و زندگی را رمانتیک ساخته و اجازه نمی‌دهد که شور و عشق فروکش کند. زندگی پر از رویدادهای غیر منتظره است که گاهی خوشایند نیستند، اما دقت در روابط و توجه به همسر و قدردانی از همه کارهای خوب هیچ گاه نباید از بین برود.

آمریکا: فرمول آمریکایی‌ها با دقت 94 درصد تعیین می‌کند که کدام زوج‌ها خوشبخت خواهند بود. دانشمندان آن سوی آب بر این باورند که مسأله اصلی در ازدواج، روابط عاطفی و توان حل درست و سازنده دعواهای خانوادگی است. برای این کار، کافی است که چند دقیقه دید که اختلافات چگونه حل می‌شوند. اگر در صحبت‌ها لحن خشمگین، تهدید و ناسزاگویی دیده شود، بدین معناست که این زوج نمی‌تواند زندگی خوشبختی داشته باشند و برعکس، اگر همسران به یکدیگر لبخند می‌زنند، نوازش می‌کنند، از یکدیگر طرفداری می‌کنند و با لحن آرام صحبت می‌کنند، این نشان زندگی خوب و سعادتمند است. آمریکایی‌ها با همکار آلمانی خود موافقند که در ازای هر سخن منفی و یا گوشزد و یا حتی ژست ناراحت کننده، باید دست کم پنج بار کار مثبت انجام داد.

تابناک

چهار مرحله مرگ عاطفی در زندگی زناشویی ***

مقدمه
زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفقند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند ؛ به خواسته های هم ارج می نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می رسند. این طرز فکر شما ، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می ریزد. هر چه فکر می کنید نمی توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. همه گوشه و زوایای مغزتان را می کاوید تا نشانه ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید. اما به نتیجه خاصی نمی رسید .
چه اتفاقی می افتد که روابط عاطفی و پیوند های خانوادگی و اجتماعی از بین می روند و جدایی جای آنها را می گیرد ؟ حتما دلیلی هست . ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید.


مراحل چهار گانه مرگ عاطفی
زوال و مرگ روابط عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد :

1- مخالفت
2- رنجش و عصبانیت
3- عدم پذیرش و طرد
4- سرکوبی

در اینجا به سیر و روند این فرایند نابود کننده روابط عاطفی خواهیم پرداخت :

ادامه مطلب ...

قبل از طلاق به این توصیه ها توجه کنید


اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده‌اید، باید مواظب باشید و طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف‌نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی‌‌اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می‌کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت‌ساز باشد.
1- ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده‌ای فرصت‌طلب و دشمن دوست‌نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی‌های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می‌شود شما بیشتر از همسر خود بیزار شوید و فرار کنید.
2- اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.
3- ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت‌کننده‌ای که به خاطر درخواست طلاق برایتان ایجاد شده، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی‌‌تفاوت و بی‌‌علاقه کند. مثلا ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی‌‌کند و در نتیجه نمی‌‌توانید برای جدایی از همسرتان، تصمیم درست و خردمندانه‌ای بگیرند.
4- بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از استرس و ناراحتی به خاطر طلاق، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب‌آور و مسکن استفاده می‌کنند که این داروها مسلما اثر سوء بر جسم و اعصاب آنها خواهد داشت.
5- حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص، آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه‌گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس‌زا قرار می‌گیرد، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند، می‌تواند باعث احساس امنیت و آرامش شود.
6- معمولا زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده‌اند و یا بارها دعوا و با یکدیگر قهر کرده‌اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته‌اند یک راه حل مناسب برای مشکل‌شان پیدا کنند، فکر می‌کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی‌‌فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوما منجر به طلاق نمی‌‌شود. چه بسا ممکن است اگر با یک فرد باتجربه و متخصص در این مورد صحبت کنند، مشکلات شان رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوند.

دوستی های عاشقانه ***

تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه

--------------------------------------------------------------------------------

بسیاری از جوانان تصور می کنند:که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است.و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند.در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می باشد.دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است .دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت.دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است.اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست .برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می دهد.زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می کند.
--------------------------------------------------------------------------------

در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می آوردی و احساس می کردی که گذشته و حالت از خودت می باشد.وآزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی.همه چیز را عاشقانه می نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت. اما همین که وارد زندگی مشترک می شوی شرایط کاملا تغییر می کند.اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است. اینجا صحبت از یک عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است.در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.
__________________

ادامه مطلب ...

می بایست حتما قبل از ازدواج مطرح شود؟


آیـا تصمیم به ازدواج دارید؟ و یا آنکه در حـال حـاضـر متاهل مـی باشـیـد؟ شـمـا قادر به بـنیان نـهادن یک ازدواج موفق و پایدار خواهید بود. من بر اساس تجربیات پیشـیـن خـود می دانـم کـه پـایدار نگاه داشتن یک ازدواج موفق مستلزم تـلاش و کـوشـش مسـتمـر است. باید متوجه باشـیـد کـه مفهوم ازدواج چیزی فراتـر از یـک پـیـمان قـانـونی و مشروع میباشد که به واسطه آن به زن و مرد اجازه میدهد بعنوان زن وشوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اهمیت مشاوره پیش از ازدواج
مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد:
1- عقاید و رسوم مذهبی و معنوی.
2- روابط جنسی ( نگرشها و علایق جنسی )
3- مادیات ( اهمیت آن، نحوه خرید و تدابیر سرمایه گزاری)
4- بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام.
5- مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها )
6- پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها.
7- ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات.
8- دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان.

ادامه مطلب ...

4 روش برای آنکه عروس محبوبی شوید

مادر شوهر را اینگونه برای خود negah دارید...!


1 )سالروز تولدو یا حتی سالروز ازدواج مادرشوهرتان را به خاطر داشته باشید.معمولا خیلی کم پیش می آیدکه یک خانم جوان با به خاطر داشتن سالروز تولد مادر شوهرش,بدون آنکه از هیچ یک از اعضای فامیل و نزدیکانو یا همسرش سئوال کند برنامه ای غیر منتظره ترتیب داده و موجب خوشحالی بی اندازه مادر شوهرش شود.اما شما می توانید یکی از آنها باشید.


2 )هر از گاهی و البته با توجه به فاصله محل زندگی و مشغله کاری که دارید به اتفاق همسرتان سری به مادر شوهرتان بزنید.البته این روزها استفاده از تلفن ابزاری رایج و کار آمد تر تصور می شود اما بپذیرید رفتن به در خانه و ملاقات حضوری با مادر شوهر در حالی که می داند شما می توانستید با یک تماس تلفنی جویای حالش شویدتا چه حد موجب احساس غرور وی نسبت به شما شده و صد البته با این کار مهر و محبت خود را به وی نشان داده اید.نکته مهم این است که با این کار همسرتان را که هیچ اطلاعی از این برنامه نداشته بسیار خوشحال کرده اید.


3هر گاه مادر شوهرتان را می بینید,حتی اگر مناسبتی هم نداشته باشد,برایش شاخه گلی تهیه کرده و با تمام وجود به وی تقدیم کنید.شما ممکن است همانند برخی از خانواده های دیگر ,پاره ای مشکلات با مادر شوهر خود داشته باشید.سعی کنید این مسائل را برای مدت موقتی هم که شده نادیده گرفته و با ملاقات مادر شوهرتان به تدریج و به گونه ای ناخواسته این کدورت ها را کمرنگ کنید.


4 )اگر فرزند یا فرزندانی دارید آنها را به نوعی تربیت کنید که مادر شوهرتان را دوست نزدیک خود دانسته تا آنجائی که حتی برخی خواسته ها و نظراتشان را هم با وی مطرح کنید.مطمئنا هم همسر و هم مادر شوهرتان با مشاهده چنین رفتارها و تعامل ها یی از این نکته آگاه می شوند که تربیت شما و تاثیر گذاری ذهنی شما موجب بروز چنین رفتاری از سوی فرزندانتان شده است.


منبع:ایزاین آرتیکل