▪ مردان خوب، زشت هستند.
▪ مردان خوش قیافه، خوب نیستند.
▪ مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند.
▪ مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.
▪ مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.
▪ مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.
▪ مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند.
▪ مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.
▪ مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.
▪ مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).
▪ مردانی که هرگز قدم اول را برنمیرارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند
شوهرتان راهمانگونه که هست بپذیرید.
یک
مرد نیاز دارد همانگونه که هست پذیرفته شود، دقیقاً همانطوری که هست.
این نوع پذیرش کامل و همه جانبه، وی را متقاعد میکند که شما به راستی او
را دوست دارید، نیاز او به پذیرش کامل، خیلی عجیب نیست، من نیز همین احساس
را دارم. آیا شما یا هر کس دیگری این احساس را ندارید؟ آیا شما دوست صمیمی
ندارید که به درد دلهای شما گوش بدهد و شما را آنگونه که هستید بپذیرد،
مهم نیست که چه حرفی باشد. وقتی با دوستتان درد دل میکنید، بعد از مدت
زیادی صحبت، در درون احساس سبکی میکنید و میتوانید بدون هیچ واهمهای از
احساس نپذیرفتن و یا شنیدن انتقاد و نصیحتی، تمام حرفهایتان را با او
بزنید. دوستتان هرگز شما را تحقیر نکرده و مسخره نمیکند. شما صد در صد
احساس آزادی میکنید، زیرا میتوانید خودتان باشید بدون اینکه نقش بازی
کنید. او فقط به حرفهای شما گوش میدهد. او شما را همانگونه که هستید،
دوست دارد و برایتان در گوشهای از قلبش جایگاه با ارزشی را در نظر گرفته
است. شما او را دوست دارید، چون او هم شما را دوست دارد.
این حداقل کاری است که میتوانید برای شوهرتان انجام دهید. آیا قادر نیستید وی را بهعنوان یک دوست بپذیرید، همانگونه که این کار را درباره یکی از دوستانتان میکنید؟ شوهر شما هم نیاز دارد که با این پذیرش از طرف شما، عقدههای دلش را خالی کند. اگر پاسخ مثبت است، او برای نزدیک شدن به شما به وقت بیشتری نیاز دارد. موانعی که میان شما دو نفر وجود دارد، با پذیرش قلبی یکدیگر به سرعت برطرف خواهد شد.
اگر میخواهید بدانید که در قلب همسرتان چه جایگاهی دارید، ببینید او در قلب شما چه جایگاهی دارد.
ادامه مطلب ...هفته
یی نیست که صفحات حوادث روزنامه و سایر نشریات از رفتارهای دزدکی و
غیراخلاقی عده یی خبر ندهند. پسری که دوست دخترش را با دروغ فریب می دهد.
صاحبخانه یی که با اجاره خانه اش، با قرار دادن دوربین، به شکل پنهانی از
آنها فیلمبرداری می کند. پزشکی که با بیهوش کردن بیمارانش به آزار آنها می
پردازد و نیز با گرفتن فیلم آنها را مجبور به کارهای غیراخلاقی می کند و
سی دی 5 دقیقه یی هنرپیشه یی که مخفیانه فیلمبرداری می شود و به فروش
میلیونی می رسد. همه این موارد و چرایی آن موضوع گفت وگویی است با سوسن
شریعتی استاد دانشگاه. در این گفت وگو او با رویکردی انتقادی - اجتماعی از
جامعه هیز سخن می گوید. اولین پرسش این است؛
---
-جامعه هیز یعنی چه؟
قبل
از ورود به تعریف جامعه هیز، ذکر این نکته ضروری است که این تعبیر از حوزه
روانشناسی وام گرفته شده است. فروید در مطالعه رفتار جنسی از دو پدیده
«تماشاگر جنسی» voyeurisme و نیز عورت نمایی exhibitionisme به عنوان دو
نوع بیماری در کنار بیماری هایی چون سادیسم و مازوخیسم نام می برد.
تماشاگری جنسی در واقع مبتنی است بر میل و گرایش به نگریستن و مشاهده کردن
خلوت یا عریانی کسی یا گروهی از اشخاص در وضعیتی نامتعارف به قصد لذت بردن
یا تحریک شدن. بر خلاف عورت نمایی که میل به عرضه کردن خود است به قصد صید
لحظه یی که نگاه دیگری بر تو می افتد. در حقیقت تماشاگر جنسی از طریق
قراردادن خود در موقعیتی پنهان- طوری که دیده نشود- در جست وجوی دیدن چیزی
است که دیده نمی شود. او به دنبال دیدن امر قابل رویت نیست، دیدن غیرقابل
رویت موضوع اصلی نگاه او است و همین دیدن و دیده نشدن اسباب لذت را برای
بیمار فراهم می کند. در حقیقت نفس نگاه کردن و آن هم پنهانی، شرط اصلی لذت
است و موضوعی که به آن نگاه می شود فقط شرط لازم است، بهانه است. (نگاه
کردن از سوراخ کلید، از لابه لای جرز در، از پشت پرده، استفاده از دوربین
از پنجره خانه روبه رو و..) لاکان، روانشناس فرانسوی، تماشاگری جنسی را
نوعی سوبژکتیویته منحرف می داند. به تعبیر او موضوع اصلی این رفتار
بیمارگونه جنسی، «نگاه» است. نگاه همچون سوژه. هم آنچه به آن نگریسته می
شود (غافلگیر کردن آن دیگری) و هم آن کس که به گونه یی پنهان نگاه می کند
و البته مهم تر از همه میل به غافلگیر شدن. این میل و در عین حال اضطراب
که در زمانی که مشغول نگریستن هستی دیگری تو را در این موقعیت غافلگیر
کند. تماشاگر جنسی همواره در پی نگاهی است که بتواند خود را در آن شناسایی
کند، خود را از خلال دیگری کشف کند. نوعی نارسیسیسم و خودشیفتگی. تعبیر
هیز، در حقیقت معادل دم دستی همان اصطلاح فنی تر تماشاگری جنسی است.
توجه،
هیچ چیز خاصی وجود ندارد...فقط کافی است از خرد و دانایی خود کمک بگیرید. سکس آنقدر قدرتمند است که حتی رییس جمهورها هم ممکن است زندگی خود را به خاطر آن به خطر بیندازند. ارتباط میان سکس و عشق آنطوری نیست که همیشه به نظر می رسد، بلکه میتواند بسیار خطرناک تر از این حرف ها باشد. سکس گاهی اوقات قدرتمند،
ضعیف، پر حرارت، غیر صمیمانه، بخشش آمیز و یا حتی غیر قابل بخشش است.
زمانی که احساسات شما به اوج خود می رسد ممکن است غیر قابل کنترل شوند و
برقراری رابطه جنسی در نظرتان مانند میوه ممنوعه جلوه کند. رابطه جنسی راه
طبیعی حتمی ساختن بقای نسل بشر می باشد. از همان آغاز کودکی گویی وارد یک
مسابقه می شویم و باید از قوانینی که خداوند برایمان وضع نموده، پیروی
کنیم. گاهی اوقات باید بگوییم "بله" و در مواقعی " نه." کم کم لایه های
گناه بر روی شانه های بی گناه جوانیمان سنگین و سنگین تر شده و به سبب آن
به درک و احساس، دست پیدا می کنیم و می فهمیم که چگونه باید زندگی کنیم.
به رابطه جنسی می توان به عنوان نوعی رابطه رهبریت نگاه کرد. هورمون هایی
در بدنمان ترشح می شود که به واسطه آن نیاز داریم به رضایت جنسی دست پیدا
کنیم. ممکن است این امر باعث نامیدی و ناکامی نیز بشود. محرماتی وجود
دارند که ما باید از انجام آنها پرهیز کنیم. شهوات جنسی یکمرتبه انسان را
از خود بی خود می کند و لحظه ای دیگر هیچ اثری از آنها وجود نخواهد داشت.
برخی از گناهان هیچ گاه قابل بخشش نیستند. بعضی از افراد نیز هستند که هیچ
گاه دست از گناهان خود بر نمیدارند. نیازهای جنسی باعث تحریک انسان شده و
این امر به صورت فرایند مکرری در تمام طول عمر انسان ادامه پیدا خواهد
کرد. عده ای از افراد طوری زندگی می کنند که تا آخر عمر خود از خوشی
برقراری رابطه جنسی لذت می برند. آنها افراد خوش شانسی هستند...البته همه
ما باید اینطور باشیم. سکس یعنی زندگی...طعم خوش زندگی. زندگی که باید با
دیگرن تقسیم شود، زندگی که باید آنرا برای خود خلق کنید. درست نیست که پس از آغاز
رابطه، خیلی سریع با طرف خود سکس داشته باشید. این کار ممکن است شما را به
جایی بکشاند که خودتان اصلا دوست نداشته باشید. برقراری رابطه جنسی تا پیش
از ازدواج کاری اشتباه بوده و شما را ملزم به قبول برخی تعهدات می کند.
عده زیادی از مردم دوست ندارند فقط به خاطر سرگرمی و تفریح سکس داشته
باشند. سکس یک عمل کاملا شخصی می باشد که معمولا از روی تصادف و اتفاق روی
نمی دهد... و نباید هم اینچنین باشد. بهترین کار این است که به اخلاقیات،
اصول و ارزش های خود پایبند باشید. هیچ گاه این موارد را به خاطر دستگرمی
زیر پا نگذارید. این روزها بسیاری از
جوانان و نوجوانان اظهار می دارند که رابطه جنسی برقرار نموده اند و بعد
اعلام می کنند که از انجام این کار به شدت پشیمان شده اند. هم از عملی که
انجام داده اند پشیمان می شوند و هم در رابطه شان شکست خورده و ناکام
میمانند. آنها فکر می کنند که طرف مقابل به آنها خیانت کرده و کاملا
سردرگم میشوند. چقدر خجالت آور است که بهترین دوران زندگی با یک چنین
ناکامی ها و نا امیدی هایی سپری شود. بدترین نوع پشیمانی زمانی به فرد دست
می دهد که او باردار شود و هیچ کس نباشد تا وی را از نظر روحی و عاطفی
حمایت کند...این فاجعه برای هزاران نفر در طول سال اتفاق می افتد. سکس چیز بدی نیست، اما
اگر ارتباط نادرست برقرار شود، معمولا شما را از تشکیل زندگی سالم زناشویی
و صاحب فرزند شدن، باز می دارد. به مجرد اینکه سکس در یک رابطه باب شود،
درصد بسیار زیادی از کنترل افراد بر روی مسائل فیزیکی معطوف میشود و ذهن
به طور ناخوداگاه عمل می کند. ما احساسی که در آن لحظه پیدا میکنیم را
دوست داریم و شاید به طور نادرست تصور کنیم که طرف مقابل را نیز دوست می
داریم. برای یک مدت زمان کوتاه این حس با شما همراه است، اما به مرور زمان
اهمیت و ارزش خود را در نظر شما از دست می دهد. درست است که هورمون های
زیادی وظیفه کنترل شهوت شما را به عهده دارند اما هورمون های دیگری نیز
هستند که احساسات و عواطف شما را کنترل می کنند و تعدادشان خیلی بیشتر از
دسته اول است، به علاوه خیلی عمیقتر و متفاوت تر عمل می کنند. یک زندگی
مشترک هیچ گاه نمی تواند تنها بر اساس برقراری رابطه جنسی استوار بماند.
برای باقی ماندن در کنار هم، زوجین نیازمند پیوند روحی، روانی و احساسی هستتند. رابطه جنسی یکی از اجزای
جدی و پیچیده زندگی هر شخص است. باید از روی رضایت طرفین باشد و برای هر
دو نفر از روی صمیمیت و شادی صورت پذیرد. سکس های اتفاقی و غیر قابل
منتظره نه تنها به دلیل شیوع ایدز و سایر بیماری های آمیزشی، خطرناک محسوب
می شوند؛ بلکه این امکان نیر وجود دارد که فرد مجبور شود به یک ازدواج
ناخواسته با شخصی که هیچ سنخیتی با او ندارد تن دهد. سکس می تواند بهترین بخش
ازدواج باشد. با استفاده از خرد و دانایی خود، اجازه دهید تا انرژی که
رابطه جنسی به شما می دهد، دستاویزی باشد برای پر کردن کمبودهای عاطفی
میان شما و همسرتان
هرگز به تملق و دروغ و مکر متوسل نشوید.
یک
زن نیرنگباز نمیتواند با بهکارگیری دسیسه، عشق را در وجود شوهرش بیدار
کند. بهمحض اینکه شما تصمیم گرفتید شوهرتان را همانگونه که هست بپذیرید،
دیگر نباید درباره نقشتان بهعنوان مشاور اصلی او، نگران باشید. او نیازی
به اندرز شما ندارد، بلکه او محتاج پذبرش و اعتماد شماست. با صداقت احساس
خواهید کرد که فشار بار سنگینی از روی شانه شما برداشته میشود، اگر از
فشاری که از روی شانه او نیز برداشته میشود، سخنی به میان نیاوریم. او
شاید شروع به افشای افکار و اندیشههایش برای شما نماید و شاید حتی دقیقاً
بههمان طریقی عمل کند که شما میخواستید!
پذیرش شوهرتان نخستین گام در راه زنده کردن اوست و گامی است کارساز. این آزادی باعث میشود که بهصورت یک مرد کامل در آید. او توانایی بالقوه یک مرد کامل شدن را داراست، ولی تا وقتی که شما به او اجازه ندادهاید که او خودش باشد، قادر به رسیدن به آن مرحله نیست. او را بپذیرید، همانگونه که امروز هست. نقاط ضعف و قدرت او را بپذیرید.
«... شما شریک زندگی او هستید هم در روزهای خوش و شاد وهم در ناخوشیها و غمها، در داشتنها و نداشتنها، در دوران سخت بیماری و در زمان سلامت و توانایی ... این پیمان شرکت را از همین امروز در قلب خود امضاء کنید.»
شوهرتان را تحسین کنید.
روان
پزشکان بیان کردهاند که نیازهای اولیه یک مرد، علاوه بر یک عشق جنسی گرم
و داغ، پذیرش و تحسین او از سوی همسرش میباشد. ما زنها باید این تفاوت
مهم بین دو جنس زن و مرد را کاملاً بهخاطر بسپاریم.
شوهر شما، نظیر بسیاری از مردان، از لحاظ عاطفی شاید به یک جام خالی بماند و شاید عاری از عواطف به نظر برسد که قادر نیست احساسات واقعیش را نسبت به شما ابراز کند. به خاطر بسپارید او در فرهنگی رشد کرده که به او یاد دادهاند (مرد هیچوقت نباید گریه کند). بنابراین او یاد گرفته که احساساتش را برای خودش نگاه دارد، در حقیقت آن را در خود خفه کند.
ادامه مطلب ...پیشنهاد ازدواج دادن بی
شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید.
شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو
پیش رود و از آن مهمتر که میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نکـات را
هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر
قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد:
1-
مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت
امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای
آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید
اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد
دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد.
اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است
بیشتر درباره آن بیاندیشید.
2- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف 50 سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.
3- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.
4- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟
5- در باره هدیه دادن به
وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک
هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان
مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما
کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی
اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده
وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما
بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته
باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.
نویسنده: مهران
سایت مردمان
مردان زمانیکه نسبت بچیزی یا کسی علاقه داشته باشند بصورت غیر ارادی و ناخداگاه حرکات جسمانی بخصوصی از خود نشان میدهند که نشانگر وجـود اشتیاق نسبت به آن چیز یا فرد است. در این قسمت برخی از این علائم را یادآور میشویم.
نزدیک آمدن
اگر مردی علاقمند باشد، به شـما نزدیـک می شود، شکمکش را تو و سینه اش را جلو میدهد، صاف می ایستد و سپس ژست گرفتن شروع میشود...!
ژست :
دستش را به طرف گلویش برده و کراوات خود را صاف میکند
یقه اش را میزان میکند
گرد و غبار فرضی روش شانه هایش را میتکاند
آستین، پیراهن و لباسهای دیگر خود را مرتب و صاف میکند
موهایش را مرتب میکند.
قلاب کردن شست در کمربند : این عمل به معنای ابراز و بیان قدرت و صلابت مردانگی بوده و فرد سعی در نشان دادن قدرت و توانگری خود میکند.
حالت بدن وضعیت بدن یک نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پایش به سـمت شما اشاره نماید، این یک علامت خوب خواهد بود.
خیره شدن خیره شدن به شما حتی چند ثانیه بیشتر از حد لزوم، همراه گشاد کردن چشم ها به معنای نشان دادن چراغ سبز است.
نگاه معنی دار به حالت نظاره سه ضلعی او توجه کنید:
- چشم در چشم
- سپس بسوی دهان و چانه
- بسمت قسمت های دیگر بدن
- برگشت دوباره بسمت چشم ها بفرمی سه ضلعی
-دست به کمر ایستادن این حالت ایستادن برای بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگی برای گرفتاری و درگیری است!
نشانه های دیگر
بالا بردن ابروها
جدا شدن لب ها از یکدیگر
تکان خوردن لبه های بینی
بازی کردن با جوراب و بالا کشیدن آن
برانداز کردن طرف مقابل
باز و بستن دکمه ژاکت
لمس نمودن صورت خود هنگام صحبت
فشردن دسته عینک