
'پاریسولا
لمپسوس' زنی یونانی است که به همراه دختر نوجوانش، سالها طعمه هوسرانیهای
صدام و پسرش بوده، در کتابی، ماجرای روابط خود با صدام را تشریح کرده است.
به
گزارش مشرق، "پریسولا لمپسوس" زنی یونانی است که در کتاب خود که در سوئد
متتشر کرده، نوشته است که صدام، رئیسجمهور مخلوع رژیم بعثی عراق سالها به
بهانه عشق به وی، او را در معرض انواع آسیبها قرار داده است.
او در
این کتاب، خاطرات خود را با صدام به رشته تحریر درآورده است و محتوای
کتاب، بگونهای است که میتوان فضای حاکم بر خاندان بعث در زمان حکومت صدام
و خفقان موجود در عراق را از آن درک کرد.
مجله روسی "اوگونیوک" بخشهای
کوتاهی از این کتاب را متنتشر کرده است؛ لمپسوس در کتاب خود مینویسد که
نخستین آشنایی وی با صدام، در سن 16سالگی اتفاق افتاده است. زمانی که صدام،
تنها 30 سال سن داشت. وی میگوید که در آن زمان پدرش فردی متمول بوده که
با سران عراق ارتباط داشته است.
عوامل بسیاری از جمله سرما میتوانند سبب خشکی پوست شوند، برای پیشگیری و درمان به این 9 توصیه عمل کنید.
بی بی سی فارسی - هفتمین جشنواره فیلم دوبی با انتخاب فیلم مردی که فریاد
می کشد ساخته محمد صالح هارون، از چاد، به عنوان بهترین فیلم بخش آسیا و
آفریقا، به کار خود پایان داد.
سینماگران ایرانی نیز همانند سال
گذشته، در جشنواره امسال فیلم دوبی حضور موفقیت آمیزی داشتند. در مراسم
اختتامیه این جشنواره که شب گذشته (19 دسامبر)، در سالن بزرگ و باشکوه
مدینه جمیرا، برگزار شد، محسن عبدالوهاب، نویسنده فیلمنامه و کارگردان فیلم
لطفا مزاحم نشوید، جایزه بهترین فیلمنامه بخش آسیا و آفریقای این جشنواره
را دریافت کرد.
کبری حسن زاده اصفهانی، مادربزرگ و بازیگر فیلم
علیرضا داوود نژاد، نیز جایزه بهترین بازیگر زن را در بخش مهر آسیا و
آفریقای جشنواره دوبی به خاطر بازی در فیلم مرهم، دریافت کرد. خانم حسن
زاده با وجود کهولت سن، توانست در میان احساسات پرشور تماشاگران جشنواره،
خود را از لابلای جمعیت به بالای صحنه برساند و جایزه اش را از دست جانی تو
سینماگر هنگ کنگی (از داوران بخش مهر آسیا و آفریقا)، دریافت کند.
با40 نکتهای که از رازهای مهم حفظ سلامت دندانها هستند و معمولا دندانپزشکان در مطب خود فرصت و فراغتی برای گوشزد کردن آنها به شما ندارند، آشنا میکنیم.
مدتها بود که داستانهای مختلفی درباره دیده شدن پلنگ
در بین عشایر روستای دشستان در استان بوشهر پیچیده بود. مردم هرازگاهی از
زبان یکی از چوپانها میشنیدند که در کوهستان پلنگی دیده شده که از دور
به گوسفندها خیره میشود اما هنوز تعداد زیادی از مردم روستا این حرفها
را باور نمیکردند و میگفتند که چوپانها احتمالا حیوان دیگری را با پلنگ
اشتباه گرفتهاند؛ تا اینکه حمله پلنگ درنده به زن میانسالی به نام وطن
در روستا پیچید و تبدیل شد به یک داستان مهیج.
به نوشته سرنخ؛ حالا دیگر همه باورشان شده بود ماجراهایی که چوپانها از
حضور پلنگ در کوهستان تعریف کرده بودند حقیقت داشت اما آنچه که بیشتر از
حضور پلنگ در منطقه اهمیت داشت، ماجرای درگیری وطنخانم با این حیوان
درنده بود. درگیریای که نیمساعت به طول انجامید و سرانجام با فرار پلنگ و
مجروح شدن زن میانسال خاتمه یافت.

وطن خانوم؛ زنی که پلنگ را شکست داد
ساعت حدود چهار بعدازظهر 9 آذرماه بود و وطن خانم داشت آماده میشد که قبل از تاریک شدن هوا، گوسفندها را به آغل برگرداند. چند صد متر آن طرفتر یعنی در خانه آنها، دختر و همسرش کمکم داشتند نگران او میشدند؛ چرا که وطنخانم باید ساعت چهار از چرا برمیگشت و برای همین آنها مدام به بیرون سرک میکشیدند تا شاید اثری از او ببینند و برای بردن گوسفندها به آغل کمکش کنند.