-
لحظه جدایی و خدافظی رو گفتنه
1386/11/03 11:28
وقتی که تو دل سنگت پر از رنگ و ریاست وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداست وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونی نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم من به خاطر خودت از تو باید جدا بشم نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم قصه ی دروغ احساستو از بر بکنم اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم...
-
سخت تنهایی راه
1386/11/03 11:28
میون این همه دل ، همه جور و همه رنگ یه دل ساده می خوام ، مثل آسمون یه رنگ یه دل ساده می خوام ، یه دلی که دل باشه میون این همه دل ، غیر آب و گل باشه دل دریا ، دل رود دل آبی ، دل آب دل بی رنگ و ریا ، صاف و ساده بی نقاب یه دل از همه جدا ، مثل آیینه دیدنی قصه هاش شنیدنی ، همیشه شکستنی سخت تنهایی راه سخت بی همنفسی چی میشد...
-
انتظار می کشم
1386/11/03 11:28
انتظار می کشم و باز انتظار می کشم؛ کار دیگری جز انتظار ندارم. انتظار برای آن چیزهایی که آرزوهایم را ساخته اند. انتظار برای روزهای بهتر، انتظار برای پایان تیرگی ها، انتظار برای گفتن حرفهای نگفتهای که راه گلویم را سد کرده اند، انتظار برای پایان یافتن خاموشی فریادهایم، انتظار برای شنیدن صدایی عاشقانه از میان تیرگی شب،...
-
برو ! وقت رفتنه!
1386/11/03 11:27
برو ! وقت رفتنه! نازنینم: سرانجام سهم تو رفتن شد و سهم من ماندن! سهم من از عشق , چیزی بیشتر از رویایی دل انگیز و شیرین نبود. ولی حالا به همین رویای شیرین قانعم! برو و نگذار نگاه سرد و بی مهرت حلاوت این رویا را به تلخی بدل کند... به همین رویای شیرین قانعم! به رویایی که که با گذراندن آن از ذهن و قلب عطری دل انگیز تمام...
-
دلم برات خیلی تنگ می شه
1386/11/03 11:27
دلم برات خیلی تنگ می شه دلم برات تنگ شده.....اما من...من میتونم این دوری رو تحمل کنم... به فاصله ها فکر نمیکنم ...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام کنم....رد احساست روی دلم جا مونده ... میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...........چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام...
-
جز تو دل به کس ندادم
1386/11/03 11:26
جز تو دل به کس ندادم بی تو من خانه خرابم با تو من فصل بهارم هستی تو ،دار و ندارم با تو آسوده خیالم آگهی از دل زارم بی تو معنی سرابم جوونی وعشق به تو دادم جز تو هیچ یاری ندارم وقتی هستی در کنارم بی نیاز بی نیازم حسی نسبت به تو دارم که به هیچ کسی ندارم با تو من مست وصالم نزد تو آرام و رام ام بی تو من چه بی قرارم انگاری...
-
غم میخورم زغم شادم
1386/11/02 23:21
غم میخورم زغم شادم غم عشق تورا می اورد به یادم غم ناموى افرید کارست غم شعر بلند روز گارست غم محرم جان عاشقاست غم من هرکه جان عاشقاست غم حاصل عشق مهرباینست غم از دل عاشـقان جدا نیست مهرت نرود بیرون زدل من ان روزى کة خاک شود منزل من
-
تو رو چه به عاشقی؟
1386/11/02 23:20
تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی! آره عزیز دلم باید حواسمون رو جمع کنیم . نکنه خوابمون ببره ! نکنه فرصتها رو از دست بدیم. نکنه وقتی بیدار بشیم که دیگه کار از کار گذشته باشه ! و باید بدونیم ، هر ثانیه از زندگی ما لحظه ای بی نظیر و تکرار نشدنیه. و از اون لحظه های ناب ، بهترین استفاده رو ببریم. پس بیا از همین...
-
تو را من دوست میدارم
1386/11/02 23:19
تو را من دوست میدارم اگرچه خوب میدانی وگرچه در غزلهایم به تأکید فراوان گفته ام این را تو را من دوست میدارم و با تو زندگی زیباست و بی تو زندگانی...بگذریم از این سخن...بیجاست!برای با تو بودن این شروع بی نظیری بود،اگر بهارمی دانست،برایم غنچه سرخ گلی را میشکوفانید که با آن خیر مقدم گویمت اما نمیدانست گمان می کرد ، روز آخر...
-
عشق از.........
1386/11/01 10:28
-
می دونی
1386/11/01 10:28
اگرمی دانستی دل ترک خورده من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمیکردی اگر می دانستی در خلوت شبا نه ام به طنین قدم هایت گوش می سپارم تا آخرین ستاره در دامان سپیده به خواب رود هرگز نمی رفتی... ته گُل داده بودی که منو تنهام نذاری... function shake(n) { if (parent.moveBy) { for (i = 10; i > 0; i--)...
-
آرزویم
1386/11/01 10:24
آرزویم اینست نتراود اشک در چشم تو هرگز... مگر از شوق زیاد... وبه اندازه هر روز - تو عاشق باشی عاشق آن که تو را می خواهد وبه لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد آرزویم اینست...
-
قلب شیشه ای
1386/11/01 10:17
-
عشق یعنی
1386/11/01 10:10
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن * * * عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هرچه بینی عکس یار عشق یعنی...
-
درد عشق
1386/11/01 10:09
درد عشقی کشیدهام که مپرس زهر هجری کشیدهام که مپرس گشتهام در جهان و آخر کار، دلبری برگزیدهام که مپرس آنچنان در هوای خاک درش، میرود آب دیدهام که مپرس من به گوش خود از دهنش دوش، سخنانی شنیدم که مپرس بی تو در کلبهی گدایی خویش، رنجهایی کشیدهام که مپرس
-
شر ط عاشقی
1386/11/01 10:07
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدورهر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست
-
چه ساده بود عشق
1386/11/01 10:04
چه ساده بودم وقتی چشمانم تو را انتخاب کرد چه ساده بودم وقتی دلم گفت:او چه ساده بودم وقتی نگاه تو مرا جذب کرد چه ساده وقتی فکر میکردم فقط مرا داری چه ساده بودم وقتی گفتی میروم ولی من باور نکردم چه ساده بودم وقتی همه حرفهایت را شوخی کودکانه ای بیش حساب نکردم چه ساده بودم وقتی که همه اشتباهاتت را به پای خودم نوشتم هنوز...
-
دوست دارم
1386/11/01 10:03
-
عشقولانه
1386/11/01 10:02
-
ilove you
1386/11/01 10:01
-
خدای عشق
1386/11/01 10:01
عشق،عشق می آفریند عشق زندگی می بخشد زندگی رنج به همراه دارد رنج دلشوره می آفریند دلشوره جرات می بخشد جرات اعتماد به همراه دارد اعتماد امید می آفریند امید زندگی می بخشد زندگی عشق می آفریند عشق،عشق می آفریند واز عشق مردن سفریست به سوی خدا... دوستت دارم خدای من
-
آشنای غم
1386/11/01 09:59
آشنای غم تنهایی من داغ دستان مرا باور کن که برای تو چنین می سوزد روح لغزنده شبهای مرا باور کن که به یاد تو چنین می شورد طپش قلب مرا باور کن که به نام تو چنین می کوبد نازنین باور تنهایی من شعله قلب مرا باور کن رقص آتش شدن و بودن را تو بیا قاصدک بوته آرام خیال در میان غم وغوغای وصال مرگ مرداب مرا باور کن قصه عاشق صادق...
-
چهره خاموش من
1386/11/01 09:58
باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم و در غربت دل حسرت بوسه هستی سوزت باز من ماندم و یک مشت هوس باز من ماندم و یک مشت امید یاد آن پرتو سوزنده عشق که ز چشمت به دل من تابید باز در خلوت من دست خیال صورت شاد ترا نقش نمود بر لبانت هوس مستی ریخت در نگاهت عطش طوفان بود یاد آن شب که ترا دیدم و گفت دل من...
-
این منم
1386/10/28 18:59
... من همونم که همیش ه... ...غم وغصم بی شماره... ...اونیکه تنها ترین... ... حتی سایه ام نداره... ...این منم که خوبیامو... ...کسی هرگز نشناخته... ...اونکه در راه رفاقت... ...همه هستی شو باخته... ...هر رفیق راهی با من... ...دوسه روزی همسفر بود... ...ادعای هر رفاقت... ... واسه من چه زودگذربود... ...هر کی بازمزمه عشق......
-
با نگاه خسته ام
1386/10/28 18:58
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم دربرکه اشکم همه دم نقش تو دیدم این هدیه خوبی است که از اب گرفتم هرگز نتوانی که ز من دور بمانی چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم بی تو چشمی با نگاه خسته ام زاری نکرد از دل پاییزیم دستی پرستاری نکرد بی تو حتی عابری در کوجه های انتظار با نگاه خسته ام یک لحظه...
-
عاشق تر
1386/10/28 18:57
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی...
-
دلم
1386/10/28 18:56
دلم احساس غم دارد در این انبــــــــــــــــوه ویرانـــــــــــــــــــــــی کمی تا قسمتی ابری و شاید بـــــــــاز بارانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی سکوت و نگاه را با هم یکی میکنم فریادی میشود بی صدا می شنوی فریاد بی صدا را فریادی که با تمام سکوتش فقط یک چیز می گوید دوستم داشته باش که نیازم محبت است
-
اندوه چشمان
1386/10/28 18:53
عشق را تن پوش جانم می کنی. چتری از گل سایه بانم می کنی. ای صدای عشق در جان و تنم آن سکوت ساکت و تنها منم. من پر از اندوه چشمان توام آشنایی دل پریشان توام. آتش عشق تو در جان من است.عاشقی معنای ایمان من است . کی به آرامی صدایم میکنی . از غم دوری رهایم میکنی. ای که در عشق و صداقت نوبری . کی مرا با خود از اینجا میبری؟
-
گریه نکن عزیزم
1386/10/28 18:49
-
نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم
1386/10/28 18:48
چه کسی منو تنها آفرید؟ با گریه ، فریاد میزد. خدایی که از تنهایی خسته شده بود! نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود