هنگامه
قاضیانی در نگاه اول شاید بازیگر تازه کاری به نظر برسد، اما در حقیقت «به
همین سادگی» نهمین تجربه بازیگری اش در سینما به شمار می آید.
قاضیانی
که متولد ۱۳۴۹ است، با فیلم «سایه روشن» (حسن هدایت - ۱۳۸۰) به سینما وارد
شد. او سپس در آثاری مثل تاریکخانه، بازنده و به آهستگی بازی کرد.
قاضیانی
سال گذشته دو فیلم «روایت های ناتمام» و «اقلیما» را به عنوان بازیگر در
جشنواره داشت. او امسال در سه فیلم «نیلوفر»، «زن دوم» و «به همین سادگی»
بازی کرده که از این میان تنها فیلم رضا میرکریمی به جشنواره آمده است.
قاضیانی تحصیلکرده مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه سانفرانسیسکو در رشته
فلسفه است و پیش از این در تئاتر فعالیت های زیادی داشته، از جمله «خرس»،
«مثل خون برای استیک»، «دفتر یادداشت»، «قضیه تراخیس»، «خرس و خواستگاری»
و.او در «به همین سادگی» نقش یک زن خانه دار شهرستانی را که در مناسبات
شهری تهران فضای امروز دچار تردید در زندگی با همسرش شده، بازی می کند.
مهدی مقدم هستم، در سوم آبان ماه سال 1360 به دنیا آمدم، سه برادر و یک خواهر دارم، در حال حاضر هم ساکن اقدسیه تهران هستم.
دوران کودکی
در زمان بچگی،
حسابی شیطون و بازیگوش بودم از اون بچههایی که هر جا میرفتم همه را
کلافه میکردم، دائم زنگ خونههای مردم را میزدم و فرار میکردم.
خوانندگی
در دوران نوجوانی به بازیگری بیشتر از خوانندگی علاقهمند بودم... اما زمانی که بزرگتر شدم، تصمیم گرفتم خوانندگی را دنبال کنم.
ذهنیت غلط
متاسفانه
این روزها ذهنیت غلطی در مورد خوانندگی در بعضی از جوانها وجود دارد، آنها
فکر میکنند با روی آوردن به خوانندگی، خیلی سریع میتوانند معروف و
مشهور شوند، البته با وجود این شبکههای ماهوارهای شاید حق هم داشته
باشند، چون تا دیروز با خرید یک ماشین و اسپرت کردن آن میتوانستند حداقل
در محلهشان مشهور شوند، این روزها میتوانند با همین هزینه برای خودشان
کلیپ بسازند و پزش را به دوستانشان بدهند، گرچه درصد کمی از آنها ماندگار
میشوند، بقیه هم البته برای مدت کوتاهی تصویرشان از شبکههای ماهوارهای
پخش میشود و همین برایشان کافی است.
طلسم سونامی
آلبوم
سونامی، سرنوشت عجیبی داشت، وقتی متوجه شدم که کار لو رفته، نزدیک بود
سکته کنم باور نمیکردم زحمات چندین سالهام این چنین به باد رفته باشد،
مجبور شدم همه چیز را از نو شروع کنم و برای گرفتن مجوز تغییرات زیادی روی
آلبوم انجام بدهم هر چند که صدور مجوز خیلی طول کشید اما خوشبختانه طلسم
شکست و سونامی راهی بازار شد.
استقبال
استقبال از سونامی بسیار
عالی بود... حتی خودم هم فکر نمیکردم با توجه به لو رفتن آلبوم، این کار
تا این اندازه مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.
آلبوم جدید
این
روزها مشغول تنظیم آلبوم جدیدم هستم، البته برای این کار هنوز اسم خاصی را
انتخاب نکردهام ولی مثل همیشه با پیام شمس و ژوبین همکاری میکنم فضای
آلبوم جدیدم هم مانند آلبومهای قبلیام عاشقانه و تین ایجری است.
کلیپ
مخاطبانم از من انتظار دارند که برای کارهایم کلیپ بسازم. به نظر من ساخت کلیپ در فروش هر چه بیشتر یک آلبوم تاثیر بهسزایی دارد.
سینما
تا به حال در دو فیلم سینمایی بازی کردم که در یکی از آنها نقش اول مرد را ایفا کردم، دوست دارم در بازیگری موفق شوم.
خانواده
خانوادهام
درباره کارهایم نظرات متفاوتی دارند، مثلا یکی میگوید چرا موهایت را در
فلان کلیپ این طوری درست کردی، آن یکی میگوید چرا آنقدر بد خواندی، به
همینخاطر در کارهایم از آنها نظر نمیخواهم. در خانهمان هم بیشتر از
همه مادرم طرفدار کارهایم است.
اجرای دو صدایی
اگر پیشنهاد خوبی به من شود، باز هم حاضرم دوصدایی بخوانم.
تغییر
مهدی
مقدم آلبوم «خونسرد» نسبت به مهدی مقدم آلبوم «سونامی» تغییرات زیادی کرده
است. ضمن اینکه نسبت به آن زمان پیشرفت بیشتری کردهام...
کنسرت
قصد دارم کنسرتی را برگزار کنم و فعلا در تدارک گرفتن مجوز برای آن کنسرت هستم.
خوانندگی
اگر
جریانات به همین منوال پیش برود احتمالا خوانندگی را کنار میگذارم، چرا
که خرج و مخارج ما از طریق همین حرفه است منتهی شرایط الان به گونهای است
که انتشار این آلبوم فقط برای من هزینه در برخواهد داشت.
اختلافنظر
اوایل
کار چون تازه کار بودم بهخاطر اختلاف سلیقه بر سر بعضی مسائل با دوستان
همکارم به مشکل بر میخوردم و نمیتوانستم با آنها همکاری کنم که همین
مسئله باعث شده در محافل موسیقی من را به عنوان یک آدم مخالف بشناسند در
حالی که اصلا این گونه نیست، من تنها به خروجی اثر فکر میکنم.
متولد اردیبهشت 1361 در محله باغ صبا تهران
فعالیت
هنری اش را از سال دوم دبیرستان با ایفای نقش در تئاتر " بسوی سعادت "
آغاز نمود که در این اولین تجربه ، موفق به دریافت لوح تقدیر از آموزش و
پرورش منطقه گردید.
همراه با ادامه تحصیل به فعالیت هنری اش ادامه داد
و پس از ورود به دانشگاه در مقطع کارشناسی و طی یک دوره کلاس بازیگری ،
بصورت جدی پا به عرصه تصویر گذاشت . شروع فعالیت تلویزیونی او را می توان
بازی در سریال " روزهای بیادماندنی " به کارگردانی همایون شهنواز در
تابستان 1382 دانست .
اشتغال به تحصیل در مقطع لیسانس علتاصلی کم کاری
وی در این سالها بود ، اما پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود ، دامنه
فعالیتش را گسترش داد . در پائیز سال 1382 در سریال "بچه های خیابان " به
کارگردانی همایون اسعدیان ایفای نقش کرد که این تجربه را یکی از
بیادماندنی ترین کارهایش می داند .
پس از آن در پائیز 1383 ، پیشنهاد
کیانوش عیاری برای حضور در سریال " روزگار غریب " را پذیرفت و به گروه
عیاری پیوست تا برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید ، وی همکاری با
عیاری را یکی از ایده آل های خود می داند .
بازی خوب و تجربه و آموخته هایش سبب شد تا پیشنهادات مختلفی از کارگردانان بنام تلویزیون و سینما دریافت کند ، از جمله کارهای او :
- سریال " خوش رکاب " به کارگردانی علی شاه حاتمی در نوروز 1384
- تله فیلم " مسافر " به کارگردانی محمد دستگردی در اردیبهشت 1384
- تله فیلم " آوای زمین " به کارگردانی مهرداد خوشبخت در تیر 1384
- سریال " کلانتر " به کارگردانی محسن شامحمدی در آذر 1384
- سریال " سالهای برف و بنفشه " به کارگردانی سعید سلطانی در پائیز 1385
توانائیهای
حیرت آور او سبب شد تا در ماه مبارک رمضان سال 1386 ، ایفای نقش "پری" در
سریال "اغماء" به وی سپرده شود . "اغماء" از دیدگاه وی یک معجزه کاری است
که علاوه بر امکان حضور در کنار اساتیدی همچون امین تارخ ، لعیا زنگنه ،
ناصر ممدوح ، عبدالرضا اکبری و ... ، برگ زرین دیگری بر افتخارات خود
بیافزاید . به گفته وی : " کارکردن با سیروس مقدم یکی از آرزوهای او بوده
که موفقیت خود را در اغماء را نیز مدیون او می داند ."
درخشش وی در
بازی منحصر بفرد و تاثیرگذار در نقش "پری" تحسین منتقدان و مردم را
برانگیخت و سبب تقدیر و تمجید از وی در مجامع مختلف هنری و دانشگاهی گردید
. پس از اغماء پیشنهادات متعددی به وی گردید که از جمله کارها :
- تله فیلم " این پرونده مختومه نیست " به کارگردانی مهرداد خوشبخت در اردیبهشت 1386
- تله فیلم " ماموریت بهار " به کارگردانی حسن لفافیان در بهمن 1386
- تله فیلم " سرگرد " به کارگردانی کاظم معصومی در فروردین 1387
- تله فیلم " پیوند " به کارگردانی سعید عالم زاده در اردیبهشت 1387
- سریال " مثل هیچکس " به کارگردانی عبدالحسن برزیده در رمضان
متیو فاکس ( جک شفرد ) :
در آخرین تست بازیگری جیمز کش نقش را به متیو فاکس واگذار کرد.
مایکل کیتون برای نقش جک در نظر گرفته شده بود, اما ماجرا برعکس بود و چون قرار بود او در همان قسمت اول کشته شود نقش را رد کرد.
خالکوبی روی بازوی جک واقعی بوده و به معنای " عقابها آسمان را می شکافند " در اصل از یکی از شعرهای مائو گرفته شده است.
جراح
ستون فقرات. از همسرش جدا شده است و به تازگی پدرش را از دست داده. رهبری
بازماندگان بر عهده ی اوست هرچند که برای جک، این مسئولیت سنگینی است. او
بیش از اندازه دنبال منطق رویدادها است و به شهود و غریزه اصلاْ توجهی
ندارد. به همین خاطر بارها و بارها با برخی از شخصیت های داستان دچار مشکل
می شود، از جمله سعید و جان لاک. بارزترین اختلاف آنها در اپیزودی است که
بن با هویت مجعول گیر بازماندگان افتاده و در حالی که بقیه از جمله سعید
اعتقاد دارند که او یکی از "دیگران" است، جک می گوید دلیلی وجود ندارد که
او از "دیگران"باشد و حتی وقتی سعید می خواهد با شکنجه، بن را مقر بیاورد
جک مانع او می شود. در مجموع، این جزیره هیچ منطقی را نمی پذیرد و به همین
خاطر است که در صحنه های بسیاری، جک حرص مخاطب را در می آورد!
تری ئوکوئین ( جان لاک ):
جان
در دوران جوانی، پدرش با دوز و کلک یک کلیه اش را دزدید و بعدها او را از
ساختمان به پایین پرت کرد که منجر به فلج شدن او شد. اما بعد از سقوط، جان
علاوه بر شفا پیدا کردن، قدرت های ویژه ای را نیز به دست آورد و به همین
خاطر او عقیده دارد که این جزیره جای منحصر به فردی است و به همین خاطر
دوست ندارد از آنجا خارج شود. با این حال، خاطرات گذشته و بلاهایی که پدرش
بر سر او آورد هنوز رهایش نمی کنند و او را آزار می دهند.
جان لاک,
فیلسوف قرن نوزدهم بود که انسانها را از بدو تولد تا مرگ لوح نا نوشته می
دانست. کاملا مشخص است که تولید کنندگان تحت تاثیر او بوده اند.
تری
ئوکوئین تنها هنر پیشه ای بوده است که در اولین جلسه انتخاب بازیگر تست
صدا نداد, چون جی جی آبرامز معتقد بود او بهترین شخص برای این نقش است و
واقعا احسنت به این انتخاب.
مایکل امرسون ( بن لینیوس ) :
رهبر
گروه "دیگران". بسیار موذی، باهوش و البته بی رحم. او به دروغ به
زیردستانش گفته است که تمام عمرش را در جزیره گذرانده است درحالی که او در
حوالی پورتلند به دنیا آمد و هنگام به دنیا آمدن از مادر یتیم شد. هنگامی
که نوجوان بود به همراه پدرش که در ابتکار دارما استخدام شده بود به جزیره
آمد. او هنگام جوانی با همدستی دیگر ساکنان جزیره علیه ابتکار دارما کودتا
کرد و قدرت مطلق جزیره شد. اما او نیز اربابی مرموز به نام جاکوب دارد.
سرنوشت طوری رقم می خورد که نجات زندگی وی بسته به تصمیم جک خواهد بود.
در
اصل او تنها برای بازی در 3 قسمت قرارداد بست اما سازندگان به قدری تحت
تاثیر او قرارگرفتند که قراردادش را برای بازی در 5 قسمت تمدید کردند.سپس
او نقش ثابتی در فصل های 3 و 4 گرفت .
او نامزد جایره "امی" برای نقش مکمل در سریال لاست شده است .
در حقیقت نقش بن با بازی خوب او بازنویسی شد .
یک ضد قهرمان بسیار دوست داشتنی که خودش می گوید: " من همیشه نقشه ای در سرم دارم. "
اوانجلین لیلی ( کیت آستن ) :
در
داستان اصلی, کیت زن میانسالی است که از همسرش جدا شده و در هنگام سقوط
هواپیما به دستشویی رفته است. بعدها با تغییر بازیگر این سناریو برای
شخصیت رز اجرا شد .
به خاطر کشتن مردی که مادرش را از راه بدر کرد مدتی
تحت تعقیب یک مارشال آمریکایی بود و عاقبت در استرالیا به دام او افتاد و
قرار بود با پرواز ۸۱۵ به آمریکا بازگردانده شود که هواپیما سقوط کرد و از
شانس کیت، مارشال چند روز بعد از سقوط درگذشت. ولی راز او را تعداد معدودی
از جمله سایر، جک و هارلی می دانستند. او هم علاقه مند به جک و هم دلبسته
ی سایر است. با اینکه عاشقانه جک را می پرستد، ولی به دلیل تشابه گذشته اش
با سایر با او نیز همذات پنداری شدیدی دارد که این در او کشش خاصی به سایر
ایجاد کرده است. به هرحال، کیت در جزیره با سایر رابطه ی جنسی برقرار می
کند و به نظر می رسد که انتخاب خود را کرده باشد.
او آخرین بازیگری بود
که برای سریال انتخاب شد.او در اصل کانادایی است و به خاطر این و نداشتن
ویزای کار و اقامت طولانی مدت مشکل داشت که بلافاصله بعد از حل مشکل
مستقیم به هاوایی پرواز کرد.
امیلی دی راوین (کلیر لیتل تون)
کلیر
بی آنکه بداند، از طرف پدر خواهر ناتنی جک است. او پس از تصادف مادرش،
مدتی با دوست پسرش زندگی کرد و باردار شد. اما دوست پسرش زیربار مسئولیت
نرفت و کلیر تصمیم گرفت بچه را به دنیا آورده و آن را به یک زوج نابارور
ببخشد. ولی یک پیشگو به او گفت که بچه اش تنها با او خوشبخت خواهد شد و یک
بلیت سفر به لس آنجلس با پرواز ۸۱۵ به او داد و تاکید کرد که حتما با این
پرواز به آن شهر برود و در آنجا یک زوج هستند که حتماْ فرزند او را خوشبخت
خواهند کرد. ولی پس از سقوط هواپیما کلیر دریافت که پیشگو حتم می دانسته
که هواپیما سقوط خواهد کرد و بدینگونه فرزندش نزد خودش باقی خواهد ماند.
"دیگران" اتان را مامور کرده اند تا مراقب او و بچه اش باشد ولی بعد از
اینکه اتان لو می رود، "دیگران" کلیر را می دزدند.
جولیت:
متخصص باروری که در بخش تحقیقات دارویی دانشگاه میامی مشغول به کار بود.
او توانست خواهرش را که به دلیل ابتلا به سرطان نابارور بود، بارور سازد و
به خاطر این دستاورد مورد توجه بن لینوس قرار گرفت که در جزیره با معضل
زایمان زنان روبرو شده بود. او اتان رام و ریچارد آلپرت را روانه ی آنجا
ساخت تا جولیت را مجاب به همکاری در تحقیقات مربوط به ناباروری زنان کنند.
تنها مانع این همکاری شوهر سابق جولیت بود، اما او به طرز مشکوکی کشته شد
و جولیت پس از وداع با خواهر، همراه اتان و ریچارد عازم جزیره شد.
جاش هالوی ( جیمز ساویر فورد ):
هویت
اصلی وی جیمز فورد است. در دوران کودکی، مردی به نام سایر مادر او را
اغفال کرد و پول های پدرش را دزدید. به همین خاطر پدرش بعد از کشتن مادر
جیمز، خودکشی کرد. جیمز دوران کودکی سختی داشت و همان موقع نامه ای به
سایر نوشت و عهد کرد که انتقام پدر و مادرش را از او بگیرد و به همین خاطر
نام مستعار سایر را برای خود انتخاب کرد. او پیش از سقوط هواپیما به
اشتباه مردی را که گمان می کرد سایر است به قتل رساند ولی زود به اشتباه
خود پی برد. آیا جزیره فرصت انتقام گیری را برای او مهیا خواهد کرد؟
در
اصل قرار بود شخصیت ساویر مردی اتو کشیده و کت و شلواری . کلاه بردار و
البته با سن بیشتر باشد. اما وقتی او هنگام تست بازیگری, صندلی را با لگد
هل داد و فریاد کشید,سازندگان را تحت تاثیر قرارداد و آنها تصمیم گرفتند
نقش اورا تبدیل به مردی تندخو و بداخلاق کنند.
جرج گارسیا, متیو
فاکس و دومینیک موناگان همگی برای نقش ساویر تست بازیگری دادند,چون در آن
زمان هنوز شخصیتهای دیگر خلق نشده بودند .
جرج گارسیا ( هارلی):
هارلی
با استفاده از کد ۴۸۱۵۱۶۲۳۴۲ در لاتاری برنده ی ۱۵۶ میلیون دلار شد و از
آن موقع پشت سرهم بدشانسی آورد. پدربزرگش مرد، شهاب سنگ به رستوران فست
فودی که تازه خریده بود اصابت کرد و ... . او اعتقاد دارد که به خاطر
استفاده از آن اعداد نفرین شده است و به خاطر حضور او در هواپیما بود که
پرواز ۸۱۵ سقوط کرد! اما جلوتر در می یابد که کد فوق با این جزیره بی
ارتباط نیست! هارلی با وجود گیر افتادن در این جزیره، بازهم از غذا دزدی و
پرخوری دست بر نمی دارد.
وی بخاطر این سریال عروسی خواهرش را از دست داد.
جرج گارسیا اولین بازیگری بود که برای سریال انتخاب شد.
تکه کلام او (Hey Dude) برای مدت ها بین دوست داران سریال همه گیر شده بود.
یونجین کیم (سان):
ابتدا
قرار بود نقش کیت را ایفا کند اما سازندگان احساس کردند آنچه در کیت
دنبالش هستند در او وجود ندارد, بنابر این نقش همسر کره ای را برای او
انتخاب کردند.
وی ابتدا نقش سان را نمی پذیرفت اما آبرامز او را متقاعد کرد.
گرچه
در سریال اسم فامیل جین را روی همسرش سان گذاشتند اما در کره این قضیه
مرسوم نبوده و زنان را با نام فامیل همسرانشان صدا نمی کنند.
دومینیک موناگان (چارلی):
قرار بود چارلی کمی پیرتر باشد,اما وقتی از موناگان تست گرفتند,نویسندگان و سازندگان عاشقش شدند و نقش چارلی را بازنویسی کردند.
اسم
اصلی گروه موسیقی چارلی "باغ وحش حیوانات اهلی" بود.اما نام آم باید عوض
می شد چون در دنیای واقعی چنین گروهی با چنین اسمی وجود داشت.
خالکوبی
چارلی به این مضمون است که "زندگی با چشمان بسته راحت تر است". این بیت
مربوط به آهنگ "مزرعه های توت فرنگی" تا ابد از بیتل ها می باشد.
ناوین اندروز (سعید جراح)
نام:حمید
نام خانوادگی:گودرزی
متولد 2 آذر 1356/ فرزند اول خانواده/ پدرش تاجر چوب و مادرش خانه دار / خواهرش گرافیست است /حمید در رشته ی تجربی دیپلم گرفته اما در رشته ی هنر کنکور داده/خانواده اش در ابتدا مخالف بازیگریش بوده اند اما فقط در حد یک نظر بوده و اکنون راضی هستند/ لیسانس کارگردانی و تئاتر از دانشگاه معماری و هنر واقع در میدان فلسطین / ماشین:پژو 206 و پژو/GLX /405محل تولد:ده ونک/محل زندگی:خیابان الوند واقع در گاندی/ با مادرش 14 سال اختلاف سنی دارد./
از 20 سالگی وارد حرفه ی بازیگری شد / میوه ی مورد علاقه:گوجه سبز/ علاقه مند به اهنگ معروف گل گلدون ./ به پیانو علاقه دارد./ استقلالی دو اتیشه است./ به ورزش های بوکس تنیس و بدنسازی علاقه دارد./ تاریخ ازدواج:20 شهریور 1383 / خانواده ی همسرش در امریکا زندگی می کنند/از سربازی معاف شده یعنی معافیت کفالت گرفته /به قول عده ای متعصب و غیرتی است./موسیقی سنتی دوست ندارد./ تئاتر را به صورت دانشگاهی کار کرده است./مجموعه ی دانی و من اولین کار بازیگری او بود که در ان 20 ترانه اجرا کرد./ در دیوار شیشه ای نقش یک معتاد را بازی کرده / قاسم جعفری به او پیشنهاد بازی در سریال همسفر را داد اما در اخر این امرصورت نگرفت./
18 ماه بعد حمید با قاسم جعفری درمسافری از هند همکاری کرد./ در ابتدا قرار بود حمید نقش رامین و شهرام حقیقت دوست نقش فرزاد را بازی کند اما حمید خود فرزاد را به قاسم جعفری پیشنهاد داد و جعفری که متوجه استعداد سرشار او شده بود پذیرفت./ فیلم های سینمایی که تاکنون او در انها حضور داشته و اکران شده است شامل بازنده.چپ دست.قتل انلاین و بی وفا می باشد./او همچنین در فیلم های سینمایی سهراب و گناه من نقش افرینی کرده است./ به گفته ی خود در انتخاب نقش بسیار سخت گیر است و تا به حال کار های پیشنهادی بسیاری را از طرف افراد مختلف رد کرده است./
علاقه مند به نقش های مافیایی/کار های تلویزیونی حمید بعد از دانی و من دیوار شیشه ای و مسافری از هند تب سرد و کمکم کن می باشد./ / علاقه مند به نقش های غیر عادی./ شهاب حسینی او را به گروه موسیقی هفت پیشنهاد کرد./بعد از اتمام همکاریش با گروه هفت تا مدتی خواندن را رها کرده است./قرار بود در گروه موسیقی هنرمندان با محمد رضا گلزار امین حیایی و حسام نواب صفوی همکاری کند.
در یکی از مصاحبه های اخیر گفته است که اگر قرار است به خوانندگی بپردازد ترجیح می دهد تنها کار کند/ قصد داری کاستی با استفاده از شعر های مریم حیدر زاده به بازار ارائه دهد/بازیگری را بدون آتیه می داند./ به بازی ال پاچینو علاقه مند است/ در بین بازیگران ایرانی بازی پرویز پرستویی و اکبر عبدی را می پسندد./ دوست صمیمی او در جمع بازیگران شهاب حسینی است
ادامه مطلب ...
شهاب حسینی از
جمله از بازیگران موفق سینماو تلویزیون ایران است.که ابتدا با گویندگی در رادیو کار
خود را آغاز کرد کم کم به مجری تلویزیون رسید آنقدر قدرت بیان او بالا بود که از
سال 1377 تا 1378
به کار مجری گری مشغول بود در سال 79 چهره محبوب مردم در سریال موفق»
پس از باران«
حضور پیداکرد.شروع خوبی بود برای وارد شدن به دنیای بازیگری اعتماد خوب امیر قویدل
به شهاب حسینی باعث شد تا او فرصت خودنمایی هم در سینما داشته باشد حضور موفقی داشت
در کنار میتراحجار .پس از رخساره پیشنهاد های تلویزیونی را رد نکرد او در سال 80 در
دوسریال
»همسفر«
و
»پلیس
جوان«
که نقش اول این سریال داشت بازی کرد وخیلی راحت داشت از مجری گری کنار می رفت .
در سال 81 سال
پرکاری شهاب حسینی بود و انتخاب های موفقی نداشت برای بازی در فیلم نه چندان خوب
»آدمکها«
و بازی در حاشیه
»واکنش
پنجم«
تهمینه میلانی اما بازی بود که خیلی دیده شد.
»این
زن حرف نمی زند«
اوج هنرنمایی شهاب بود او در این فیلم در کنار حامد بهداد بازی کرد.
»زهر
عسل«انتخاب
بعدی او بود کار با کارگردان جوانی به نام ابراهیم شیبانی که از نظر خود شهاب خیلی
برایش خوب بود اما نمی شد بازهم این کار را سکوی بلندی برای شهاب بدونیم و یک سری
ضعف هایی در این کار دیده می شد و شخصیت پردازی شهاب حسینی در این فیلم خیلی بد
بود.
سال 82 سال بسیار
خوبی برای شهاب بود او باز هم به خانه اولش بازگشت شهاب با
»تب
سرد«
بهترین سریال چند سال اخیر را در آنتن داشت بازی تسحین برانگیز او در کنار بازیگران
سینمایی همچون حمید گودرزی و کامبیز دیرباز درخشید.درسال 82 این بار کار با پوران
درخشنده را تجربه کرد
»شمعی
در باد«
از کارهای موفق شهاب حسینی است که
کاندید دریافت
جایزه بهترین بازیگر نقش دوم
برای فیلم شمعی در باد
از جشنواره بیست و دوم فیلم فجر هم شد.
در سال 83 برای
بازی در
»رستگاری
در 8:20
«سیروس
الوند دعوت شد.شهاب در این فیلم نقش متفاوتی داشت مثل بهرام رادان که او هم نقش
متفاوتی را تجربه می کرد.بازی چشم گیر او باعث شد تا کاندید دریافت بهترین بازیگر
نقش اول مرد برای فیلم رستگاری در 8:20 از جشنواره بیست و سوم فیلم فجر بشود.
شهاب در عرصه
موسیقی هم فعالیت کرد حتی حمید گودرزی دوست همیشگیش را به گرو
»هفت«
معرفی کرد شهاب در 2 کاست
»سون«
ترانه هایی را دکلمه کرد.که در این عرصه موفقیت خودش را اصبات کرد.اما
این کارهای شهاب حسینی در حاشیه باعث می شود تا به نوعی از سینما دور باشد یا
برنامه شب سال تحویل که شهاب حسینی مجری اون برنامه بود یک مقدار شهاب را از کار
اصلیش که بازیگری است دور می کند.
در سال 84 در فیلم
»قتل
آن لاین«
مسعود آب پرور ظاهر شد که بسیار عالی به ایفای نقش پرداخت رد حالی که فیلمنامه و
کارگردانی ضعف داشت.
شهاب حسینی در حال
حاضر
»مدار
صفر درجه«
از سریال شبکه یک را در حال پخش دارد که به قول خود شهاب حسینی روی این کار زمان
بیشتری را گذاشته است.
ضمن این که شهاب
حسینی در جشنواره 25 فیلم فجر فیلم
»بچه
هابی ابدی«
پوران درخشنده که دومین تجربه کار شهاب با این کارگردان موفق سینما است را
داشت.
بیوگرافی رعنا آزادی ور:
با بازی در فیلم مارمولک (کمال تبریزی، 1382) فعالیت در سینما را آغاز کرد و با یک سال دوری از سینما با بازی در سه فیلم در سال 1384 موقیعت خود را در سینما تثبیت کرد. او با بازی در فیلم پارک وی (فریدون جیرانی، 1385) برای بار نخست بازی در نقش اول را همراه با نیما شاهرخ شاهی تجربه کرد.
......................................................
مجموعه آثار:
- مارمولک (کمال تبریزی، 1382)
- هوو (علیرضا داودنژاد، 1384)
- کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384)
- زاگرس (محمدعلی نجفی، 1384)
- پارک وی (فریدون جیرانی، 1385)