تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

تفریحی ,سرگرمی ,عکس عاشقانه ,مطالب خواندنی, مدل لباس 2019 ,lovefun

گالری عکس ,مدل لباس, آرایشگری ,اس ام اس های جدید, مسائل زناشوئی, عاشقانه ,عکس فانتزی

عشق بهتر است یا دوست داشتن

« دوستت دارم » جمله ای با نیروی عظیم که عمق جان انسان را در بر می گیرد. گفتن همین دو جمله کوتاه نشان از اوج حیات فکری و روحی انسان است. آن زمان که او نیاز به بالاترین ابراز احساس دارد همین دو جمله کوتاه است که او را از هزاران در گیری فکری رها می کند. باور کردنی نیست که با گفتن همین دو جمله ناگهان عین احساسات واقعی برای شخص مقابل بیان می شود. او نیز احساس می کند که روحی وجود او را با کلامی لمس کرده.

« دوستت دارم » واژه ای است که انسان احساس همان زمانش را به خالصانه ترین و پاک ترین شکل ممکن ابراز می کند. گفتن اینکه او احساسش را بیان می کند درست نیست. بیان کردن و ابراز کردن دو عمل متفاوت هستند. زندگی در سادگی است و ابراز دوستی به ساده ترین شکل زیباترین آن است. سرودن شعری بلند برای ابراز دوستی چیزی نیست جز بیان بلند آن که خستگی را برای او به دنبال دارد. آن چرا که ابراز دوست داشتن در عمیق ترین شکل و زیباترین نوع آن نشان می دهد همین دو جمله کوتاه است. « دوستت دارم » مانعی است برای تنفر روح.

اما عشق ، واژه ای روحانی که مکانش در بطن ناخودآگاه انسان است. جایی که خود انسان نمی بیند و این دیگرانند که جلوه‌ی عاشق شدن را می بینند. شاید به همین دلیل است که بسیاری می گویند عشق وجود ندارد. عشق هیچ دو آدمی مانند هم نیست. عشق آدمیان منحصر به خودشان است.عشق یک جوشش است که انسان نمی تواند آغازش را کنترل کند. بر خلاف « دوستت دارم » بیان آن هم نا ممکن است.ابراز عشق با بیان امکان پذیر نیست. چرا که عشق در چهارچوب های روحی و جسمی قرار ندارد که بتوان به آن شکل داد و نشانش داد. عشق را میان واژه ها نمی توان جست ، شاید به همین دلیل است که خود واژه عشق از زمخت ترین حروف ساخته شده!

سادگی « دوستت دارم » در هیچ جمله ای نیست. اما شجاعت بیان و ابراز آن هم در هیچ احساسی نیست. ابراز عشق آسان نیست چون در ناخودآگاه انسان است و او به دست خود آن را ابراز نمی کند. بلکه عشق خودش می جوشد و در رفتار و چهره و بیان زندگی انسان نمودار می شود. اما « دوستت دارم » جمله ای است که آدمی با اراده خودش حس دوست داشتن را خالصانه در وجود روح مقابلش نشان می دهد و همین خود آگاهی و ارادی بودن است که زیبایی دوست داشتن را مقابل عشق نشان می دهد

نامه تاریخی چارلی چاپلین به دخترش ژاکلین

نامه تاریخی چارلی چاپلین به دخترش ژاکلین


 


چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .

چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.

 



ادامه مطلب ...

داستان زیبای نمی تونم

داستان زیبای نمی تونم

 


کلاس چهارم "دونا" هم مثل هر کلاس چهارم دیگری به نظر می رسید که در گذشته دیده بودم. بچه ها روی شش نیمکت پنج نفره می نشستند و میز معلم هم رو به روی آنها بود. از بسیاری از جنبه ها این کلاس هم شبیه همه کلاسهای ابتدا یی بود، با این همه روزی که من برای اولین بار وارد کلاس شدم احساس کردم در جو آن، هیجانی لطیف نهفته است.

"دونا" معلم مدرسه ابتدایی شهر کوچکی در میشیگان، تنها دو سال تا بازنشستگی فرصت داشت. درضمن به عنوان عضو داوطلب در برنامه "بهبود و پیشرفت آموزش استان" که من آن را سازماندهی کرده بودم، شرکت داشت. من هم به عنوان بازرس در کلاسها شرکت می کردم و سعی داشتم در امر آموزش تسهیلاتی را فراهم آورم.

ادامه مطلب ...

ماجرای ملانصرالدین و دیگ بچه زا !!

ماجرای ملانصرالدین و دیگ بچه زا !!

 

روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟


ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت...



... چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد.
همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟
ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!

داستانی خواندنی

داستانی خواندنی


 

آن روز یکی از گرم ترین روزهای فصل خشکسالی بود و تقریباً یک ماه بود که رنگ باران را ندیده بودیم، پرندگان یکی یکی از پا درمی آمدند و محصولات کشاورزی همه از بین رفته بودند، گاوها دیگر شیر نمی دادند، نهرها و جویبارها همه خشک شده بودند و همین خشکسالی باعث ورشکستگی بسیاری از کشاورزان شده بود. هر روز شوهرم به همراه برادرانش به طرز طاقت فرسایی آب را به مزارع می رساندند، خوب البتّه این اواخر تانکر آبی خریداری کرده بودیم و هر روز در محل توزیع آب، آن را از جیره مان پر می کردیم. اگر به زودی باران نمی بارید، ممکن بود همه چیزمان را از دست بدهیم و در همان روز بود که درس بزرگی از همیاری گرفتم و با چشمان خود شاهد معجزه ای بودم.

ادامه مطلب ...

داستان زیبای ابوراجح حلى و امام زمان

داستان زیبای ابوراجح حلى و امام زمان


 


بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


ابوراحج از شیعیان مخلص شهر حله ، سرپرست یکى از حمام هاى عمومى آن شهر بود، بدین جهت ، بسیارى از مردم او را مى شناختند.


ادامه مطلب ...

داستان کوتاه متشکرم

داستان کوتاه متشکرم


اثر آنتوان چخوف

 

ادامه مطلب ...